(کتاب "کار ارزان، کارگر خاموش" یکی از جالبترین اسناد جریان ماست. این کتاب متن پیاده شده میز گرد بررسی لایحه کار جمهوری اسلامی است که به ابتکار منصور حکمت در اسفند ٦٨ و فروردين ٦٩ در کميته تشکيلاتهاى محلـى حزب کمونيست ايران برگزار و عينا از صداى حزب کمونيست ايران پخش شد. منصور حکمت بعد مباحثات را پیاده و ادیت کرد و بصورت کتاب تحت عنوان "کار ارزان کارگر خاموش" به چاپ رسيد. "کار ارزان، کارگر خاموش" فقط نقد همه جانبه از قانون کار اسلامی و تلقیات بورژایی در قانون کار و ارائه یک قانون کار پیشرو و رادیکال نیست، بلکه در دل مباحثات آن نکات بسیاری در نقد مناسبات بورژوایی در مشخصترین سطوح مطرح میشود. بخصوص نکاتی که منصور حکمت در این کتاب مطرح میکند و در سایت او قابل دسترس است، جذاب و آموزنده است. در مورد این کتاب و مبارزه ای که آنوقت بر سر قانون کار جریان داشت در فرصتی دیگری باید بیشتر صحبت کنیم. اينجا ما سخنان منصور حکمت در بخش مربوط به "تعطیلات و مرخصی ها" را انتخاب کردیم، چرا که اول ماه مه روزجهانی کارگر در راه است و منصور حکمت علاوه بر نکات دیگر در این مورد صحبت میکند که نام صحیح روز جهانی کارگر چه باید باشد. ما این متن را از سایت عمومی منصور حکمت برگرفته ایم. جوانان کمونیست.)
از کتاب کار ارزان، کارگر خاموش
فصل هشتـم
تعطيلات و مرخصى ها
مصطفى صابر: بپردازيــم بــه مبحــث تعطيــلات و مرخصــى ها. در مورد اين مبحــث خيلــى خلاصــه بجــاى ١٢ روز مرخصــى سالانــه کــه در قانون کــار جــارى (شاهنشاهى) هست، و الــبته عملا خيلــى جاها ١٨ روز يا کمتر و بيشتر را هــم کارگــران در کارخانه هايى گرفته انــد، مرخصــى سالانــه را در اين متن ٣٠ روز کرده انــد. اين چيــزى است کــه شوراهاى اسلامى هــم خيلــى روى آن تاکيــد دارند. اگــر کارگــاهى طــى ٥ روز ٤٤ ساعت کــار بکشــد ميتواند پنجشنبه ها را هــم تعطيل کنــد و بالاخره اول ماه مــه را هــم براى کــارگران تعطيل اعلام کرده انــد. درباره اين مــواد و اين مبحــث چــه فکــر ميکنيد؟
منصور حکمت: من فکــر ميکنم مدت مرخصــى هم مثل طــول روزکــار و غيــره تابعى از ظرفيت فنى و اجتماعى جامعــه براى تامين معاش و رفاهش است. امروز هم اگر بخواهم بر اين مبنا قضاوت کنم فکر ميکنم در آخر قرن بيستم در کشورى مثل ايران مرخصى ميتواند از اين بيشتر باشد. اگــر کسى در خيابان بى مقدمه از من بپرسد مرخصى کارگران چقدر باشد ميگويم اندازه مرخصى وکلاى مجلس. و اگــر هر دلــيلــى بياورند کــه نميشود آنوقت من جواب آن را آنجا ميدهم. بعنوان يک مطالــبه، اگــر هفته کار ٣٥ ساعت شده باشد، اگر هزار و يک فاکتور ديگرى کــه اينجا مطرح شــد در قانون کار گنجانده شده باشد آنوقت ٣٠ روز مرخصى بــه خودى خود قابل تامل و قابل بحث است. امــا در غياب اصلاحات ديگرى کــه اينجا در برابر اين متن مطرح کرديم، خوب ديگــر بحث اين ميشود کــه بايد مرخصى از ٣٠ روز بيشتر باشد.
