1ـ ذات بشر
انسان بخش اعظم حیات خود را در کمون اولیه سپری کرده. جوامع طبقاتی (برده داری، فئودالیسم و کاپیتالیسم) شکلهایی از زندگی اجتماعی هستند که در اثر ظهور محصول اضافه به وجود آمده اند. حیات مستقل از هر شکلی که جامعه دارد وابسته به کار است. کار در کمون اولیه بنا به خواص طبیعی انسان ضرورتاً از نوع همکاری بوده. بنابراین کار چون پیش شرط حیات است و همکاری چون ضرورت طبیعی- اجتماعی است با ذات بشر عجین شده اند. برای همین انسان از خلق اثر خود لذت میبرد و در مواقع غیر منتظره اگر مغز خودبخود نه "عاقلانه" عمل کند دستور کمک میدهد.
اما به دنبال پیشرفت تکنولوژی تولید و نتیجتاً ظهور محصول اضافه، بخشی از جامعه مسئولیت تصمیمگیری در مورد محصول اضافه را به عهده گرفت و بخشی مسئولیت تولید محصول را. به این ترتیب نظامهای طبقاتی شکل گرفتند و سرانجام امروز به متأخرترین و مدرنترین شکل آن یعنی سرمایه داری رسیده است.
سوسیالیسم نوعی شیوه تولید است مبتنی بر تلاش جمعی و تشریک مساعی که به دلیل خوانایی آن با ذات بشر تحقق این اصل اساسی یعنی، از هر کس به اندازه توانش و به هر کس به اندازه نیازش، را تضمین میکند، شرایط را برای شکوفایی استعدادها در هر زمینه ای که آدمها علاقه دارند فراهم میکند و یک زندگی انسانی را ممکن میسازد.
2ـ مردم و مذهب
اسلام دینی است که میگوید کافر را، یعنی کسی که این عقیده را قبول ندارد، باید کشت. میگوید مرتد را، یعنی کسی که از این عقیده دست کشیده، باید کشت. میگوید "زناکار" را، یعنی کسی که رابطه جنسی خارج از ازدواج داشته، باید کشت. میگوید مجرم را، در مورد بعضی از جرایم، باید کشت. میگوید احکام وحشیانه قصاص، شلاق و قطع دست و پا را بیرحمانه اجرا کنید.
میگوید مرد مالدار اگر بخواهد میتواند چهار "زن عقدی" و تعداد بیشمار "صیغه" داشته باشد. میگوید زن کشتزار مرد است و اگر مخالفت کرد میتواند او را بزند. جایجای قرآن مقام زن را از انسان به "کنیز ملکی به تصرف درآمده" تنزل داده و با "مهریه" و "نفقه" و "تعدد زوجات" و "صیغه" فحشا را شرعاً رسمیت بخشیده. حق طلاق را از زنان گرفته و حجاب را اجباری کرده. میگوید پدر صاحب فرزند است و حق حضانت را از مادران گرفته. میگوید ارث دختر نصف پسر است و در دادگاه شهادت دو زن به اندازه یک مرد ارزش دارد.
مردم ایران نه فقط به این معنا مسلمان نیستند، بلکه از نظر مناسک مذهبی مثل روزه و نماز و حتی مفاهیم مذهبی مثل قسمت و حکمت و آخرت هم مسلمان نیستند. اصلاً بخش عظیمی مقابل مذهبند. سکولاریسم، جدایی مذهب از دولت، جداً به طور واقعی خواست اکثریت قریب به اتفاق مردم است. حال عده ای که هنوز اصرار دارند نام مسلمان بر خود گذارند علتش از سر ایمان به حقانیت اسلام نیست، علتش به نظر من ترس از سرگردانی در بیابان بحران هویت و در مورد خدا درغلطیدن به ورطه ناامیدی است. بنابراین وقتی کمونیسم بعینه قابل مشاهده باشد یقیناً بگرمی مورد استقبال عمومی قرار خواهد گرفت.
3ـ توان سرکوب رژیم
مردم برابری میخواهند، حکومت تبعیض طبقاتی و جنسی تحمیل میکند. مردم آزادی میخواهند و بخصوص در مورد بیان، عقیده، تشکل، اعتصاب و ... آزادی بی قید و شرط میخواهند، حکومت اختناق تحویل میدهد. مردم یک زندگی شاد و مرفه میخواهند، حکومت اسلامی به نوعی شادی و رفاه را شبه گناه میداند. اصلاً مردم حکومت مذهبی نمیخواهند و حکومت هم نمیتواند مذهبی باشد، پس انقلاب اجتناب ناپذیراست.
