جوانان کمونیست

الیا تابش: جمهوری اسلامی در آستانه اول مه

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

 

    نگاهی‌ به سر خط اخبار، اتفاقات و جریانات هفته گذشته این سٔوال را  به ذهن می آورد که به راستی‌ جمهوری اسلامی در چه وضعیتی است؟ مشکل اساسی اش با کدامیک از بخشهای جامعه یا اینکه با جناحهای خودش است؟ با یک تقسیم بندی کلی می‌توان این اتفاقات را به دو بخش تقسیم کرد، یکی‌ اعتراضات و مبارزاتی که در دل جامعه ، در میان اکثریت و تودهٔ جامعه  و به قولی‌ در" پائین" در جریان است و دیگری رخدادهایی که در "بالا" و میان جناح‌های مختلف رژیم در حال وقوع است. ازمنظرهر کسی که با دیدی واقعی و بدون جانبداری به واقعیات زندگی واطرافش نگاه کند (بر خلاف  نظر اغلب تئوریسینهایی که منافعشان با منافع طبقه حاکم گره خورده است) این بخش اول (اتفاقات در پائین) است که تعیین کننده تصمیات بخش دوم است و مهمترین اتفاقات جوامع بستگی به توازن قوا میان همین ۲ بخش جامعه دارد.

  و اما چه مطالبی در یکی‌ دو هفتهٔ گذشته در صدر خبرهای  رسانه‌های رژیم وجود داشت ، دلارا دارابی و تعلیق موقتی حکم اعدام او ، نیروی انتظامی و گشتهای ارشاد و مقابله با بیحجابی!! (معضل همیشگی جمهوی اسلامی)، سایتهای بقول رژیم"مستهجن" و ضد دین ، واگذاری چهارهزار مدرسه به حوزه علمیه ، کار گذاشتن دوربین در برخی مدارس تهران برای نظارت بر فعالیت های معلمان در مقاطع مختلف، دعواهای جناحی در آستانه انتخابات و به اصطلاح افشاگری ها  و اتفاقات و اعتراضات کارگری و دانشجویی و معلمان و... که انعکاسش را درهمین نطق پراکنی های کاندیدا ها وغیر کاندیدهای رژیم  و آنها که کاندید بودنشان ر ا پس گرفته اند میتوان دید. با یک سفر به اهواز واطرافش مجبور شده بیان کند که شورشی یا قیامی در جنوب خوابیده است.  باید بهشان گفت خودتان بهتر میدانید درتمام ایران وجود دارد و نخوابیده، اتفاقا بیدار است و در جریان و همین نقطه ترس شماست و مجبور شده اید! فقط مجبور شده اید قسمت کوچکی از آن را اعتراف کنید !

 

 در مورد یک یک این اتفاقات و آنچه اطرافشان اتفاق افتاد، تاثیراتش بر جامعه  و همچنین توازن قوای میان مبارزات مردم و جمهوری اسلامی ، می‌توان صفحه‌ها نوشت. دقیقا به این دلیل که فضا به شدت در ایران سیاسی و قطبی شده است. هراتفاقی و جریانی به شدت جامعه را دستخوش تحرک و تغییر می‌کند. علل الخصوص که وجود حزبی مثل حزب کمونیست کارگری و تریبون این حزب، تلویزیون کانال جدید؛ تاثیری واضح و ملموس بر روند اتفاقات دارد.(به قول دوستی‌ تنها کافیست شما یک هفته برنامه‌های لایو کانال جدید را دنبال کنید تا این مسئله مثل روز برایتان روشن شود) فقط به اتفاقات اخیر اشاره کنم ، ... اعتراضات معلمان ، ۸ مارس، توقف  هرچند موقتی اعدام دلارا، کنفرانس ژنو و 1 مه که پیش رو داریم و... اینها پوینت هایی هستند که با دقت درآنها میتوان به جایگاه و تاثیر خطوط و سیاستهای این حزب ، عکس العملی که در جامعه دارد و پاسخی که مردم میدهند پی ببرید. مسئله مقابله با اعدام و خط و دیدگاه انسانی که امروز توسط حزب و کانال جدید نسبت به این پدیده در جامعه به وجود آمده زنگ خطر را برای رژیم به صدا در آورده. زنگ رفتنش و صدای نه کلیت آن جامعه به سرتاپای مبانی ،اصول و قوانینش. تازه تمام اینها در کنار تمام سیاستهای ارعاب و سرکوب است که تا به این حد پیش رفته است. یادمان نرود که همین رژیم تمام زورش را زد که بساط ماهواره و ست لایت را از این جامعه بر چیند و..... و نشد!

