جوانان کمونیست

فیس بوک

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

فیس بوک

از این شماره به بعد سعی می کنیم برخی بحث ها و مطالب بحث برانگیز فیس بوک را در نشریه پوشش دهیم. فیس بوک نه تنها در روش ارتباطی بین افراد تاثیر شگرفی داشته بلکه در عرصه خبر رسانی هم یک مرجع مهم به شمار می رود. بیش از اینکه صحت و سقم اخبار مهم باشند، فضای موجود را نشان می دهد. آرزوها و تلاش ها را نشان می دهد. به همین دلیل فیس بوک امروز یکی از مهم ترین و قابل توجه ترین سایت های اجتماعی موجود است.اینکه انحصاری نیست و محدودیت زیادی برای ارسال خبر و عکس و فیلم و کامنت در آن نیست آن را بسیار محبوب کرده است. نکته جالب دیگر اینکه بر خلاف وبلاگ که می شد به صورت ناشناس وارد شد و کامنت داد اینجا این امکان بسیار محدود است. می شود اکانت مستعار ساخت ولی بعد از مدتی همان اکانت مستعار برای خودش شخصیتی می شود که انواع گرایشاتش برای دوستانش شنناخته می شود و در واقع به این ترتیب هر کسی باید مسئولیت پست هایش را به عهده بگیرد. این مشخصات فیس بوک را در نوع خود منحصر به فرد کرده و جایگاهی را به آن داده که هر کس می خواهد برای کاری که می کند تبلیغی بکند، چه سیاسی و غیره، برای خودش باید اکانتی در فیس بوک درست کند و سعی کند دوستانش را افزایش دهد.

امیدوارم این بخش با دخالت دوستان دیگر رونق بگیرد و بتوانیم بخشی از مباحث را منعکس و نظر خودمان را نیز مطرح کنیم. آی دی فیس بوک من navidminay است شما می توانید من را ادد کنید و از این طریق هم در این بخش تاثیر بگذارید.

اولین موضوعی که به آن می پردازیم نوشته ایست در اکانت  اتحاد سبز نوشته شده به نام " موسوی باید زندانیانمان را ازاد کند " که در زیر می بینید:

Untitled

اقای میر موسوی ما به تو رای دادیم ما به کسی رای دادیم که او را در اداره امور مملکت قاطع دیدیم >کسی که میخواست برای ما دموکراسی را بیاورد >اقای موسوی دوستان ما و جوانان این کشور برای شخص تو به خیابان امدند و برای رای گم شده ای که شما سخن گفتید ایستادند>برای تو جان دادند >برای شما خانواده ها عزادار شدند>برای شما دنیا به حرکت امد و برای نداهای بیگناهمان اشک ریختند>اقای موسوی ما یار تو بودیم >یار سبز تو>اقای موسوی برای شما جوانان ما به زندان افتادند و شکنجه شدند>اقای موسوی دانشجویان ما که با اصل حکومت مشکل داشتند برای بوجود امدن اتحاد به شما پیوستند و سبز شدند و اکنون اخراج یا زندانی هستند>پیر مردها و پیرزنهای ما در جلو دیدگان همه تحقیر و ضرب و شتم شدند>اقای موسوی دوستانمان در زندانند و مادرانشان چشم به راهند >در این شبهای سرد ساعتها را در پشت درب اوین به امید ازادی دلبندشان سپری میکنند> اقای موسوی تقاضا میکنم >رسما >سرگشاده>قبل از انکه دیر شود به مادران و پدران و ما سبزهای ایستاده در کنارت! هدیه ای ده و خود را تبدیل به یک گاندی کن >ما میخواهیییییییییییییییییییم تو گاندیییییییییییی شوی >به جلو اوین برو و نترس میلیونها انسان با تو اند >گلیمی بردار و در مقابل اوین در کنار مادران و پدران چشم براه بشین تا ازادی یارانت را نگرفتی بر نگرد!! بایست که گلها هم ایستاده میمیرند >روز عشاق است ما نمیتوانیم هدیه به همسران و دوستانمان بدهیم >غم در وجود ما موج میزند>به تمام مقدسات !! جنبش سبز در حال زیر زمینی شدن است و این یعنی فاجعه >این اخرین هشدار ما سبز های درون ایران به شماست>بگذار فرزندان و خانواده ات سالها با افتخار زندگی کنند و نامت همچون گاندی به نیکی بماند >از پستو و پوستی که در اطراف خود تنیده ای بیرون بیا >ما همه با هم هستیم>انتشار دهید >اتحاد سبز>سلولهای مبارزاتی زیرزمینی>۳۰ دانشجوی سبز>۱۰ جانبازسبز

در ادامه کامنت هایی هم آمده است که اکثرا در نقد این نوشته اند و به گذشته و حال موسوی پرداخته اند.

این نوشته با تبلیغی توهم امیز نسبت به موسوی شروع می شود، قاطع در اداره امور، کسی که می خواهد دموکراسی بیاورد!، جوانان برای موسوی به خیابان آمدند و نه حتی برای سیاست هایش بلکه برای شخص موسوی!! برای او جان دادند!!! دنیا هم گویا برای موسوی به حرکت آمد و غیره. جواب این همه توهم به موسوی را مردم در عرض این چند ماه داده اند، از مراسم ندا گرفته که موسوی اعلام کرده بود به مساجد و تکایا بروید و عزاداری کنید که مردم با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه به خیابان آمدند تا شعار های ساختارشکنانه ندهید ایشان که مردم به هیچ گرفتند و ساختار شکستند. موسوی از همان روز اول گفت به نظام پایبند است و برای حفظ نظام احساس مسئولیت کرده و به میدان آمده است، در مناظره هایش همین را اعلام کرد که برای نظام احساس خطر می کند و طبق وظیفه اش برای حفظ نظام به میدان آمده است. نظامی که ۳۰ سال جنایت و کشتار در پرونده اش دارد را می خواهد تداوم ببخشد پس آزادی زندانی سیاسی از اهداف او نمی تواند باشد. موسوی اعلام کرده است خواستار "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" است، مگر جمهوری اسلامی از روز اول بدون زندان بود؟ که حالا موسوی بخواهد زندانی سیاسی آزاد کند؟ جمهوری اسلامی با کشتار وسیع دهه ۶۰ که خود ایشان شخص اول دولتش بود تثبیت شد حالا زندانی آزاد کند؟! موسوی می خواهد قانون اساسی اسلامی را مردم رعایت کنند، قانون اساسی اسلامی یعنی زندان و شکنجه و قصاص و سنگسار!

ولی نکته مهم اینست که زندان و به خصوص زندانی سیاسی مظهر اقتدار حکومت های دیکتاتوریست و قوه قضائیه این حکومت ها پاسبان این اقتدار است، موسوسی نمی خواهد اقتدار حکومت اسلامی را خدشه دار کند و کسی را آزاد کند. موسوی و دار و دسته اش فقط وقتی به یاد زندانی سیاسی می افتند که دوستان خودشان را بگیرند، فقط وقتی به یاد آزادی بیان می افتند که روزنامه های خودشان را ببندند، و حتی خودشان در محدود کردن و از بین بردن آزادی بیان زن و کارگر و فعال چپ و آزادیخواه سنگ تمام گذاشته اند.  مقایسه موسوی و گاندی را هم به حساب توهم طرفداران موسوی می گذاریم!

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: