
اطلاعيه درمورد رويدادهاي اخير ايران
اطلاعيه دفتر سياسي حزب را در مورد اختلافات جناح هاي رژيم در ۱۲ سال پيش را در زير مي خوانيد. منصور حکمت دليل اين اختلاف و به جان هم افتادن جناح هاي رژيم را وجود مردم و جنبش عظيمي براي سرنگوني حکومت، مي داند. امروز هم اختلاف جناح ها همان است با اين تفاوت که اين اختلافات به اعتراف گيري و زندان و احتمالا حذف فيزيکي يکديگر پيش رفته اند و اين نشان مي دهد آن جنبش عظيم سرنگوني گام هاي تعيين کننده اي برداشته و در آستانه ايفاي نقش مهم و تاريخي خود است. اين نوشته به خوبي سياست هاي امروز حزب را توضيح مي دهد. ج.ک
کشمکش هاي اخير ميان جناحهاي رژيم اسلامي، صرفا نقطه آغازي بر يک سلسله درگيري هاي اجتناب ناپذير و به مراتب حاد تر و خرد کننده تر در درون حکومت اسلامي است. يک واقعيت بسيار ساده پشت تمام اين کشمکش هاست، و آن اينست: مردم ايران حکم به رفتن رژيم اسلامي داده اند. محتوا و مبناي جنگ داخلي امروز در حکومت ارتجاع اسلامي، اختلافات نگرشي جناحهاي چند گانه رژيم بر سر اقتصاد دولتي يا بازار، برقراري يا عدم برقراري مناسبات با غرب، يا حتي اختلافات عقيدتي بر سر اسلام و اسلاميت و ولايت فقيه نيست. اين داستان ٥ سال قبل نيست. جدالهاي امروز، نتيجه تکاپوي مذبوحانه جناحهاي حاکميت براي حفظ نظام منحوس اسلامي در برابر حکم تاريخي مردم است. همه، در داخل و خارج ايران، در داخل و خارج حکومت، چهره خشمگين مردمي را که عزم کرده اند کار رژيم را تمام کنند، از پس انتخابات اخير ديده اند. ايران ديگر براي ضد انقلاب اسلامي به شيوه هاي تاکنوني قابل حکومت کردن نيست. جدال امروز جناحهاي حاکميت جدالي بر سر حفظ نظام شان است. جدالي بر سر يافتن و حاکم کردن آن سياست و آن چهارچوبي براي رژيم اسلامي است که به زعم هريک ميتواند بساط ديکتاتوري و لفت و ليسشان را محفوظ بدارد.
3
اين تصور که يک جمهوري اسلامي تعديل شده، "ليبراليزه شده"، "ايرانيزه شده"، با آخوندهاي اهلي و اسلامي "نهادينه" که تن کريه خود را در کرست قانون چپانده است ميتواند مردم را به تمکين بکشاند و بدنبال کار و زندگي شان بفرستد، مسخره است. اين تصويري است که خاتمي و ائتلاف پشتيبان او از اهداف خود بدست ميدهند. جناح خامنه اي و طرفداران از رو بستن شمشير خونين اسلام حاضر نيستند به اين خيالپردازي گردن بگذارند. اينها ميدانند که هر ذره سازش رژيم با مردم پيش در آمد ناسازگاري بيشتر مردم با رژيم است. اينها ميدانند که از خرداد ١٣٦٠ تا امروز فقط با کشتن و زدن بقاء خود را تضمين کرده اند. اينها مواعيد و عملکرد خاتمي ها را خيانت به نظام و حاکميت اسلام و مقدمه سرنگوني کل رژيم اسلامي ميدانند و آماده اند به همين عنوان با آن مقابله کنند.
4
اما سياست مدافعان خامنه اي و انصار حزب الله نيز به همان اندازه خيالي و پوچ و پا در هواست. خاتميون هشدار ميدهند که قلدربازي و قشريگري و آدمکشي عريان اسلامي خيرش را به اندازه کافي رسانده و ديگر چاره کار نيست. اين روشها عمر خود را کرده اند. فهميده اند که مردم دارند براي جمع کردن اين بساط تکان ميخورند. ميدانند ولايت فقيه و حکومت الهي ديگر نه ابزار ارعاب مردم، بلکه مايه تحريک آنهاست. ميگويند اين روشها مردم را به انقلاب ميکشاند. بايد تعديل شود.
5
ترس هردو طرف بجاست. نسخه هاي هر دو طرف پوچ و بي نتيجه است. راهي ندارند. اين جنگ بازنده هاست. جامعه دارد رژيم اسلامي را دفع ميکند. رژيم اسلامي بايد برود و دارد ميرود. رويدادهاي امروز لحظات و دقايقي در سير فروپاشي اينهاست. هنوز چرخشهاي بسياري در راه است. تا روز سقوط شان، تا روز پيروزي شيرين مردم، اين جماعت اوباش بارها وحدت خواهند کرد، و باز به جان هم خواهند افتاد. "ليبرال" خواهند شد و باز حکومت نظامي اعلام خواهند کرد. رجز خواهند خواند و التماس خواهند کرد. يک چيز اما مسلم است: در طول اين دو دهه هرگز مردم در چنين موقعيت مناسبي براي برچيدن بساط رژيم اسلام قرار نداشته اند.
6
شرط پيروزي، ادامه مبارزه عليه کليت رژيم اسلامي و در منگنه گذاشتن همه جناحهاي حکومت ارتجاع اسلامي در ايران است. اين کابوس خيزش مردم است که اينها را بجان هم انداخته است. اينها بايد بروند، مردم براي تعويض خامنه اي ها با خاتمي ها و منتظري ها و گرفتن چماق انصار حزب الله و پس دادنش به بهزاد نبوي ها و چاقوکش هاي "خط امام" به ميدان نيامده اند. مردم حکمشان را داده اند.
7
حزب کمونيست کارگري، طبقه کارگر و همه مردم ايران را به برپايي يک انقلاب عليه رژيم نکبت بار اسلامي و برقراري جامعه اي آزاد و انساني فراميخواند.
8
سرنگون باد رژيم جمهوري اسلامي ايران
9
دفتر سياسي حزب کمونيست کارگري ايران
10
١٠ آذر ١٣٧٦
١ دسامبر ١٩٩٧
| < قبلی | بعدی > |
|---|