  بعد از سی سال اعدام ، قتل و تجاوز به کودکان با مجوز قانون و پشتیبانی احکام کثیف و ضد انسانی اسلامی حالا تازه تعدادی از فقها یادشان آمده که با " تعیین مجازات اعدام برای کودکان مخالفند" !  و یا اینکه خواهان جدایی دین از دولت شده اند! جدا مضحک و عینا مثل کاریکاتور است ؛ انعکاس حقیرانه و پوشالی یک واقعیت ترسناک برای جمهوری اسلامی . باید به این فسیلها گفت جدا متاسفیم ، کمی دیر یادتان آمده. برای جامعه ای که رادیکالیسم و انسان دوستی اش تا به این درجه رسیده که مخالف اعدام است و خواهان کوتاه کردن دست  مذهب از تمام زندگی اش است ، این مواضع شما بسیار عقب است.

  از این دست رفتارهایی که از سر عجز و ناچاری رژیم بروز پیدا میکنند را این روزها زیاد میبینیم، در این موارد و موارد دیگر. کنفرانس ژنو و آبرورریزی و شکست دیگری  که برای تمام قسمتهای حکومت داشت، سایتها و رسانه های خود رژیم حتی مجبور به اذعان و بیان آن شده اند . علی رغم تمام تلاش رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی مردم از حقایق این مسئله آگاه شدند.

خودشان اعلام میکنند که  4200 مدرسه به حوزه علمیه واگذار خواهند شد و بلافاصله و مضطربانه مجبورند بگویند نه هنوز معلوم نیست ، قطعی نشده ، تفاهمی صورت نگرفته و ... جدا جالب است که شعار تبلیغاتی کاندید ریاست جمهوری در چنین حکومتی برچیدن بساط نیروی انتظامی باشد!! اینها همگی نشانه های حکومتی است که پایه هایش به شدت متزلزل است.

نقطه‌ای یا گوشه‌ای از جامعه نیست که رژیم مجبور نشده باشد برای سرکوبش طرحی یا برنامه ریزی نکند و جالب اینجاست که علیرغم این باز هم از پس این جامعه معترض بر نمی‌‌آید.مدارس و آموزش وپرورش که به تمام معنا در اختیارش بوده تا با محتویات کتابها و بسیج وگزینش معلمان ومدیران وجداسازی وهزار ویک روش به خدمت خود بگیرد امروز به یکی از همین نقاط وحشتش تبدیل شده اند و دارد منتهای تلاش بی ثمر ناشی از استیصالش را میکند . کار گذاری دوربین در مدراس!سپردن مدرسه به حوزه علمیه!!  

