
جوانان کمونیست ۴۹۹
مقابله با انقلاب
تزار در نامه ای به مادرش می نویسد: "وقتی كه ویته را برای بررسی و سپردن نخست وزیری دعوت كردم، تا دیر وقت با هم بحث كردیم. ویته دو راه حل جلویم گذاشت. اول اینكه یك فرمانده پر انرژی ارتش را برای سركوب خونین این قیام و انقلاب انتخاب كنیم. این اقدام كمكی به ما می كند كه برای مدتی نفسی بكشیم؛ اما بعد از چند ماه باید دوباره به زور متوسل شویم. معنی این اقدام این است كه بار دیگر دریای خون راه بیندازیم. آخر سر، سر از همین جا در خواهیم آورد. و یا حقوق مدنی به مردم اعطا كنیم. آزادی بیان، مطبوعات، تجمع، شخصیت فرد، جدا از همه اینها قوانین را به دوما بسپاریم كه معنای آن همان قانون اساسی است." تزار در ادامه می نویسد: "ویته با حرارت از انتخاب دوم طرفداری می كرد و گفت كه اگر می خواهی من نخست وزیر بشوم، باید این شرط را قبول كنی و در كار من هم دخالت نكنی." می گوید: "در این مدت با هر كسی كه حرف زده ام، راه دوم ویته را اجتناب ناپذیر می داند."
تزار شروط ویته را قبول می كند و بعد از چند روز سندی كه ویته به او ارائه می دهد، با اكراه امضا می كند. تزار درباره این سند كه بنام "مانیفست اكتبر" شناخته شده است، به مادرش می نویسد: "مادر عزیز، نمی دانی انگار تمام روسیه برای این سند فریاد می كشید."
مانیفست اكتبر
"مانیفست اكتبر" كه با تیزبینی خاص ویته نوشته شده بود قدرت دو شقه كردن مردم معترض و تضعیف انقلاب را با خود داشت. این بیانیه با زبان قدرت و سركوب با مخاطبین حرف می زند و موقعیت لرزان امپراطوری تزار را به طبقه ای كه در واقع در منافع درازمدت ترش متحد تزار است گوشزد می كند. در این بیانیه كه ٣ بند دارد، آمده است: ١) آزادیهای مدنی كه شامل مصونیت شخصی، آزادی بیان و تجمع و تشكل می باشد به رسمیت شناخته خواهد شد، ٢) دادن حق رأی نهایتا همگانی برای مردان و ٣) ایجاد مجلس دوما كه اعضای آن منتخب مردم خواهند بود. "مانیفست اكتبر" در واقع تا حدودی به مطالبات بورژوازی لیبرال و مشخصا كادتها كه نیروی اصلی نماینده این بخش از بورژوازی بود، جواب داد. لنین به درست این بیانیه را رد و محكوم كرد و گفت كه چیزی جز یك سری قول و قرار دروغین از سر ناچاری و در عقب نشینی در برابر انقلاب نیست در خود ندارد. تروتسكی هم كه در آن زمان یكی از نویسندگان اصلی خبرنامه شورای پتروگراد، Izvestia، بود در واقع همین موضع را نسبت به مانیفست اكتبر گرفت. با همه اینها این بیانیه با انداختن شكاف در بین اعتراضات و اپوزیسیون، به دولت تزار به اندازه كافی فرصت داد كه انقلاب را سركوب كند و تازه بعد از این سركوب بود كه در آوریل ١٩٠٦ بندهای سر و دم بریده این بیانیه تحت عنوان "قانون اساسی" عملی شدند. می گویم "سر و دم بریده"، برای اینكه تزار هیچوقت آزادی بیان و تشكل و تجمع واقعی را به رسمیت نشناخت. هیچوقت قدرت را به مجلس انتخابی واگذار نكرد. و هیچوقت رأی همگانی واقعی به رسمیت شناخته نشد. با این حال تغییراتی در شیوه حكومت و یكه تازی تزار هم ایجاد شد كه مستحق این است كه عنوان "سلطنت مشروطه" را بر آن بگذاریم.
گرچه مانیفست اكتبر در ابتدا با شك و تردید بخش زیادی از جامعه روبرو شد، اما به اندازه كافی بورژوازی لیبرال را متزلزل كرد كه در ادامه انقلاب دودلی به خود راه بدهد. و نكته دیگر اینكه بخش محافظه كار و پر و پا قرص آتوكراسی، از اینكه تزار بدون مشورت با آنها حرف ویته را پذیرفته است، ناراضی از امضا مانیفست اكتبر بود. همین نارضایتی این بخش از طرفداران تزار، دلیل دیگری بود كه بخش زیادی از لیبرالها به این سند خوشبین باشند.
خاموشی تدریجی فضای انقلابی
واكنش اولیه شورای پتروگراد به مانیفست اكتبر تأكید بر ادامه اعتصاب عمومی بود. منتها پایه این شورا، از آنجا كه بخشی به وعده های آزادی های داده شده رضایت داده بود و بخش بیشتری قدرت مالی و مادی ادامه اعتصاب را در خود نمی دید، راه دیگری می رفت. این شورا روز ٣ نوامبر خاتمه اعتصاب عمومی را اعلام كرد. گفته می شد كه این یك تاكتیك است و شورا خودش را برای یك قیام مسلحانه آماده می كند، اما وقتی كه روز ١٤ نوامبر این شورا بار دیگر فراخوان اعتصاب عمومی داد، جواب بسیار سردی از مخاطبین خود گرفت؛ چنانكه چند روز بعد مجبور شد كه لغو فراخوان اعتصاب عمومی اعلام كند. در جلسه ٣٠ نوامبر بار دیگر مسئله اعلام اعتصاب عمومی در جلسه رهبری شورای پتروگراد به بحث گذاشته شد و از آنجا كه حدس زده شد با عدم حمایت روبرو خواهد شد، این پیشنهاد رد شد.
شورای پتروگراد همچنین یكی از مهمترین مطالبات خود را، كه مطالبه روز كار ٨ ساعته بود، از دستور خارج كرد. ویته می گوید كه در این زمان بود كه متوجه شد شورای پترورگراد اتوریته خود را بر روی طبقه كارگر از دست داده است و شروع به حمله به این شورا می كند. دستور دستگیری رئیس این شورا، نوسار Nosar، كه یك وكیل منشویك بود، داده می شود. شورای پتروگراد كمیته سه نفره دیگری كه تروتسكی یكی از این سه نفر بود انتخاب كرد، اما مثل گذشته جلسات زود زود برگزار نمی شدند. ویته می گوید كه دیگر اجازه نداد این شورا مثل گذشته قدرت بگیرد.
وقتی كه ویته مطمئن شد كه دستگیری نوسار اعتراضی را دامن نزد، دستور دستگیری كل اعضای شورا كه حدود ٢٠٠ نفر بودند را صادر كرد. این دستگیریها، پایان كار شورای پتروگراد بود، اما هنوز پایان انقلاب نبود.
انقلاب ادامه دارد، اما ...
همان شب دستگیریها و البته قبل از واقعه دستگیریها، شورای پتروگراد بیانیه ای رو به مردم صادر كرد كه جنگی اقتصادی را بر علیه دولت شروع كنند. از مردم خواسته شده بود كه از دادن مالیات به دولت خودداری كنند و كلیه پولهای موجود در حسابهای بانكی خود را از بانكها خارج كنند. دولت تزار هر هشت روزنامه ای كه این بیانیه را منتشر كرده بودند بست و برای سردبیران آنها مزاحمتهای قانونی ایجاد كرد.
با دستگیری اعضای شورای پتروگراد، رهبران دستگیر نشده شورا با هماهنگی با احزاب سیاسی فراخوان اعتصاب عمومی سیاسی دیگری را صادر كردند. فراخوان جواب مثبت خوبی گرفت و بار دیگر كارگران راه آهن جلو آمدند. پتروگراد صحنه اصلی نبرد نبود. صحنه اصلی نبرد در مسكو بود. روز ٢٠ دسامبر، كل صنایع مسكو وارد اعتصاب شدند. مدارس و ادارات تعطیل شدند. خطوط راه آهن از كار باز ایستاد. ویته می گوید كل مسكو، حتی كسان نزدیك به تزار و تجار بزرگ شهر چه علنی و چه ضمنی در اعتصاب بودند. ماكسیم گوركی و روابطی كه با هنرمندان داشت، در جمع آوری كمك مالی كمك شایانی به این اعتصاب كرد.
ویته كه "راه حل دوم و غیر خونریزی" را انتخاب كرده بود، به تزار می نویسد كه فرماندار مسكو به اندازه كافی در اداره امور قاطع نیست. بهرحال به جلسه شورای مسكو حمله شد و تعداد زیادی دستگیر می شوند. درگیری ها در سطح شهر شروع می شود و ویته و فرماندار مسكو به ارتش مستقر در پادگان مسكو اعتماد نمی كنند. بخش كارگرنشین شهر باریكاد بندی می كند. تزار، با توصیه و پیشنهاد ویته نیروی سركوب به مسكو می فرستد. اعتصاب عمومی و اعتراضات شهر مسكو بالاخره با توسل به "راه حل اول" خاتمه می یابد.
طبقه كارگر كه در ابتدا جزئی و بزرگترین جزء انقلاب بود، بعد از صدور مانیفست اكتبر، تنها مانده بود. ویته ای كه می خواست "قهرمان راه حل مسالمت آمیز" باشد، بالاخره نتوانست كارگران را با مانیفست قلابی خود بفریبد. شهرهای دیگر امپراطوری روسیه هم شاهد اعتراضاتی بود، اما شعله آتششان زیاد گر نگرفت. گرچه دهقانان هنوز اینجا و آنجا قیامهائی می كردند، اما در ماه دسامبر دیگر روشن شده بود كه اعتصاب كارگران كارخانجات، هیچگونه جذابیتی برایشان ندارد.
كارگران و انقلابیون مسكو قهرمانی های زیادی از خود نشان دادند، اما در نهایت با شكست سختی روبرو شدند. شورای شهر مسكو اعلام كرد اعتصاب عمومی در پایان ماه دسامبر خاتمه می یابد. صدها نفر جانشان را از دست دادند. هزاران نفر به سیبری تبعید شدند. بخش بزرگی از شهر مسكو به ویرانه تبدیل شد. سركوب و شكست اعتصاب عمومی مسكو، پایان انقلاب ١٩٠٥ بود!
شعبان بی مخ های روسیه
در دوره بعد از صدور "مانیفست اكتبر" جامعه روسیه برای یك دوره كوتاهی دچار هرج و مرج شد. مرتجعین و لمپنهای طرفدار تزار كه به "صدهای سیاه" (Black Hundred) معروف بودند و از طرف كلیسا و پلیس حمایت می شدند، دست به اذیت و آزار انقلابیون و دانشجویان زدند. این جماعت كه ناسیونالیستهای افراطی طرفدار تزار و اتوكراسی بودند، به هر كسی كه غیرروسی و انقلابی بود حمله كرده و مورد ضرب و شتم قرار می دادند. در بخش یهودی نشین امپراطوری به كشتار و اذیت و آزار یهودی ها دست زدند و در شهر اودسا اوكرائین گفته می شود كه حدود ٥٠٠ نفر را به قتل رساندند. هیچكس بهتر از تزار این ماجرا را تعریف نمی كند. در نامه ای به مادر می نویسد: "اتفاقات در تومسك، سیمفرپول، تور و اودسا نشان داد كه مردمی كه از كوره در رفته اند، چه كارهائی می توانند بكنند! خانه هائی را كه انقلابیون در آنجا مخفی شده بودند را به آتش كشیدند و اجازه ندادند حتی یك نفر هم از آنجا خارج شود." در بخش قفقاز امپراطوری، ارامنه را مورد اذیت و آزار قرار دادند. دلیل این امر را عموما تعداد انقلابیون ضد تزاری كه از پیشینه ارمنی و یهودی بودند، دانسته اند. تزار در نامه ای به مادرش اتفاقا به همین نكته كه "نه دهم سوسیالیستها یهودی هستند" از "طرفداران باوفای امپراطوری" می گوید كه چگونه به "داد امپراطوری رسیده اند." و در ادامه می گوید: "البته تنها یهودیها نبودند كه مورد حمله قرار گرفتند، هر كسی كه در این دوره به ما بی لطفی كرده، از دست طرفداران باوفای امپراطوری در امان نمانده است." و از دانشجویان، وكلا، كارگران، مهندسین و غیره اسم می برد.
٥ آوریل ٢٠١١
| بعدی > |
|---|