مصطفى صابر: يعنى شما ميگوئيــد اگــر اصلاحــات ديگر باشــد آنوقت ٣٠ روز مرخصى؟
منصور حکمت: ٣٠ روز مرخصى ميتواند مبنايى باشد براى مذاکره بين کارگر و کارفرما.و حتما بايد در روند مبارزه کارگرى افزايش پيدا بکند.
مصطفى صابر: الان در برخى کشورهاى اروپايى کارگران يکماه و نيم مرخصى دارند. فکر نميکنيد مبناى خواست مــا و مذاکره مــا بايد يکماه و نيم باشد؟
منصور حکمت: اگر اينطور باشد چرا. اگر بتوانيم چهارتا کشور را نشان بدهيم کــه مبنا يکماه و نيم است مــا هم حتمــا بايد اين را بخواهيم. منتها اجازه بدهيد راجــع بــه بندهاى ديگر اين مبحث نکاتى را بگويم. گفتيد اول ماه مــه را تعطيل اعلام کرده اند، بنظر من اول ماه مــه تعطيل نشده بلــکه يازده ارديبهشت تعطيل شده. اين اصلا جــاى تعطيل اول ماه مــه را نميگيرد. روزش يکى است، اما آنچــه اينها تعطيل کرده اند يک روز عجيب و غريب است به اسم ١١ ارديبهشت. اول ماه مــه تاريخچه معينى دارد و به همين اسم بايد تعطيل اعلام بشود. اين يعنى دولــت يک روزى را انتخاب کرده است و حاضر نيست اسم واقعى اش را بزبان بياورد. اگــر همين جماعت حاضــر بشوند روزه شان را طبق ماه شمسى بگيرند آنوقت شايد کارگر هم حاضر بشود روز کارگر را يازده ارديبهشت اسم بگذارد. اما اينها روزه شان در ماه "رمضان" است و عيد فطر و قربان شان را طبق تقويم هجرى قمرى ميگيرند، ولــى اسم واقعى روز کارگر را حذف ميکند. علــتش هــم اينست کــه بتواند بگويد کــه اين روزى است که مطهرى از فلان خيابان رد شد و فلان امام پايش لــيز خورد. ميخواهند هويت بين الــملــلــى طبقه کارگر را نفى بکنند. بنظر من کارگر ايرانى بايد اصرار بکند کــه آقاجان اينجا بنويس اول ماه مــه تعطيل است.
مصطفى صابر: يعنى بنويسد روز کارگر اول ماه مــه تعطيل است.
منصور حکمت: بلــه. وگرنه دارد منکر ميشود که کارگر طبقه اى جهانى است و اين روز يک حکمتى دارد و اين روز بخاطر مبارزه بخشى ديگر از طبقه کارگر در جهان بدست آمده. يازده ارديبهشت را ايشان هوس کرده است تعطيل کند و اگر مرض نداشته باشد بايد اسم واقعى اين روز را بگويد. اساس اين تفرقه انداختن در جنبش طبقه کارگر و محروم کردن طبقه کارگر از درک هويت جهانى خودش است.
نکته ديگر آن قضيه حاجى شدن است. اين اصلا موردى ندارد که براى حج مرخصى ويژه اى در نظر بگيرند. با منطق خودشان اگر ميشود اين مرخصى ها را داد بايد سرشکن کرد بين همه کارگران و به مرخصى همه اضافه کرد. اينجا گفته شده که استفاده از مرخصى با توافق کارگر و کارفرما است. اينجا هم کارگر مجاز نيست که تعيين کند کى ميخواهد به مرخصى برود! بايد برود با کارفرما توافق بکند و اگر نشد يک بابائى را از شوراى اسلامى پيدا بکنند تا وساطت بکند! بنظر من همينکه کارگر تصميمش را از چند وقت قبل اطلاع بدهد کافيست. چون ممکن است گفته شود که تکلــيف کارخانه بايد روشن باشد. خوب بگوئيد کارگر از دوماه قبل اطلاع بدهد که از فلان تاريخ به مرخصى ميرود. يک نکته ديگر مسالــه مرخصى کمتر از يک روز است. من زياد منظورشان را متوجه نميشوم. بنظر ميايد اين کلــکى است براى کم کردن مرخصى استحقاقى.