اما آیا حکومت توان سرکوب دارد؟ هرچند ممکن است برابری طلبی و آزادیخواهی در فرهنگ جامعه، به دلیل حاکمیت ارتجاع اسلامی، فی الحال به آن درجه ای نباشد که مد نظر ارکان عقیدتی کمونیسم کارگری است، ولی خواسته طبقه کارگر در نظام سرمایه داری خودبخود رنگ و بوی چپ به خود میگیرد و سوسسیالیسم و حزب کمونیست از همینجا می آید*. حزب کمونیست کارگری حرف دل دردمندانی را میزند که چاره شان انقلاب است، تحقق خواستهایشان ارزش انقلاب را دارد و از چیزی هم برخوردار نیستند که محرومیت از آن نگرانشان کند. برابری و آزادی خواسته دیرینه توده عظیم کارگران است. این توده عظیم سرانجام به میدان می آید و شدیداً یک نیروی رهبری کننده می طلبد (اینجا فضا برای ابراز وجود علنی رهبران عملی بازتر میشود). تنها نیرویی که منافع طبقه کارگر را نمایندگی میکند، آمادگی رهبری را دارد، مدعی تشکیل حکومت است و از سالها قبل وجود خود را به اثبات رسانده، حزب کمونیست کارگری است. حزب کمونیست کارگری تأیید بخش پیشروی جامعه را همین امروز به دست آورده و در جریان انقلاب، توده زنان رهبری طبقه کارگر را، که به یمن وجود حزب و رهبران عملی یک نیروی متشکل انقلابی است، قبول میکنند. چرا که این، جمهوری اسلامی، حکومت مذهبی سرمایه است و پرچم انقلاب طبقه کارگر "یک دنیای بهتر" است. بنابراین اولین نیرویی که به طبقه کارگر میپیوندد و تشکلهای خود را سازمان میدهد زنان هستند، چه حال چه بعد.
از آن طرف همزمان حزب به عنوان صدا و نماینده منتخب مردم ایران خواهان تحریم سیاسی جمهوری اسلامی میشود. بنابراین توان سرکوب رژیم بالا نخواهد بود. خصوصاً این که تجربه از خط قرمز رد شدن و زیر پا گذاشتن قوانین جمهوری اسلامی از پیش وجود دارد. چرا که فقط کافی است برای مثال جوانی بدون روسری بیرون بیاید تا قانون جمهوری اسلامی نقض شده، ابهتش بریزد. همچنین انقلاب آتی ایران حمایت بشریت متمدن را، که به یمن وجود حزب از اخبار اعتراضات مردم مطلع است، با خود خواهد داشت. انقلاب آتی ایران انقلابی است علیه تبعیض طبقاتی و آپارتاید جنسی.
----------
*اگر قبول داریم مارکسیسم عمیقترین نقد به نظام سرمایه داری است، زندگی کارگری پایه های درک این تئوری را میدهد. برای مثال این را که اعتبار آدمها با مالکیت سنجیده میشود یک کارگر در زندگی خود حس کرده. همینطور این را که کار هر چه بهتر و بیشتر، سرمایه قویتر و این که خاکی که یک متر را از آن نمیتوان خرید هیچ تقدسی ندارد.
4ـ خواست بورژوازی جهانی
بیس سیاسیت خارجی دولتهای بورژوازی در رابطه با ایران کمونیستی نشدن این جامعه است. بورژوازی جهانی تاکنون بند و بستها کرده که ایران کمونیستی نشود، کارگران به قدرت نرسند، اقتصاد سوسیالیستی شکل نگیرد و برابری و آزادی متحقق نشود تا بتواند به حکومت سرمایه داری خود ادمه دهد. بنابراین در این شکی نیست که بورژوازی جهانی میخواهد ایران کمونیستی نشود، اما سؤال اینجاست که آیا میتواند مانع شود؟ سیاستهای ملیتاریستیی دمکراسی غربی که بوش آن را نمایندگی میکرد همین امروز شکست خورده. ارتش بورژوازی به چه بهانه ای میتواند به جمهوری سوسیالیستی حمله کند؟ اگر "یک دنیای بهتر" پرچم انقلاب کارگری باشد همه راجع به آن از موضع تمجید حرف میزنند و حمله به آن جهان را مشمئز میکند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


