سین سین، ایران
والنتاین غوغا بود
"خیابانهای تهران دیشب قلقله بود. توی تجریش جوونها میرقصیدند. همه بغل میکردن همدیگر رو. توی خیابونهای تهرون این کارها خیلی کیف داره. تو سرما لبو میخوردیم و باقالی تا ساعت سه صبح جشن بود. توی پارک وی گشتی ها خواستند جلوی جوونها رو بگیرند، همه ماشینها وایستادن و درها رو باز میکردن و صدای ضبط ها بلند بود. وسط پارک وی جوونها میرقصیدند، اینقدر جمعیت زیاد شده بود که گشتی ها هرکدوم از یکطرف در رفتند با فضاحت. چند تا از پسرها چادر این خواهر بسیجی ها رو از پشت میکشیدند پایین. اینقدر با فضاحت برگشتن که نگو. پارسال هم شلوغ بود اما امسال یه چیز دیگه بود. توی ولی عصر هم شلوغ بود، شادتر بود، یکسره رقص بود. تا صبح جوونها در خیابان بودند. تازه مثل اینکه 7 تیر شلوغتر هم بوده."
ج.ک: "سین سین" عزیز مرسی از گزارش مختصری که دادی، امیدواریم بتونی مفصل در مورد والنتاین بنویسی. همینطور در مورد مسائل دیگر. واقعا هم در خیابانهای تهران رقصیدن و حجاب و آپارتاید جنسی را فراری دادن خیلی کیف دارد. امیدواریم بزودی هر روز این کیف ها برقرار بشه!
دانشجوی سوسیالیست
شور و حال داشته باشید
این نامه را شهلا دانشفر در اختیار ما قرار داده است:
"با سلام خدمت خانوم دانشفر عزیز و همچنین خسته نباشید به تمام اعضای حزب.
من یکی از دانشجویان سوسیالیست در ایران هستم. از 14 سالگی با کمونیست آشنا شدم تا حالا که 21 سالم هست. متاسفانه از اعضای حزب نیستم و در توان مالی من نیست که بتونم به کانال جدید کمک بکنم. به دلایل امنیتی هم با حزب تماس نزدیکتر ندارم چون فکر میکنم وجودم بعدها پس از سرنگونی جمهوری اسلامی با تمام خرافات و و حماقتهای مذهبی بیشتر به درد حزب میخوره. هدفم از این نامه شکایت از کانال جدید هستش. از اینکه هیچ حرف انقلابی در میان صحبت هاش نیست، شور و شوقی نداره، از کلماتی در برنامه ها استفاده میشه که عامه فهم نیست. خودتون بهتر از من میدونین که نیازی نیست که الان همه بفهمن کمونیسم یعنی چه؟ وقت زیاده، الان موقعه انقلابه. الان همون زمانی هستش که منصور حکمت میگفت، همون پنجره پیش روی ماست. دانشجویان سوسیالیست در ایران کم نیستن. همه خسته شدن از این حکومت اسلامی ضد انسان. فکر کنم الان وقتشه که از اون پنجره وارد بشیم و یک کاری کنیم. الان که این کانال در اختیارمون هستش چرا این اتفاق نیفته؟ چرا حال که همه سران این حکومت آخوند مسلک به جان هم افتادند؟ و مشکل با هم دارند کاری نکنیم؟ شهرام همایون رو ببینید. همون جلاد بورژوازی چطور در میان عامه مردم جا باز کرده؟ تنها به واسطه چندتا داد و فریادی که میکنه شور و هیجانی که میده، آخوندها را مسخره میکنه، چند تا قربونت برم و اینجور حرفها میزنه که عوام خوششون میاد. اینجا ایرانه، بیش از 2500 سال مردم رو در حماقت نگاه داشتن، 30 ساله که حقوق انسانی جای خودشو به ضد انسانیت داده. تا زمانی که این حکومت ارتجاعی در ایران حاکم باشد نمی شه با بحث و توضیح همه چیز رو به این مردم فهموند. روند کانال جدید بدین شکل میخواد به مردم بفهومنه که کمونیسم یعنی این و اون و غیره اما سوال اینجاست که چرا باید اینطور باشه؟ مردم انقلاب میخوان، داد و فریاد میخوان، کسی که از فقر و خفقان به تنگ اومده با متانت و آرامش که حرفشو نمی زنه!!! فریاد میشکه، خشم شو نشون میده. کانال جدید هم اگه صدای مردم ایرانه باید نشانگر این فریاد باشه نه اینکه مثل سران این رژیم تنها از مهر و محبت و دوستی زده بشه. این حرفها در حوزه علمیه گفته میشه مردم از دهن همین آخوندها هم میشنوند. نمیخوان که کانال خودشون هم تنها به این حرفها بسنده کنه. البته قبول دارم که چند هفته ای است که برنامه ها بهتر شده اما بهتر است از افرادی که توانایی سخنوری بالای دارند بیشتر استفاده شه تا کسانی که صرفا از لحاظ تئوریک بالا هستن. (امیدوارم این جمله رو جسارت به اعضای حزب تلقی نکنید.) در ضمن سایت حزب مدتهاست که به روز نشده. همچنین بهتر که کمی هم مطلب در رابطه با ماهیت کمونیسم برای عامه بگذارید تا که شاید نظر مردم در رابطه با کمونیسم با توجه به تبلیغات جهانی که بر ضدش میشه عوض بشه. البته بدون اصطلاح (دشوار) باشه بهتره. در آخر اگه بد حرف زدم واقعا ببخشید. از تحلیل رفتن استعداد ها و توانایی های خودم و دیگران خسته ام. نمی خوام حزبی که تنها التیام بخش درد همه است راهشو کج کنه و اصل قضیه رو فراموش کنه. از اینکه به حرفهای یه جوون سوسیالیست ستم دیده از دنیای بورژوازی گوش دادید متشکرم. به امید انقلاب کارگری به رهبری حزب کمونیست کارگری."
ج.ک: رفیق عزیز "دانشجوی سوسیالیست"، ما که از نامه صریح و رک و راست شما خوشحال شدیم. البته با یک چیزهای آن موافق نیستیم. ولی با هسته اصلی و توقعی که در آن مطرح کرده اید توافق داریم و امیدواریم به راه عملی کردن این توقع توجه کنید. بگذارید یکی یکی جلو برویم:
نکته اول: چرا عضو حزب نیستید؟ چرا فعالانه به سازمان جوانان کمونیست نمی پیوندید؟ مسائل امنیتی را ما میفهمیم اما همین الان خیلی هستند که دارند خیلی کارها میکنند و با حزب هم مرتبط هستند ولی هزار روش وجود دارد که این ارتباط را از چشم پلیس مخفی کرد. معلوم نیست بدون دخالت فعال امثال شما و هزاران نفر مثل شما چطور حزب میخواهد یک انقلاب کارگری را سازمان دهد و به پیروزی برساند. البته حتما باید خودتان را در همه حال حفظ کنید و این یک فاکتور اصلی در سیاست سازماندهی ماست. آدمیزاد اساس جنبش ما در همه سطوح مختلف آن است. ولی الان بخصوص کانال جدید که دیگر کار را آسان کرده است تا این حزب و حرفها و رهبرانش را به دهها و صدها نفر در دانشگاه و خارج دانشگاه معرفی کرد و آنها را حول حزب متشکل کرد. در نتیجه چون شما رک و راست حرفتان را زدید، ما هم دوست داریم بگویم که آن "امنیت" یک جور مانع است برای نزدیک نشدن به حزب. حالا دلیلش چیست را نمی دانیم و نمی خواهیم حدس و گمان بزنیم. اما میدانیم که یک سنت عمیق و ریشه دار حزب گریزی در ایران هست که براستی یک مانع بزرگ سر راه ماست. (البته صرف نامه شما به رفیق شهلا دانشفر نشان میدهد که عملا با حزب تماس گرفته اید و عملا نزدیک شده اید! و از این بابت خیلی خوشحالیم.)
