اتحادي مقدس در حال شکل گيري ست. همه شان به دست و پا افتاده اند. بيانيه صادر مي کنند و جلسه برگزار مي کنند، نامه مي دهند و خواهش تقاضا مي کنند که به نامه شان جواب دهند و از مردم مي خواهند در انتخابات شرکت کنند. در ستادهاي انتخاباتي شرکت مي کنند، براي نامزدهاي دور دهم رياست جمهوري اسلامي جلسه سخنراني بپا مي کنند، باهاشان مصاحبه مي کنند و زير نوافکن قرارشان مي دهند.
جريانات و افرادي که تا امروز فعاليت عجيب و غريبي نداشته اند امروز فعال انتخاباتي شده اند. تحکيم وحدتي که سال گذشته جزء تحريم کنندگان بود به شدت به کار افتاده و کروبي را انتخاب کرده است، مسعود بهنود مقاله پشت مقاله مي نويسد، سروش و کديور به کار افتاده اند و از کانديداي مورد نظرشان حمايت مي کنند و در بوق مي کنند حمايتشان را ، ابراهيم نبوي مزه و مقاله مي ريزد و مي نويسد. بي بي سي و ساير ارگان ها و ميدياي راست هم پوشش خبري مي دهند و از حمايت جريانات مطبوعشان چيزي کم نمي گذارند. با همديگر مصاحبه مي کنند و گويي مهمترين اتفاق قرن در ايران در حال رخ دادن است. گرچه مي تواند يک اتفاق مهم بايد به شرطي که ما دخالت کنيم. به شرطي که ما مردم در آن دخالت کنيم همين انتخابات را به صحنه پر شور حضورمان و "نه" به جمهوري اسلامي به همه اشکالش را به نمايش بگذاريم.
چرا چنين شده؟ چرا يک دفعه انتخابات، آن هم با اين درجه از اختلاف بين نيروهاي حکومتي اين جايگاه را پيدا کرده است؟ به نظر من دو دليل عمده دارد. دوميش اختلافات عميق و شکاف روز به روز عميق تر شوند در خود حاکميت و جناح هايش است که چندين ماه است اوج گرفته و به خصوص با پاليزدار و افشاگريهايش شکل جديدي به خود گرفت و پديده آيت الله هاي ميلياردر را در جامعه معرفي کرد و حسابي همه شان را به جان هم انداخت و موجي از افشا گري به را افتاد و پته خيلي از کله گنده هاشان رو شد. مسئله اتمي و رابطه با آمريکا هم باعث تشديد و بروز درگيريها بين جناح هاي حکومت شد هر چند خامنه اي همه را خفه کرد. سبک کار و سياست هاي احمدي نژاد براي بقا و ادامه کاري حکومت اسلامي شديدا جناح مقابل را به وحشت انداخت که: اين ره که تو مي روي به ترکستان است.
از اين رو جناح هاي موجود در حاکمبت اسلامي براي بقاي حکومتشان به شدت نگران شده اند که خود حکومت محل بيشترين نزاع هاست. از طرفي حمايت بي چون و چراي خامنه اي از احمدي نژاد و سياست هايش نيز نگراني حضرات را بيشتر مي کند و از طرفي مي دانند خامنه اي مثل چسب دروني نظام عمل مي کند و بايد حفظش کنند و به حريمش وارد نشوند، هر چند مخالف سياست هاشان باشد و اين تنافضي است که کانديدا هاي به اصطلاه اصلاح طلب در آن گير کرده اند.
اينبار براي جناح هاي حکومتي و حتي طيف راست اپوزيسيون مسئله جدي تر از سهم بيشتر از دزدي و چپاول جامعه خواستن است. اين بار مسئله دقيقا بود و نبود جمهوري اسلامي ست. انتخابات حکومتي هم اين روزها مثل هر پديده اجتماعي سياسي ديگر به مسئله بود و نبود حکومت گره تبديل شده است. مي بينيم تقريبا همه طيف راست انتخابات را به رسميت شناخته اند. جرياني مثل حزب دموکرات حتي از کانديداي مشخصي حمايت کرده است. چرا بي بي سي به سراغ تحکيم وحدت مي رود و تصميم آن را منعکس مي کند و براي انتخابات تبليغ مي کند؟ چرا جوري اخبار را منعکس مي کند که گويي در قرار است يکي از آزاد ترين انتخابات در ايران انجام شود؟
اما دليل اول که دليل دوم که ذکرش رفت زائيده و نتيجه آن ست، حضور و وجود مردم معترض و در صحنه است که جمهوري اسلامي را به مصاف طلبيده اند. جمهوري اسلامي با اين درجه از وحشيگري و سرکوب و اعدام و سنگسار پاسخ اعتراضات جامعه نيست (مثل شاه که نتوانست جامعه را منکوب کند). هر چقدر خامنه اي در راس حکومت اسلامي و احمدي نژادش فشار آوردند افاقه نکرد، هرسال ۱۶ آذر سرخ تر و راديکال تر از سال قبل، هر سال نفوذ و گسترش چپ در جامعه بيشتر از سال قبل مي شود و اول ماه مي امسال هم که نقطه عطفي در مبارزات بود و عليرغم همه سرکوب هاي حکومت، اين روز به روز اتحاد و همبستگي بخش وسيعي از جامعه عليه حکومت و کلا سرمايه داري در ايران تبديل شد.