مصطفى صابر: در مورد ٤٤ ساعت کار و دو روز تعطيل در هفته نظرتان چيست؟
منصور حکمت: در مورد آن سوال ٤٤ ساعت در ٥ روز و دو روز تعطيل منهم نظرم مثل حميد تقوايى است. فکر ميکنم نبايد اجازه داد خود روزکار کش پيدا کند چون اين توجيهى ميشود براى هزار و يک نوع اضافه کردن کار در شرايط ديگر. ٨ ساعت در روز هم بالاخره جاى خودش را دارد، يا ٧ ساعت در روز در حالـت ٣٥ ساعت در هفته. از هيچکدام از اينها نبايد کوتاه آمد و نبايد بين دو روز تعطيل و طول روز کار هيچ معاملــه اى کرد. نکته ديگرى داشتم راجع به مرخصى استعلاجى. ميگويد "با تائيد سازمان تامين اجتماعى جزو سوابق کار محسوب ميشود". سوال من اين نيست که اين جزو چى محسوب ميشود. سوالــم اينست که آن روز مرخصى قانونى محسوب ميشود و حقوق ميدهيد يا نه و يا بالاخره آن را از ٣٠ روز مرخصى کم ميکنيد يا نه. درثانى هرکسى، حتى رئيس جمهور مملــکت، تا سرش درد گرفت دکتر نميرود. ميرود خانه اش و استراحت ميکند.حدس ميزند سرماخوردگى است يا ميداند دردى قديمى است که ميايد و ميرود. بايد اين در نظر گرفته شده باشد که کارگر ممکن است به دلــيل مشکلات جسمى سر کار نيايد و بعدا توضيح بدهد. بايد حد معينى تعيين شده باشد که بشود بدون گواهى پزشک و معاينه سر کار نيامد. يعنى کارگر بتواند به تشخيص خودش براى درمان بيمارى هاى متداول لازم ببيند استراحت کند و سر کار نيايد، و تنها درصورت ادامه بيمارى بيش از يکى دو روز موظف باشد تصديق دکتر ارائه کند. و بعد تائيد سازمان تامين اجتماعى قدرى عجيب است. بايد وارد دفتر و دستک و اداره بازى رژيم بشوى. من بعدا چطور بروم سازمان تامين اجتماعى را بدون اينکه گواهى پزشک داشته باشم راضى کنم که فلان چهارشنبه لــيز خوردم و کمرم خيلــى درد گرفت. يک کسى بايد در دسترس باشد، دکتر محل و يا کارخانه، که ورقه مربوطه را فورا صادر کند. اين نوع مقررات مقدار زيادى دوندگى روى دوش کارگر ميگذارد. خلاصه حرفم اينست: کارگر بايد بتواند خودش راسا تشخيص بدهد که حالــش خوب نيست، کارى که همه آدمهاى دنيا ميکنند، و بعد اگر بيمارى اش طولانى شد و به دکتر مراجعه کرد تصديق دکتر فقط براى دوره بعد از آن فرضا ٤٨ ساعت اول لازم باشد. و ثانيا اين تصديق دکتر در دسترس باشد و بشود بدون دوندگى آن را گرفت. يک مسالــه ديگر مرخصى عادت ماهانه براى زنان است که شايد بشود آن را در مبحث شرايط کار زنان بحث کرد. اما بهرحال مبحث مرخصى ها بايد آن را هم در بر بگيرد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