نکته دوم: تصویری که از کانال جدید میدهید صحیح و منصفانه نیست. اینطور نیست که ما فقط داریم به مردم توضیح میدهیم که کمونیست چی هست و چی نیست. (حال از آن مقایسه نادرست شما با حوزه و سران رژیم میگذریم که حقیقتا بهتر که وارد بحثش نشویم.) کانال جدید مجموعه ای از برنامه های متنوع دارد. بخشی از آن دارد در مورد مبانی کمونیسم صحبت میکند، بخشی از آن دارد راجع به مبارزات و اعتراضات جنبش های مختلف اجتماعی صحبت میکند و به آنها خط میدهد، بخشی به امر سازماندهی و تماس با حزب معطوف است، و بخش عمده و اصلی آن آژیتاسیون سیاسی و افشاگری سیاسی روزمره است. پیش بردن کمپین های مبارزاتی معین است و غیره. آژیتاسیونی ترین بخش کانال جدید که پر ببننده ترین و جذابترین بخش آن است، برنامه های زنده است که جوهر مشترک آنها اتفاقا مساله سرنگونی و بسیج مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی و انقلاب علیه وضع موجود است. منتها ما به اصطلاح خالی نمی بندیم. بلکه در همه حال داریم ملزومات واقعی به پیروزی رساندن انقلاب را با دقت و بطور مستمر به مردم یادآور میشویم. و آن خود حزب است. حزب کمونیست کارگری. بدون یک حزب عظیم و پرنفوذ و سازمانیافته یا انقلابی در کار نیست و یا اگر در کار باشد پیروزی آن به شانس و اقبال بستگی خواهد داشت. به این بستگی خواهد داشت که ما چقدر سریعا بتوانیم چنین حزبی را بوجود بیاوریم و فرصت را از دست ندهیم. آنهم در این دنیایی که بورژوازی اینهمه آماده است و شصتاد جور آمادگی و تجربه در سرکوب انقلابات و عقیم گذاردن آنها دارد. در نتیجه اینجا هم شما اهمیت حزب را نمی بینید. برایتان عجیب است که ما هیاهوی الکی نمی کنیم و اتفاقا با متانت و محکم و عاقلانه راه واقعی را نشان مردم میدهیم. یعنی در مورد این اختلاف دوم با شما باز به همان موضوع حزب میرسیم.
نکته سوم: ما با شما کاملا موافقیم که مردم انقلاب میخواهند. الان بقول شما به نقل از منصور حکمت شانسی و فرصتی است جلوی جامعه و طبقه کارگر و کمونیسم باز شده است. اما چه چیزی این شانس را بالا میبرد و تحقق یافتن آنرا تضمین میکند؟ چه چیزی به ما امکان میدهد که بقول شما از این پنجره وارد شویم؟ اینجا هم باز به حزب میرسیم و ربط آن با مردم و مبارزه شان برای سرنگونی جمهوری اسلامی. ما باید بتوانیم آن مبارزه را با این حزب متصل کنیم و این صرفا با فراخوان دادن به اینکه فلان جا جمع بشوید حاصل نمی شود. ما فراخوان واقعی تری داریم. فراخوان ما این است که این حزب را به هر محله و کارخانه ببرید، به هر دانشگاه و مدرسه و بیمارستان و اداره ای ببرید، همه جا واحد ها و حوزه های حزب را تشکیل دهید، کاری کنید که مردم محله و کارخانه و کلاس دانشگاه از این حزب و آرمانها و رهبران آن علنا حرف بزنند و از شعارها و فراخوان هایش (مثلا همین 8 مارس که نزدیک میشود، مثل از حجاب برگیران و شکستن آپارتاید جنسی و غیره) صحبت کنند. و همه این فعالیت ها را با حزب کمونیست کارگری و مرکزیت آن متصل کنید. هر قدم که این فعالیت پیش برود ما بطور واقعی به یک نیروی سیاسی که توده های مردم را در صحنه عمل جابجا میکند تبدیل میشویم. پس برای آنکه آن پنجره را به دروازه ای تبدیل کنیم باز باید بر حزب تاکید کنیم.
رفیق عزیز به شما پیشنهاد میکنیم که بویژه مباحث بعد از پلنوم 30 در مورد حزبیت و همچنین بحث حزب و قدرت دوگانه حمید تقوایی در پلنوم 31 را بدقت مطالعه کنید. این مباحث اتفاقا در پاسخ به دغدغه واقعی همه انسانهای عاصی از وضع موجود و کسانی نظیر شما بعنوان "یک جوان سوسیالیست ستم دیده" طرح شده است. مشتاقانه منتظر نظرات شما هستیم.
منصور ترکاشوند
اهمیت تلویزیون و..
"سلام چطوري، تي وي چهار پايه اي بسيار مهميست . اگر چه داستان دو شهر آقاي مدرسي كرانه عقب مانده ترين برخورد به عصر اينترنت و ماهواره است وراستش من از اين برخورد به ماهواره واينترنت بدتر و عقب مانده تر نديدم ، اما ما هم از اين چهار پايه كاملا درست استفاده نمي كنيم . ببين صفحه تي وي يك صفحه بسيار با ارزش است . هر سانتش با ارزش است . نمي فهمم كه چرا صفحه تي وي ما خاليست ! چرا پر نيست و اين در حاليست كه مثلا صفحات نشريه جوانان كمونيست با دقت بسيار زياد كادر بندي ميشود و ما بطور غريزي قدر هر سانت نشرياتمان را ميدانيم . ما بايد هميشه يكي از شعارهايمان را روي صفحه تي وي تبليغ بكنيم فارق از نوع برنامه ! مهم نيست برنامه سي دقيقه باشد يا يك ميز گرد يا پخش زنده مهم اينست كه يكي بودن حزب و برنامه هايش با شعاري مشترك براي سازماندهي مردم مطرح شود . آقاي همايون همين كار را با "ما هستيم" كرده است والبته اتفاقا آقاي "ما هستيم" ثابت مي كند كه مردم تلويزيون كانال جديد را در وسعتي به مراتب بالا تر از تصور ما نگاه مي كنند! نقدت به مخالفين بحث قدرت دوگانه را هم تعقيب مي كنم .فكر مي كنم يك نكته را بايد به بحث تو اضافه بكنيم ببين تا دوسال پيش همين آقاي "ما هستيم" تي وي داشت ما مي رفتيم روي تي وي ايشان يكساعت برنامه اجرا مي كرديم ! حالا برعكس ما تي وي داريم ايشان ميايند وروي تي وي ما برنامه اجرا مي كنند .اين ثابت مي كند كه اتفاقا ما يكي از دو قطب قدرت شده ايم! به همين ساد ه گي اگر كسي غرض و مرض نداشته باشد مي تواند اين قدرت دوگانه را با همين مشاهد ه ساده و مدرن ببيند! مخلص تو منصور"
ج.ک: منصور عزیز مرسی از اظهار لطف شما. در مورد استفاده بهتر از صفحه تی وی نکته شما را با رفقای دست اندرکار در میان میگذاریم. در مورد اینترنت و تی وی، این دوستان ما خوب است لااقل ببینند که چطور حتی بورژوازی که کلی امکانات در اختیارش هست نمی تواند یک قدم بدون اتکاء به این ابزارها بردارد. (مثلا به کاربرد اینترنت در پیروزی پر خرج اوباما دقت کنند.) معلوم نیست در زمانی که بورژوازی با "فراری" میتازد چطور کمونیست هایی میخواهند با الاغ و ارابه از او ببرند. حتی در عالم خیالی قصه های چارلز دیکنز هم شدنی نیست. چه رسد در عالم واقع و خشن مبارزه طبقاتی. در مورد بحث قدرت دوگانه و نقد بهانه های بوف کوری نسبت به آن هم امیدوارم فرصت بشود و ادامه بدهیم. مخلص مصطفی.
امضاء محفوظ
ناله های رفسنجانی
"این خبر در اینترنت بود، مختصر و مفید:
رفسنجانی: هرچه جلوتر می رویم اوضاع بدتر می شود
رفسنجانی طی سخنانی که در روزنامه آفتاب یزد درج شده، گفته است از لحاظ وابستگی كشور به نفت و واردات اوضاع خوب نیست. در حال حاضر 60 میلیارد دلار واردات داریم. فكر می كنم هر چه جلوتر می رویم از لحاظ اجرایی با آرمانهای امام فاصله می گیریم. در همین فاصله زمانی كم گذشته نفت بشكه ای 100 دلار بود و می توانستیم یارانه ها را به مردم بدهیم، ولی الان به هیچ وجه امكان ندارد. از لحاظ مردمی با انتخابات 99 درصدی شروع كردیم و در حال حاضر در بعضی از انتخابات به 30 درصد و در بعضی از شهرهاى حساس مثل تهران به زیر 30 درصد رسیدیم كه آسیب است. در باره مسائل فرهنگی هم هرچه جلوتر می رویم، روز به روز اوضاع بدتر می شود و حتی بداخلاقی ها به خانه ها سرایت می كند. بی انصافی و فساد در حال بالا رفتن است."
ج.ک: خود جناب سردسته دزدهاست البته. حالا اوضاع نظام شان تیره و تار شده است و به جان هم افتاده اند و دارد اینجور میگوید. مثلا آن انتخابات 99 درصدی از آن دروغ های بزرگ و شاخدار آخوندی است که حاج آقا بعنوان خاطره روزهای خوش از آن سخن میگوید. تصورش را بکنید سه هفته قبل از قیام و چند هفته قبل از رفراندم جمهوری اسلامی هزاران زن در خیابانهای تهران رژه رفتند و علیه حجاب فریاد زدند. زنها میگفتند "انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم". یعنی 99 درصد زنان رفتند و به جمهوری اسلامی رای دادند؟ نکند همان یک درصد فقط زنها بوده اند؟ کردستان بلافاصله با لشکر کشی جمهوری اسلامی روبرو شد، آیا آنجا هم 99 درصد مردم رای دادند؟ همانوقت ها به مسجد سلیمان می گفتند "مسکو سلیمان" بخاطر نفوذ چپ و کمونیسم، آیا همه اینها رفتند و رای دادند؟ تردیدی نیست که در ابتدا هنوز بخش خیلی زیادی از مردم نمی دانستند جمهوری اسلامی یعنی چه و رای دادند، ولی 99 درصد دیگر مثل آمارهای امروز احمدی نژاد می ماند. تازه همین جمهوری اسلامی 99 درصدی خیلی زود مجبور شد با حزب الله چرخانی در خیابانها و به گلوله بستن صف کارگران بیکار و حمله به شوراهای کارگری و لشکر کسی به کردستان و غیره رای "99 درصدی" را حفظ کند. اگر رژیمی واقعا اینهمه که هیچ حتی نصف اینهم پایه داشت دیگر آنهمه کشتار و جنایات و زندان و قمه و زنجیر در خیابان از روز اول برای چه بود؟ برای چه دانشگاه را به خون کشیدند و دو سال تعطیل کردند و انقلاب فرهنگی یعنی پاکسازی خونین و جنایتکارانه کردند؟ لابد آن یک درصد مال دانشگاه بود. خلاصه انگار در تمام این 30 جمهوری اسلامی داشته با آن "یک درصد" می جنگیده و بجایی نرسیده است.
پولاد از خوزستان
نامه به "رفیق کیان"
پولاد عزیز نامه شما با عنوان "نامه به رفیق کیان" دریافت شد. به دلائلی که جداگانه به شما توضیح خواهیم داد چاپ آنرا درست نمی دانیم. همچنین قبلا هم مقاله ای همراه با سوالاتی از شما دریافت کردیم. متاسفانه در هفته های گذشته فرصت پرداختن به نوشته شما نشد. امیدواریم که در فرصتی به سوالات شما بپردازیم. پوزش ما را بپذیرید و امیدواریم که جبران کنیم. جوانان کمونیست.
بابک کسرایی، تورنتو
قول بابکی و خاتمی
"1)ببخشید مطلب ندادم. قول میدم از همین هفته دیگه شروع کنم. قول بابکی! قسم به خانوم فاطمه زهرا.
2) خاتمی آمد. الحمدالله. شعار بعضی ها شده "خاتمی مرد، زنده باد خاتمی". از الان حزب و کانال جدید باید بروید توی شکم خاتمی. چون بهرحال اکثر مردم شرکت خواهند کرد و به او رای میدهند."
ج.ک: به اطلاع خوانندگان برسانیم که "قول بابکی" در دقیقه 120 اجرا شد. یعنی وقت اضافی هم تمام شده بود و حتی فرصت خواندن مقاله ارسالی هم نبود. در نتیجه به پنالتی میرسیم و نتیجه هفته دیگر اعلام خواهد شد. در مورد آمدن خاتمی و اینکه "اکثر مردم شرکت خواهند کرد و به او رای میدهند" البته ارزیابی دوم خردادی هاست. اما به نظر من الزاما اینطور نخواهد بود. اوضاع فرق کرده است و تاریخ دوبار تکرار نمی شود، حتی بصورت کمدی! البته این "انتخابات" خیلی مهم است و مردم هم حتما در یک چیزی "شرکت خواهند کرد" اما نه انتخابات بلکه بهم ریختن بساط انتخابات و استفاده کردن از فضا برای طرح خواست ها و مطالبات خود و پیشروی علیه جمهوری اسلامی. و بالاخره اینکه نقش حزب ما و کانال جدید بسیار مهم است. در ضمن این هجاریان موقعه ای که بازجو و جلاد بود و باید چپ ها را پیدا میکرد و به دست تیر خلاص زنهایی چون احمدی نژاد می سپرد، گویا کتاب "هژدهم برومر" مارکس را خوانده و این عبارت انقلاب مرد زنده باد انقلاب را خوشش آمده، اما متاسفانه او و نوچه هایش این عبارت را به هر نجاستی آلوده کرده اند. خاتمی از همان اول هم مرده بدنیا آمد. مثل احمدی نژاد و هجاریان و کل نظام اسلامی.
امضاء محفوظ
ماهواره امید و ولنتاین
" ماهواره امید كه توسط جمهوری اسلامی پرتاب شده بیش از هر چیزی مایه تمسخر مردم در ایران شده در زیر چند نمونه از جك هایی كه با اس ام اس و پی ام منتقل می شوند رو میفرستم، البته چند تا جوک جالب دیگه هم هست:
- در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت
- سردار رادان: پس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره تذکر داده شد، حجاب خود را رعایت کنند
- ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد
- جدیدترین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! به دلیل نور زیادی که از مرقد امام می آید کور شدیم
البته یک جوک هم در مورد ولنتاین هست که جالب است:
- به دليل متقارن شدن ايام دهه فجر با روز ولنتاين، عروسک امام خميني وارد بازار شد
جالبتر این است که یک عده ای مرتجع تر از جمهوری اسلامی پیدا شدند و میخواهند ولنتاین را با "سپندار مذگان نماد عشق ایرانی" عوض کنند. این هم آگهی تبلیغاتیشون.
در ضمن دقت کنید آیه های اوستایی هم مثل قرآن در مورد زنان صحبت میکند. حواستان باشد که "اشه" را هم به معنی "راستی و درستی" معنی کرده اند. اما باید همان "عفت" اسلام باشد.
و بالاخره یک عکس یادگاری اسلامی به مناسبت ولنتاین را ببینید:
| < قبلی | بعدی > |
|---|