به همین حجاب نگاه کنید، از روز سر کار آمدنش با اینهمه سرکوب و آزار و تهدید و .. نتوانسته این معضل را حل کند، به نقل از مسئولین خودشان حجاب و پوشش جوانان و زنان امروز به یکی از بزرگترین معضلات این حکومت تبدیل شده است. ( هر چند که باید پرسید بخشی هست که نشده باشد؟)  هر روز طرحی تازه ،از به کار گیری رسانه هایش در تمام بخشهای جامعه و آموزش و پرورش تا گشتهای ارشاد و طرحهای چند مرحله‌ای مقابله با بد حجابی تا این مضحکهٔ اخیر توزیع کارت خوش حجابی و دریافت جایزه! کار از این حرفها گذشته و رژیم هم به خوبی‌ متوجه این مساله شده ، به همین خاطر است که  اسبش را زین کرده و به هر دری میزند تا بلکه بتواند جلوی این نسل جوان عاصی را بگیرد. نسلی  که نه اسلامش را قبول دارد و نه حجابش، عزاداری محرمش را به حسین پارتی تبدیل میکند و تمام مقدسات از دین و امام و پیامبرو مستر تایم ( امام زمان) گرفته تا رئیس جمهور و رهبرش را به باد خنده و استهزا میگیرد و امروز سایت و وبلاگ، دشمن جمهوری اسلامی شده است و گردانندگان سایتها و وبلاگها برانداز این رژیم هستند . کارگران ،معلمان وپرستاران بر اندازان رژیم هستند ، دانشجویان و دانش آموزان علیه امنیت ملی! محسوب میشوند،  زنان وجوانان با مد لباس و بی حجابی ،با گروههای موزیک و پارتی ها و ... ضد رژیم هستند. حالا خودتان قضاوت کنید به راستی رفتارها و عملکرد این رژیم از موضع قدرت است یا استیصال!

 هر گروهی ، جناحی، حزبی و یا هر کسی که تصور کند میتواند با گامی به عقب و یا با ذره ای تخفیف در خواسته های این جامعه نماینده اعتراض توده های مردم باشد در اشتباه بزرگی افتاده است. کناراین وضعیت نابسامان بگذارید شوراهای اسلامی  و یا وعده های پوشالی  نمایندگان و دست نشانده های رژیم را، بگذارید تحکیم وحدتی که برای بیان مطالبات دانشجویان به نزد کاندید ریاست جمهوری رژیم میرود،  فعال به اصطلاح مدنی که برای آزادی زندانیان سیاسی  ویا مبارزه علیه اعدام محتاج فتوای فلان مجتهد است و …. همانطور که در بالا گفتم کاریکاتوری بیش نیستند . مردم مدتهاست شما را پشت سر گذاشته اند. کارگران مدتهاست که پشت هیچ حرکتی که وعده  و وعید بدهد یا مجبورشان کند به کم رضایت بدهند نمیروند وامروز انسانی ترین شعارها را در مطالبات کارگران میبینید ، دانشجو رودرروی حکومت ایستاده و علیه سران این حکومت به میدان می آید ، زنان، جوانان وکل این جامعه را کنار اینها بگذارید.

  در آخر و در نهایت میخواهم بگویم که امروز پتانسیل ، ظرفیت وقدرت  بسیار بزرگی در دل اعتراضات بخشهای مختلف جامعه وجود دارد واین وضعیت به خودی خود به وجود نیامده . حزبی وجود دارد که که بی کم و کاست خواسته های توده های مردم را ازابتدا نمایندگی کرده و سر این مسئله ایستاده و تا همین امروز هم ادامه دارد. ناگهانی و از قضای اتفاق نیست که تلویزیونش با هر بحثی که راه می اندازد چنین تحرک، ولوله و بلبشوبی در میان مردم واپوزوسیون و جمهوری اسلامی به راه می اندازد. این نه غلو است، نه خود بزرگ بینی و نه تبلیغات. اگر قرار است در آن جامعه اتفاقی بیفتند که به نفع مردم تمام شود در گرو فعالیت حول این حزب و آرمانهایش است . این را مردم باور دارند ، جمهوری اسلامی لمس کرده است . فعالین و مبارزینی که به دنبال سریع ترین و کم هزینه ترین راه حل نجات جامعه از شر جمهوری اسلامی هستند روز به روز بیشتر به صفوف حزب جلب میشوند. این است اوضاع جمهوری اسلامی در آستانه اول مه روز جهانی کارگر.  برگزاری هرچه با شکوهتر اول مه فرصتی است تا یک گام دیگر در همین جهت به جلو برداشت.

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: