در حاشیه اظهارات رحیم پورازغدی
بعد از ۱۶ آذر و فضای ملتهب و معترضی که هنوز هم در دانشگاهها بر قرار است ، در حالیکه جمهوری اسلامی به هر دری میزند و تمام مهرههایش را برای سرکوب آعتراضات زنان و جوانان به کار میگیرد ، با نزدیک شدن به ۸ مارس این بار زنان و جنبش اعتراضی زنان قرار است باعث ترس و دلهره در رژیم باشد. حجاب و لباس زنان یکی از نکات تعیین کننده در این مبارزه است. در همین رابطه در سخنرانی هفته گذشته فردی به نام رحيم پورازغذي ، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، ( به قول دوستی" از تئو ریسینهای چماق به دست رژیم " ) نکاتی بود که به خوبی زوایای لرزشی که از شورش و اعتراض زنان بر اندام جمهوری اسلامی افتاده است را نشان میداد. صحبتهایش در مورد اینترنت و ماهواره و خطراتشان به جای خود مهم اما موضوع مورداین بحث من نیست ، من به آن بخش از صحبتهایش میپردازم که در مورد مسائل مربوط به زنان صحبت میکند.
اولین مسئله ای که به آن می پردازم اینکه در قسمتی ازصحبتهایش با آوردن نقل قول از ارگان سرکوبگربسیار محترم وقابل اعتماد !! نیروی انتظامی ، به این نتیجه میرسند که "جوانهایی که لباسهای مد روز میپوشند ، کسانیکه حجاب را رعایت نمیکنند اینها همه مزد بگیر و اجیر شده هستند و پول میگیرند و ..."
جالب است که چرا این همه حکومت در رسانهها و مدیا و ... سعی دارد حتما این عده را آنرمال ، بیمار یا دست نشانده و اندک بخواند. این همه تلاش و زور زدن برای موضوعی که به قول خودشان اینهمه کوچک است !! طبق کدام منطق و این برای چه کسانی قابل باور است؟ برای مردمی که هر جا میروی میشنوی که روز شماری رفتن این رژیم را میکنند؟ در حالیکه لباس پوشیدن ، حجاب نداشتن و حتی بودن دختر و پسر در کنار هم جزیی از مبارزه روزمره است که در کنار دیگر بخشهای جامعه به پیش میرود. جامعه یی که در تمام ابعاد " نه" خودش را به این حکومت گفته است . تنها نگاهی به مصوبات و عملکرد رژیم در همین چند سال اخیر بیندازید. مشاهده میکنید که یک بخش عظیمی از نیروهای سرکوب خود را به این مساله اختصاص داده ؛ سرکوب زنان و جوانان . انواع و اقسام طرحهایی که به عناوین مختلف و در قالبهای مختلف اجرا شدند همگی به منظور سرکوب جوانان و به صورت مشخص زنان برنامه ریزی شدند. دقیقا به این دلیل که این مساله برای این رژیم حیاتی است. هر جایی ، در هر تجمعی که سر مساله حجاب اتفاق بیفتد فورا مساله سیاسی میشود . در نهایت منظورم به صورت خلاصه همانی است که در آریا شهر اتفاق افتاد. برخورد نیروی انتظامی با مردم به درگیری مردم با نیروهای سرکوب رژیم و شعار حکومت اسلامی نمیخوایم بدل میشود.
یک مسالهای که سخنران سعی میکند به نوعی از زیر آن در رفته و در بحثش مخفی کند این است که ( با هزارو یک ترفند و مثال از به اصطلاح خودش تاریخ) گویا زنان در برهه های زمانی متفاوت خودشان حجاب را انتخاب کرده اند و به صورت مشخص ایران که بحث من به این قسمت مربوط است ، اصلا به روی مبارک نمی آورند که جمهوری اسلامی از روز اول سر کار آمدنش به ضرب و زور اسید و پونز ، با سرکوب و شکنجه و آزار حجاب سر زنان کرده است. به مدد و یاری وحشیانهٔ نیرو هایی بسیج ، سپاه و ... که خود پورازغذي یکی از همین قماش است. اتفاقا از این سر است که بحثش ضرورت وجودی میابد . برای اینکه باید نقش سرکوب رژیم جنایتکاری چون جمهوری اسلامی نادیده گرفته شود. و نه حتئ نادیده گرفتن بلکه خوش سیما کردن رژیم . اما برای چه کسانی؟ به جز تعداد حاضر در سالن که از ظاهرشان پیداست که که هستند و چه کاره ، اکثریت قریب به اتفاق آن جامعه این حکومت را نمیخواهد و آنرا مسبب تمام مشکلات و بدبختیهایش میداند.( نکته ایی که بر آن تاکید مجدد دارم) دقیقا وجود همین مسئله است که رژیم را مجبور ساخته همه جانبه به جنگ این مساله برود. چه در سرکوب عملی و چه در تئوری ( تئوریهای پوچ و عقب مانده ای که بوی دورهٔ شتر سواری میدهند).
تئوری رنگ و رورفتهٔ دیگری که سخنران!! به آن میپردازد و یک پایهٔ تاکید مهمش است همان تز تکراری تهاجم فرهنگی و اینکه نظامهای بیگانه میخواهند به واسطهٔ لباس و حجاب زنان و جوانان در ما رسوخ کنند و ... تو خود حدیث مفصل بخوان... . امروز حمایت دول غربی و اروپایی از حجاب ( اضافه کنید قوانین و فرهنگ اسلامی) تحت لوای نسبیت فرهنگی چه در خود این کشورها ، با پرو بال دادن به جریانات اسلامی ( از ساختن مسجد،مدارس اسلامی، حجاب کودکان تا دادگاهای شریعه ) و چه در کشورهایی با قوانین اسلامی نظیر ایران بر کسی پوشیده نیست. به بهانه هایی چون احترام به عقاید و ... چشم بستن بر بی حقوقی و جنایاتی که هر روز در حال اتفاق افتادن است . که اگر مبارزات و تلاشهای حزب کمونیست کارگری ایران وانسانهایی چون مینا احدی و سازمان اکس مسلم و مردم آزادیخواه نبود ، امروز اسلام سیاسی و قوانین جمهوری اسلامی تمام دنیا را پر کرده بود. نان قرض دادن این دو سر به هم امری ست بارز و آشنا برای کسانی که سالهاست علیه آن مبارزه میکنند.
و اما نداشتن حجاب از نظر ایشان یعنی فساد ،بیماری و هزارو یک انگ آنرمال بودن و اکثریت زنان جهان همه بیمار هستند و فاسدو ....از قوانین ، دین و فرهنگی که به زن به عنوان کالای جنسی مرد نگاه میکند بیش از این انتظار نمیرود. و دقیقا همین فرهنگ است ، همین قوانین است که حتئ به زور چماق و تو سری ، با این همه رسانه و مدیا و آموزش و پرورش و کتاب .... نتوانسته و موفق نشده همین حجاب و آپارتاید جنسی را بر جامعه ایران حاکم کند و امروز اینقدر مفلوکانه و عآجزانه باید و مجبورند از آن دفاع کنند. در تئوری ایشان فرهنگ سکولار، ضد زن است و لابد اسلام که سراپا و اساسش ضد زن و مرد سالار به نفع زن است ! به جوک بیشتر شبیه است این حرف برای زنانی که هر روز به خاطر رعایت نکردن حجاب تحقیرو آزار میشوند. چندش آور است وقتی که این سخنان را کنار سنگسار و قتل ناموسی و شلاق میگذارید. آنهم از دهان کسانیکه خود بزرگترین تجاوزها و جنایات را بواسطه قوانین کثیف اسلامی در حق زنان مرتکب شده اند. تهوع آور است این حرفها برای زنی که تحت قوانین اسلامی جانش به لب رسیده و هر جا برسد سر فحش و ناسزا را به این حکومت باز میکند، همچنین برای دانشجوی دختری که به خاطره نخواستن حجاب ، قبول نداشتن جداسازی جنسی و نپذیرفتن تحقیر و توهین اخراج شده ، تعلیق گرفته ، توبیخ شده یا کتک خورده.