اعترضات بخش هاي مختلف مردم دارد به هم گره مي خورد و زير پرچم سوسياليسم متحد مي شوند. دستگير شدگان اول مي به گزارش خبرگزاري هاي جمهوري اسلامي از زن خانه دار تا سرباز و دانشجو و کارگر را شامل مي شد، يعني طيف وسيعي از مردم در اين روز، زير پرچم راديکال ترين مطالبات که در بيانيه کارگران ايران براي روز جهاني کارگر گرد هم آمده بودند گوياي اين واقعيت است. سرکوب کردند و زدند و دستگير کردند، نتيجه اش شد اتحاد گسترده تري براي آزادي دستگير شدگان همان روز. و اين زنگ خطري براي همه طيف راست است، از خود حکومت تا اپوزيسيون.
بنا بر اين کل موجوديت رژيم اسلامي و در مجموع سرمايه داري در خطر است و بايد جنبيد و دست به کار شد، تحکيم وحدت از تحريم دوره قبل به سياست شرکت فعال در انتخابات مي رسد و خلاصه همه شان به دست و پا مي افتند. وضعيتشان شبيه ماه هاي آخر شاه است که هر چه مي کرد جامعه معترض تر و متحد تر مي شد و هيچ راه کارش جواب اعتراضات توده اي مردم نبود.
اين اوضاع متحول جامعه و روز به روز چپ تر شونده آن است که کمپ راست را چنين به هول و لا انداخته در اين ميان نقش حزب و کانال انقلاب نقشي تعيين کننده است. نقشي تعيين کننده دارد در ايجاد فضاي اتحاد و همبستگي در بين طيف چپ و جامعه اي که هيچ نفعي در ادامه اين شرايط چه با موسوي و کروبي و چه با احمدي نژاد ندارد. قبل از هر چيز بايد به آن کمک کرد که سرپا بايستد و فشار مالي به تعطيلي اش نکشد و بعد اينکه به آن گوش داد و فراخوان هايش را عملي کرد و به گوش ديگران رساند. اگر کمپ راست بي بي سي و صدا و سيماي جمهوري اسلامي دارد تا بلکه افکار عمومي را تحت تاثير قرار دهد، ما هم کانال جديد را داريم، ما انقلابيون و کساني که هيچ نفعي در ادامه اين وضعيت نداريم کانال جديد را داريم. حول آن که راديکال ترين و زير و رو کننده ترين شعار هاست متحد شويم و کلک جمهوري اسلامي با همه کانديدا ها و سياست ها و متحدينش را بکنيم.
ف `ث حزب و نيازهاي رهبري مبارزات سرنگوني طلبانه ي مردم شده است.حزب و کميته ي سازمانده بايد يک سمينارکادرها را جهت پاسخ گفتن به مسائل مطروحه براي فعالين داخل کشورترتيب دهد و با ما بازاء اجتماعي-سياسي خودش و همه ي اعضاء و فعالين حزب آشنايي کاملتر و جامعتري کسب کند. به نظر من حزب ما با توجه به شرايط سياسي امروز ميتواند حزب ميليونها کارگر و انسان زحمتکشي بشود که ۳۰ سال است مي خواهد از شر جمهوري اسلامي خلاص شود.در اين فقر و نا امني اقتصادي و اختناق و سرکوب حزب ما است که بايد به اميد مردم براي سرنگوني جمهوري اسلامي و به قول رفيق حميد تقوايي به قطب مقابل حکومت تبديل شود.وظيفه ي همه ي ارکان حزب اين است که به اين پروسه خدمت کنند و اين همه بايد تابع يک برنامه ي هر چه منظم تر باشد و نه محصول و نتيجه ي يک حرکت خودبخودي در جامعه. جرياني که مي تواند اميد را و شور و هيجان را در سطح کل جامعه نمايندگي حزب کمونيست کارگري است و همين از ما فعاليت مضاعف مي طلبدو همچنين اين وظيفه را بر دوش ما مي گذارد که پرشورترين کمونيستهاي کارگري را در صفوف خودمان سازمان دهيم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


