جوانان کمونیست

مصطفی صابر: یادداشتهایی بر یک انقلاب (۵۸) ۲۲ بهمن و یک مغلطه

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

Mostafa_Saber

اینروزها  بحثی حول "تاکتیک اسب ترویا" راه افتاده که در اساس مغلطه ای برای پنهان کردن جوهر اوضاع و موقعیت کنونی انقلاب جاری در ایران بعد از ۲۲ بهمن است. شاید هم ثمره گیج سری برخی است که هنوز نمی خواهند بپذیرند آنچه در ایران جریان دارد "جنبش اصلاح رژیم" و یا "رفراندم" و "انتخابات آزاد" و  از این چیزها نیست. بلکه انقلابی عمیق و اجتماعی، پر صلابت و قدرتمند  علیه جمهوری اسلامی و کل اوضاع موجود  است که قدم به قدم (و از جمله در همین ۲۲ بهمن) راه خود را به جلو باز میکند.

 

بحث حول "تاکتیک اسب ترویا"  که در ظاهر شکل جدل بین دو بخش داخل و خارج اپوزیسیون حافظ نظام را بخود گرفته،  در واقع تلاش مشترک آنها برای پنهان کردن شکست خود و نامربوطی شان به اوضاع است. ۲۲ بهمن، چنانکه در یادداشت قبلی هم گفتیم، فقط شکستی برای رژیم اسلامی نبود.  بلکه شکست آن کسانی هم بود که بر طبل "شعار ساختار شکنانه ندهید" و "خشونت نکنید" میکوبند. ظاهرا بخش "خارجی" این اپوزیسیون حافظ نظام (از جمله شاگرد طناز اسداله لاجوردی)  گفته بود که در ۲۲ بهمن به وسط جمعیت کرایه ای دولت بروید و بعد "هویت سبز" خود را عیان کنید.  و بخش داخلی آن، یعنی جناح مغلوب رژیم (از جمله موسوی) گفته بود که در راهپیمایی دولتی  با "حفظ هویت سبز خود" شرکت کنید. حالا بعضی ها که مثلا میخواهند از ۲۲ بهمن "درس" بگیرند سرشان را میخارند و عالمانه میگویند: نباید به حرف "خارجه نشین" ها گوش می کردیم! و بعد هم کلی یاس و سردرگمی  به دور و بر خود می پراکنند.

 

ولی آیا روشن نیست همان عاملی که جلوی موفقیت "تاکتیک اسب ترویا" را گرفت یعنی خشونت و سرکوب و اعمال نوعی حکومت نظامی رژیم، بطریق اولی جلوی ظاهر شدن با "هویت سبز" را هم میگرفت؟ آیا روشن نیست که این "دو تاکتیک" در واقع یکی هستند و هردو بر "ساختار شکنی نکنید" و "خشونت نکنید" و بر این فرض  استوار هستند که  جمهوری اسلامی را میشود با "فشار از پایین و چانه زنی از بالا" تغییر داد؟ و آیا ۲۲ بهمن نشان نداد که تنها راه پیروزی مردم تعرض بیشتر انقلاب به جمهوری اسلامی است؟

 

قابل فهم است که ۲۲ بهمن به دلیل برآورده نکردن آنچه مردم انتظارش را داشتند ( یعنی "یکسره کردن کار رژیم") سوالاتی را در ذهن بسیاری ایجاد کرده باشد. اما بحث حول "تاکتیک اسب ترویا" تماما به بیراهه رفتن است و  دارد مساله اصلی را پنهان میکند. مساله اینجاست که ۲۲ بهمن نشان داد برای تحقق آنچه خواست برحق مردم است، یعنی برای پایین کشیدن جمهوری اسلامی، باید نیروی بیشتر و منظم تر و سازمانیافته تری به میدان آورد. این یعنی اینکه قبل از هر چیز باید توهم اینکه میشود جمهوری اسلامی را با "رفراندام" و "انتخابات آزاد" و غیره از سر راه برداشت را تماما کنار گذارد. باید به انقلاب و تدارک سرنگونی جمهوری اسلامی به نیروی انقلابی مردم تکیه کرد. باید در محلات، در دانشگاه و مدارس، در کارخانه ها و محیط کار انقلاب را متشکل تر و متعین تر کرد. باید اعتصابات سراسری و سیاسی را تدارک دید. باید جلوی زندانها گسترده تر و جدی تر اجتماع کرد و هر دستگیری را به عرصه گسترش مبارزه تبدیل نمود. باید حجاب برگرفت و ارکان جمهوری اسلامی را در همه جا سست کرد. باید در فرصت هایی که در پیش است، مثل ۸ مارس (روز جهانی زن) و چهارشنبه سوری و غیره، با جمعیت وسیع تر و آماده تر و با  رادیکالیسم و قاطعیت بیشتری به میدان آمد. باید رژیم را در همه جا، در محله و  خیابان و محل کار و محل تحصیل بیش از پیش به محاصره درآورد و فضای فعالیت سیاسی را به قدرت دخالتگری انقلابی و از پایین مردم گسترش داد. و باید رهبری انقلابی و تا به آخر پیگیر برای سرنگونی جمهوری اسلامی را شکل داد.

 

۲۲ بهمن  از یکسو عزم مردم در تداوم انقلاب خویش و اوج قساوت و بی پایه بودن رژیم را جلوی چشم جهان گذاشت، اما از سوی دیگر نشان داد که انقلاب برای پیش روی خویش ناگزیر بند نافی که در هنگام تولدش ضروری بود ولی اکنون بیش از اندازه بر پیکر او مانده و چرکین و عفونی شده را باید تماما ببرد و دور بیندازد.  ۲۲ بهمن با قاطعیتی بیشتر نشان داد که اوضاع ایران راه حلی تدریجی و از بالا (حالا هر رنگ و لعابی که به آن بدهند، "ساختار شکنی نکنید"، "خشونت نکنید"، "رفراندم" و "صندوق رای" و غیره)  ندارد. انقلاب و اقدام مستقیم مردم علیه حکومت آدمخوار کنونی تنها راه حل واقعی است. مردم نتوانستند در ۲۲ بهمن کار رژیم را یکسره کنند، اما در عوض می آموزند که باید برای زیر و رو کردن انقلابی کل وضع موجود تدارک ببینند. (۱۵ فوریه ۲۰۱۰)

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: