هادی واقفی، کانادا
جوانان کمونیست و کانال یک
"مصطفی جان سلام و خسته نباشید. داشتم تلویزیون کانال جدید را نگاه میکردم که آقای همایون حرفهایی زد که فکر کنم برای خوانندگان نشریه جوانان کمونیست جالب باشد. ایشان گفت: "اخیراً یک مقاله ای دیدم در سایت جوانان کمونیست که نویسنده جنبش ما را به دفاع از سلطنت و یک جریان سلطنت طلب معرفی کرده است. من در اینجا اعلام می کنم که جنبش ما از هیچ روش خاص حکومتی حمایت نمی کند. بله، در این جنبش مشروطه خواه داریم. ممکن است سلطنت طلب داشته باشیم اما اینها نمی توانند عقاید سیاسی خودشان را در جنبش دخالت بدهند. ما طرفدار آزادی هستیم... مگر ما در همین تلویزیون به شما برنامه ندادیم؟ مگر شخصیت های شما را به اینجا نیاوردیم؟ شما چه؟ روی سخنم با شماست آقای تقوایی. ما طرفدار آزادی هستیم... معتقدیم هر ایرانی باید آزاد باشد. ما هیچ کاری با پوشش مردم نداریم. به ما چه که کسی روسری سرش می کند یا نمی کند. به ما چه که کسی طرفدار چه مذهبی است. ما معتقدیم که کمونیست ها در طول سالهای گذشته قدم هایی برای آزادی و در دفاع از آزادی مردم برداشته اند. اما شما چه؟ آیا معتقد هستید که جریان دیگری غیر از خودتان قدمی برای آزادی برداشته است؟ معتقدیم که در فردای ایران کمونیست ها می توانند حزب داشته باشند. دفتر داشته باشند و حتی در حکومت سهیم شوند.."
مصطفی جان، حافظه ام زیاد بد نیست. می توانی در صحت و دقت جملات مطمئن باشی. ضمن آنکه در لابلای حرف هایش به مجاهدین هم اشاره کرد و گفت روی سخنم با مجاهدین هم هست. با تشکر. هادی واقفی، کانادا."
ج.ک: مرسی هادی جان که مشاهدات و آنچه که در حافظه داشتی را برایمان نوشتی. بهر حال در مورد آنچیزی که شما نقل کرده اید باید بگویم که به احتمال قوی اشاره آقای همایون به مقاله هفته قبل در نشریه است با عنوان: "ما هستیم" و سرگردان. ایشان ظاهرا عصبانی شده است که ما انتساب "ما هستیم" به سلطنت طلبان و اپوزیسیون راست را فرض گرفته ایم. ایشان میخواهد بگوید که "جنبش ما هستیم" به هیچ جنبش سیاسی معینی وابسته نیست بلکه همه جور افکار و عقاید سیاسی در آن هست. و گویا این "جنبش" طرفدار آزادی است. خب خیلی روشن است که آقای همایون قدری درک و شعور و تجربه سیاسی مخاطبان خود را دست کم گرفته است. دوره جنبش های "همه با هم" گذشته است. خیلی روشن است که آقای همایون و "جنبش ما هستیم" ایشان به یک گرایش و جنبش سیاسی ایران تعلق دارد. من کاری به تک تک افراد ندارم. دارم خط و جهت "ما هستیم" را بحث کنیم و خیلی روشن است که این حرکت به کدام نیرو و جنبش اجتماعی تعلق دارد. سلطنت طلبان تنها شناخته شده ترین جریان این جنبش است. اما جنبش مذکور وسیع تر از این است. منظور جنبش ناسیونالیسم پروغرب بورژوازی ایران است. جنبشی که بعد از انقلاب مشروطه تا مقطع انقلاب 57 قدرت سیاسی را در ایران به دست داشت. و الان هم از سر و روی برنامه های آقای همایون تبلیغ افکار و آرمانها و شخصیت ها و مراسم و مناسک همان جنبش می بارد. البته آقای همایون سعی میکند که از این فاصله بگیرد چون اینرا میداند که اعاده اوضاع سابق و رژیم سابق در ایران ممکن نیست. آقای همایون میگوید طرفدار "آزادی" هستند. خیلی خوب. اما به نظر ما در ایران هیچ نوع سرمایه داری که به مردم آزادی بدهد، حتی در همان حد محدود و دم بریده آزادی های سیاسی در غرب، ممکن نیست. شعار آزادی ای که پشتوانه اش حفظ و بقاء سرمایه داری باشد قطعا یک دروغ بزرگ است. چون سرمایه داری احتیاج به نیروی کار ارزان و خاموش دارد و حالا تحت نام یک شازده یا یک ژنرال یا هرچه، دیکتاتوری و سرکوب را برقرار خواهد کرد. حتی اگر مجبور شد تحت فشار خواست و تمایلات بشدت آزادیخواهانه و برابری طلبانه جامعه به آزادی هم قسم بخورد. آقای همایون خوب است بگوید که مبنای واقعی و اقتصادی آزادیخواهی شان کجاست. در نتیجه ما بر خلاف آقای همایون اعتقاد به مشخص شدن اختلافات بین اپوزیسیون هستیم تا مردم انتخاب کنند. ما فکر میکنیم مردم هزینه سنگین "بحث بحث بعد از مرگ شاه" را داده اند. با این همه هرجا که آقای همایون دارد علیه جمهوری اسلامی کاری میکند ما خوشحالیم و به نفع ماست. ولی در همین جریان "ما هستیم" بروشنی می بینیم که چگونه مذهب و ناسیونالیسم و حتی بخش هایی از نیروهای رژیم تقدیس میشود. یعنی حتی بوی مصالحه و سازش با همین رژیم هم میشود اینجا و آنجا استنشاق کرد. در هر حال ما فکر میکنیم آزادی در ایران فردا فقط توسط کسانی رعایت میشود که آزادی را میخواهند. نفعی در سرکوب و ستمگری ندارند. نباید در دهان مردم کارگر و زحمتکش را بندند و پلیس و نیروی انتظامی و ساواک را سراغشان بفرستند. در نتیجه آزادی واقعی و گسترده ترین آزادی های مدنی و سیاسی را فقط یک جمهوری سوسیالیستی میتواند تضمین کند. یعنی حکومتی که مساله اش رفاه و آسایش شهروندان است و به بردگی مزدی و استثمار و تبعیض و نابرابری پایان میدهد. در جمهوری سوسیالیستی ما آقای همایون و هرکس دیگری مجاز است که حزب خود را داشته باشد و مثل هر شهروند دیگر جامعه برای مقامات دولتی هم کاندید شوند و انتخاب شوند. یادمان نرود که ما اولین نیروی سیاسی در تاریخ ایران بودیم که شعار آزادی بی قید و شرط سیاسی را مطرح کردیم و فکر الان هم تنها حزب بزرگ سیاسی هستیم که قاطعانه برای آن میجنگیم. آزادی نزد همه جریانات راست جامعه با هزار قید و شرط و اما و اگر مطرح است. بهر حال هادی جان بحث در این مورد زیاد است. بار دیگر از شما تشکر میکنیم.
الهام از اصفهان
خوشحالم که با شما هستم
به نوید مینایی: "سلام امیدوارم حالتون خوب باشه...
واقعا ممنونم از اینکه وقت گذاشتید وبه سوال هام پاسخ دادید ( هرچند که نمیشه اسمشو کاملا سوال گذاشت!) و ممنون ازاینکه نشریه رو برام فرستادید ، همیشه اینکارو میکنید یا این بار استثنا بود؟
یه سوال دیگه هم داشتم نامه هایی که داخل بخش "پاسخ به نامه های شما" قرار میگیره باید برای کی فرستاده بشه؟! شما؟ سردبیر نشریه؟ یا ...؟
امیدوارم که بتونم جدیتم رو توی پیوستن به حزب نشون بدم، خوشحالم از اینکه جزئی از شما هستم.... "
ج.ک: الهام عزیز ما هم خوشحالیم که شما با ما هستید. سوالات را میتوانید برای نوید مینایی یا همین آدرس ئی میلی که در نشریه هست بفرستید. نشریه هم مرتبا برایتان خواهد آمد. ما منتظر نوشته ها و سوالات بیشتر شما هستیم.
مانی رشیدی، تبریز
امتیاز ما این هست..
"مصطفی جان سلام... راستي من نقد سياوش دانشور هم خواندم. به نظر من نقدي كاملا مغرضانه و به دور از
واقعيت بود كه حتي در مواقعي همه چيز را وارونه جلوه مي داد. دوست داشتم چند نمونه از اين غرض ورزيها را اشاره كنم كه متوجه شدم خودت به طور مفصل آنها را بيان كرده اي.در هر حال خوشحالم كه حزب هر روز جايگاه بهتري در ميان مردم پيدا مي كند و شتابي قابل قبول در اين مسيرش دارد. اما باز كارهاي زيادي داريم تا به حزبي مطرح و مردمي بدل شويم. امتياز ما اين هست كه در مقطع كنوني تنها حزب و جرياني هستيم كه مي توانيم رهبريت را بدست گيريم."
ج.ک: مانی جان مرسی از نامه ات. مانی عزیز بیشتر بنویس برای نشریه. راجع به موضوعات دیگر بنویس. در مورد موقعیت حزب با شما موافقیم باید هم قدر خودمان را بدانیم و هم غره نشویم و ضعف ها را ببینیم. ولی روز به روز شانس و امکان ما برای تاثیر گذاری بر تحولات آتی و در نتیجه مسئولیت مان بیشتر میشود. خیلی مهم است که حزب در همه جا ساخته شود و محیط بلافصل خود را حتی الامکان تحت پوشش نفوذ سیاست ها و فراخوانهای حزب قرار دهد.
زیبا راستین، ایران
وطن یعنی دویدن
یک جوک یا اس ام اس را فرستاده اند: "وطن یعنی دویدن در پی نان وطن یعنی کمک کردن به لبنان وطن یعنی عرب را چاق کردن معلمهای خود را داغ کردن وطن یعنی خرید تاید و شامپو وطن یعنی رئیس جمهور بدبو وطن یعنی دانشجو بمیرد تا ملا کمی قوت بگیرد."
ج.ک: زیبا جان تقریبا مطمئن هستم تو به برخی عبارات این جوک اعتقاد نداری منظورم جنبه شدید ناسیونالیستی و ضد عرب این پیام است. ولی با این وصف آن را اینطرف و آنطرف فرستاده ای. به نظرم باید هرکس چنین چیزی را میفرستد با صبر و حوصله توضیح داد که همین چند جمله که ظاهرا علیه جمهوری اسلامی هست خود چه بوی خون و تفرقه بین انسانها میدهد. قرار نیست که از یک حکومت فاشیستی مذهبی رها شویم و به دام یک حکومت فاشیستی ملی بیفتیم. آن انسانهایی که عرب نامیده میشوند عین من و تو که "عجم" نامیده میشویم همه منافع مشترک و دشمنان مشترکی داریم. اغلب ماها مجبوریم صبح تا غروب کار کنیم و زحمت بکشیم و مفت خورهای جامعه و دولت بالا بکشد. همه ما تحت ستم و تحقیر هر روزه حاکمان "همزبان" و "هم میهن" خود قرار داریم. در نتیجه باید ماهیت ضد بشری ناسیونالیسم را که عین مذهب است توضیح داد و اجازه نداد که این خرافه های به بهانه مقابله با احمدی نژاد و جمهوری اسلامی جنایتکار رواج پیدا کند.
امید آزادی، ایران
مردم و بی اعتمادی سیاسی
"سلام مصطفی جان. مرسی من خوبم. فعلاً کمی سرم شلوغه و وقت چندانی برای نوشتن ندارم ولی اکثر مقالات و مطالب رو می خوانم. تلویزیون رو هم می بینم. در مورد مردم هم باید بگم که اگه باهاشون هم صحبت بشی، اکثریت ناراضی اند. ولی هنوز منسجم نیستند. رژیم هم این رو فهمیده و برای همین هم چنگ و دندان بیشتری نشان می دهد و سعی می کند هر جور که شده جلو تجمعات و اعتراضات را بگیرد. البته تعدادی هم هستند که می گویند هیچ اتفاقی نمی افتد ولی خودشان هم خوب می دانند که این اوضاع پایدار نیست و هر لحظه ممکن است دگرگون شود. از توهماتی هم که دستجات دوم خردادی می پراکنند نباید گذشت هر چند که دیگر مردم تا حدود زیادی به ماهیت آنها پی برده اند ولی هنوز هم با توجه به این که اینها جزیی از پیکره رژیم اند و از امکانات دولتی استفاده می کنند می توانند برای تعدادی از مردم توهم ایجاد کنند.