حرفهای پورازغذي در مورد آموزش به زنان در مورد ایدز به حدی خنده آور است که آن را میاورم کمی به تئوریسینهای مفلوک رژیم بخندید "..... به زنان در روستاها آموزش دادند كه زن ايراني حقوقش را نمي شناسد و .......مقابله با ايدز را آموزش دادند. در ايران ايدز كجا بود. شما همتون ايدزين و در راه ايدز هستيد يا مبتلا بودين و در آينده مبتلا مي شين. به ملت ما چه مربوطه اين مقدار ايدزي هم كه آمده مربوط به آنهايي است كه رفتن و آمدند......وگرنه اينجا كي مي دونه ايدز چيه. ايدز به ايراني چه مربوطه.... چرا در مدارس كلاس آموزش ايدز مي گذاريد؟ ... مگه اینجا مثل انجاست همه در معرض آمیزشند از بچگی کلاس آموزش بذارید؟... "
همانطور که بالاتر هم اشاره کردم برای جمهوری اسلامی امروز ، امر سرکوب زنان آنقدر مسالهٔ مهم و حیاتی شده است که تئوریسینهایش مجبور هستند هزارو یک آسمان ریسمان بافی کنند تا بلکه آبرویی برایش بخرند. مبارزات زنان و برابری طلبیشان آنقدر علنی شده و در قسمتهای مختلف جامعه نمود پیدا کرده است که رژیم عزمش را جزم کرده که هر طور شده سرکوبش کند.
برای زنانی که سالهاست قوانین ضدانسانی اسلامی را با تمام وجود لمس کرده اند ، نابرابری و جداسازی جنسی ، موجود درجهٔ چندم بودن قابل قبول نیست، حجاب، ناموس، عفاف، نجابت و هزار و یک تعریف اسلامی از زن پذیرفتنی نیست. دقیقا به همین دلیل است که ۳۰ سال است که این حکومت تمام تلاشش را کرده که روز فاطمه زهرایش را به جای ۸ مارس به جامعه بقبولاند و موفق نشده. از قبل از روی کار آمدن این رژیم تا به امروز میان مردم و جامعه ، زنان جایگاهی بسیار بالاتر از آنچه دارند که جمهوری اسلامی در قوانینش تعریف کرده و سعی میکند بر جامعه تحمیل کند. این مردم نپذیرفتند ، قبول نکردند ، زیر بار نمیروند .
به نقاط مختلف این جامعه که نگاه میکنید زنان مشغول مبارزه و جنگیدن برای دستیابی به حقوق اولیه شان هستند ،چه در خیابانها و محیطهای کار زنان با رعایت نکردن حجاب و چه آنجا که دختر و پسر با دست در دست هم گرفتن و آتش زدن حجابها و رقصیدن دور آتش نیروهای سرکوب رژیم را به تمسخر گرفته اند و چه در دانشگاهها که یک پایه و موضوع همیشگی اعتراضات نه به تفکیک جنسی بوده است و چه زنانی که در ان.جی.اوها، تشکلها ،گروههای زنان و دیگر عرصهها مشغول جنگیدن با این نظام ضد زن هستند .
و در چنین فضای معترضی ، ۸ مارس زمان بسیار مناسبی برای بیان این اعتراض ، برای به میدان آمدن و گفتن نه به حجاب ، به رژیم سنگسار ، به رژیم شلاق و شکنجه و خلاصه کلام به رژیم آپارتاید جنسی است. نه به اینها یعنی نه به جمهوری اسلامی، حیات این رژیم به اینها بسته است . جامعه، جنبش زنان و دانشجویان و کارگران این نه را در ابعاد توده ای و وسیع ، در مناسبتهای مختلف ، در دانشگاه ، در شعار نویسیها ، در تجمات اعتراضی و ... بیان کرده است. امسال ۸ مارس باید هر چه وسیع تر به میدان آمد. دانشجویان همانگونه که امسال ۱۶ آذر این چنین قدرتمند ظاهر شدند ، میبایست از همین حالا برای برگزاری ۸ مارس تعرضی،سرخ و سوسیالیستی برنامه ریزی کنند ،. علاوه بر آن میبایست در مراسم های ۸ مارس خارج از دانشگاه ، در ان .جی.او.ها ، در گروهها و تشکلها شرکت ، سازماندهی و نقش فعال داشته باشند . از همین حالا میتوان این بحثها را در وبلاگها به راه انداخت و برای آمدن به خیابانها و شعار دادن علیه این رژیم دادن آماده شد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


