سایت نیمه حكومتی "اصلاحات" روز ٢١ دیماه مطلبی از حامد صالح آبادی درج كرده بود تحت عنوان "جوانان و دغدغه آینده". ایشان به درست به این موضوع اشاره می كند كه آینده شغلی جوانان ایران تاریك است. و اینكه مدیران امروزه كشور بچاپ بچاپ راه انداخته اند و زمانی كه جوان امروزی پا به عرصه كار بگذارد، منابعی برای استفاده ایشان و غیره نخواهد ماند. نوشته ایشان پر است از توضیح درباره پارتی بازی و این چنین توضیح واضحات در جمهوری اسلامی. در بخشی از نوشته ایشان آمده است: "اكنون بسیاری از جوانان ما از فرط بیكاری دچار اعتیاد ، فساد، ناهنجاری و … شده اند ...". كسی كه نوشته ایشان را بخواند نمی تواند ایرادی حداقل از این سر به آن داشته باشد. منتها "جوانی" امروزه بسیار فراتر از فكر كردن به آینده برای كار است. ریشه اعتیاد و فساد و ناهنجاری های دیگری هم كه در نوشته ایشان آمده است، بسیار فراتر از بیكاری است. بدون اینكه حامد صالح آبادی را به چیزی متهم كنم، این نكته به ذهن خواننده خطور می كند كه كسی كه جوانی ندیده در باره جوانی بیشتر از این نمی تواند فكر كند!
همزمان با درج این مطلب، سایت "بی بی سی" هم گزارشی درج كرده بود كه بر مبنای نظرسنجی ای كه این بنگاه از مردم ایران كرده، دغدغه حال و آینده اكثر مردم ایران از پیر و جوان و زن و مرد، تاریك بودن آینده از منظر اقتصادی است. رژیم جمهوری اسلامی با جوانان ایران مشكل عظیمی دارد و این مشكل هم اساسا از سری نیست كه حامد صالح آبادی به آن پرداخته است. آن مشكل، همچنانكه گفتم مشكل ٩۵ درصد جامعه ایران است. شلاق زدنها و مزاحمت ایجاد كردنهای اینچنینی برای جوانان اساسا از این سر نیست كه به آینده تاریك اقتصادی خود اعتراض دارند؛ بلكه از سر جوان بودنشان است.
اما مگر مشخصه یك جوان چیست؟ جوان می خواهد عاشق باشد. می خواهد دوست پسر و یا دختر داشته باشد. می خواهد سكس داشته باشد. می خواهد دست دوست پسر و یا دوست دختر خود را بگیرد و در خیابان، پارك و یا پاساژ قدم بزند. می خواهد با او به سینما و تئاتر برود. می خواهد به دیسكوتك برود و آنجا دوستی برای دقایقی پیدا كند و با او برقصد و شاید هم دوتا بوسه رد و بدل كند. جوان شور و شوق دارد. جوان آینده است. مشكل جمهوری اسلامی با جوان و جوانی اساسا این است.
مشخصه جمهوری اسلامی چیست؟ رژیم جمهوری اسلامی یك رژیم مذهبی است كه اگر می توانست دنیا را حداقل به ١٤٠٠ سال پیش برمی گرداند. در ماه های مشخصی از سال توحش زنجیر و قمه زنی برپا می كند. اگر در توان داشت به جای هواپیما و قطار و ماشین، از شتر و الاغ و گاو برای مسافرت از نقطه ای به نقطه دیگر استفاده می كرد. اگر می توانست تلویزیون و سینما را آتش می زد. دیسكوتك ها را بسته است. برای جدا كردن زن و مرد، و امر بمعروف و نهی از منكر هزاران حزب اللهی روانه خیابانها كرده است. عاشق شدن، لبخند زدن، سكس داشتن و خوشحال بودن در همه مذاهب یكتاپرست مایه شر هستند. جوان مظهر همه این شرهاست. جوان بودن در این مذاهب جرم است. جوان بودن صرفا یك مشخصه سنی فرضا بین ١٧ تا ٣٠ نیست. یك مشخصه زندگی كردن به نوعی متفاوت از كودك بودن و پا به سن گذاشتن است.
اجازه بدهید منظور حامد صالح آبادی از "فساد" را حدس نزیم! اما اعتیاد اصولا ریشه ای دیگر در جامعه دارد. استفاده از مواد مخدر، كه منشاء اعتیاد است، برای جوان قرار است جای شاد بودن، جای مشروب خوردن، رقصیدن، سكس داشتن، عاشق بودن و غیره را، كه همه اینها از او دریغ شده اند، بگیرد. استفاده از مواد مخدر در هیچ كجای دنیا در ابعادی كه در ایران امروز رواج دارد، رایج نیست. محروم كردن جوانان از احساسات و لذتهای جوانی، باضافه آنچه را كه حامد صالح آبادی گفته است، به معضل اعتیاد در ایران یك چنین بعدی می دهد كه در جهان مقام اول را به خود اختصاص بدهد.
بنظر من جوان ایرانی حداقل به دو دلیل باید به حزب كمونیست كارگری بپیوندد تا كلك جمهوری اسلامی را با هم بكنیم. یكی اینكه جمهوری اسلامی جوانی اش را، شادی و عشق را از او دریغ كرده و سركوب می كند؛ و دیگر اینكه آینده ای تیره و تار در برابرش گذاشته است كه خودشان هم به آن اذعان می كنند.
١٧ ژانویه ٢٠٠٩
| < قبلی |
|---|