در آخر یک مورد هم هست که فکرم را به خود مشغول کرده است: با تمام نارضایتی ها و اعتراضاتی که در هر گوشه ای از جامعه اتفاق می افتد و همان طور که گفتم اکثریت مردم حداقل اش این است که ناراضی هستند، ولی آن اهتمامی را که باید به سیاست بدهند و کاری کنند که وضع شان عوض شود نمی دهند. نمی دانم چگونه بیانش کنم: یک نوع بی اعتمادی به کارهای سیاسی، یک نوع خودخواهی و فقط به فکر خود بودن در بسیاری از مردم وجود دارد که مانع از به هم پیوستن اعتراضات و نارضایتی ها می گردد. این مسئله علل مختلفی دارد ولی آنچه که برای ما می تواند مهم باشد راه حلی برای غلبه بر این جو است. شاد و سربلند باشی، امید."
ج.ک: امید جان بگذار اول رک و راست بگویم که بهانه "وقت چندانی" را از شما قبول نکنیم. اگر هر هفته همینقدر که وقت در مورد این یادداشت گذاشتی بگذاری خودش کلی مطلب میشود. همین نکاتی که نوشتی برای من خیلی جالب بود و فکر کنم برای خوانندگان هم جالب باشد. پس میخواهم ضمن تشکر از شما دعوت کنم که این کار را ادامه بدهید. سعی کن منظما مهمترین مسائل دوربرت را بنویسی. خصوصا که تلویزیون را هم می بینی میتوانی ملاحظات و پیشنهادات در مورد تلویزین را هم مطرح کنی.
اما در مورد نکته ای که اشاره کردی به نظرم تا حد زیادی طبیعی است. واقعیت این است که ما در ایران در حال عبور سریع از یک مرحله هستیم. مرحله ای که اعتراضات و نارضایتی های موردی به اعتراض و دخالت عمومی توده های وسیع جامعه در سیاست تبدیل میشود. به نظر من این بی تفاوتی یا بی اعتمادی سیاسی که از آن صحبت میکنی تنها مقدمه ای است بر دخالت وسیع مردم در سیاست. احساس من این است که مردم دارند انتخاب شان را میکنند. و البته خیلی مهم است که این انتخاب در دسترس شان باشد. تا آنجا که به فعالین سیاسی و فعالین اعتراضات در عرصه های مختلف بر میگردد به روشنی میتوان دید چپ دست بالا دارد. اما تا آنجا که به توده های عظیم جامعه مربوط است هنوز ما باید کار کنیم و شرایط انتخاب چپ، انتخاب حزب کمونیست کارگری را فراهم آوریم. آنچه که مسلم است این است که مردم به صورت فعلی نمی توانند ادامه دهند. آنچه که مسلم است و شما هم اشاره میکنید مردم بشدت از اوضاع موجود ناراضی هستند. مردم دنبال جریانی می گردند که شایسته اعتماد و انتخاب باشد. ما داریم بشدت در این مورد کار میکنیم که انتخاب مردم باشیم. حتی میتوان گفت روز به روز بخش های وسیع تری بخصوص در بین کارگران به ما روی می آورند. ولی برای قطعی کردن این روند هنوز باید کار کرد. این فاز بسیار تعیین کننده و حساسی است که ما باید از سر بگذرانیم و حزب فعالانه به این موضوع برخورد میکند. بحث حزب و قدرت دوگانه که در پلنوم اخیر از جانب حمید تقوایی مطرح شد و همینطور مباحثی که باز از پلنوم 30 به اینطرف مطرح شده است همه در جهت این هست که چگونه حزب را به انتخاب جامعه تبدیل کنیم. به اعتقاد من این مهمترین نکته برای بقول شما "غلبه بر این جو" است. دوست دارم که نظر شما و همینطور سایر خوانندگان را بدانم. بازهم تشکر، مصطفی.
| < قبلی |
|---|


