![]()
دیکتاتور و فاز اول!
این هفته دستگیری ها تا پشت در خانه موسوی و کروبی و تا یک قدمی بیت رفسنجانی و خاتمی رسید. نزدیکترین همکاران موسوی و کروبی (و در واقع معاونین آنها، یعنی الویری و بهشتی) دستگیر شدند. دفتر کروبی و دفتر حزبش هردو مهر و موم شد. بیش از این، ماموران با حکم رسمی دادستان تهران حاج آقا را در دفتر خودش یک فصل بازجویی کردند. بقول خودش چک های پول و نامه های خصوصی او را هم بردند!
(یادآوری: همین کروبی درست در اوج دوم خرداد، وقتی که مجلس "اصلاح طلب" کوشید در برابر "حکم حکومتی" آقا خودی نشان بدهد، "رگ سیدی" اش بالا زد و با دفاع جانانه از حکم حکومتی در واقع "خرج زیادی در خمپاره ولایت فقیه" گذاشت و فاتحه دوم خرداد را خواند. حالا ببینید که ماموران ولی فقیه با حکم رسمی در دست، جسارت است، کم مانده زیر شلواری حاج آقا را نیز در جستجوی مدارک "انقلاب مخملی" از پایش بیرون بیاورند!)
باری، خوشبختانه "رگ سیدی" کروبی همچنان میزند! او نامه تند و تیزی به لاریجانی رئیس قوه قضاییه داد که "مهدی کروبی پسر احمد" هرگز کوتاه نخواهد آمد. اما مهدی ابن احمد خود بخوبی میداند که در تارعنکبوت دست وپا میزند. این دستگیری ها و پلمب کردن ها در واقع نفس سوزان دراکولا در پس گردن او و همه سران جبهه مخالف خامنه ای است. این دستگیری ها پاسخی به بیانیه شماره ۱۱ موسوی و ادامه نامه نگاری های کروبی و در واقع آخرین هشدارهای قبل از دستگیری به "خودی های نظام" بود. خطبه خامنه ای در نماز جمعه اینهفته اینرا بوضوح تایید کرد. او گفت "مثل امام خمینی" با مخالفین "خودی" ابتدا مدارا میکند اما اگر خواستند علیه نظام (یعنی خامنه ای) کاری کنند آنگاه "شدید" برخورد میکند.
جالب اینجاست که خامنه ای حتی کوشید با اعتماد به نفس ظاهر شود. راهپیمایی قدس در جمعه بعد را، بر خلاف مراسم شب احیاء بر سر قبر خمینی و موارد مشابه، تعطیل اعلام نکرد. فقط به اوباش تحت فرمانش گفت مواظب باشید کسی شعارهای انحرافی ندهد. یعنی شدیدترین اقدامات امنیتی را بجا آورید. بنا بر این میشود دید که جناب دیکتاتور چطور یواش یواش دارد به خودش غره میشود و یادش میرود که چه آتشی زیر پای کل نظام جمهوری اسلامی برپا شده است. او تصور میکند خفه کردن موسوی و کروبی و خودی های معترض (که ظاهرا دارد مطابق نقشه آقا پیش میرود) به معنی خفه کردن انقلاب مردم است. او متوجه نیست، و نمی تواند باشد، که حتی اگر این تقلاهای آقا به نتیجه مطلوب او برسد (که هنوز جای تردید است) تنها باعث میشود که ورود انقلاب به فاز بعدی را تسریع کند.
فاز اول انقلاب به ناگزیر کسانی را از بین خودی ها به بازی میگرفت. بالاخره شکاف در بالا و نوعی سپر امنیتی برای توده های مردم لازم بود تا آتش فشان انقلاب فوران کند. فاز اول فلسفه اش اساسا همین بود: فوران انقلاب، رها شدن نیروی عظیم اجتماعی که دیگر مهار آن از خامنه ای و احمدی نژاد و امام زمان و یا برادران مغضوب آنها ساخته نیست. فاز اول انقلاب دیر یا زود تمام میشد. دیر یا زود انقلاب از روی امثال موسوی و کروبی عبور میکرد و عناصر رادیکالتر و رادیکالتری را به میدان می آورد. این منطق عینی انقلابات عظیم و اجتماعی است که خطوط اصلی آنرا مارکس در "هژدهم برومر" تصویر کرد.
فاز اول شاید میتوانست طولانی تر باشد و میدانی برای بازی پیچیده تر خودی ها و حتی معطل کردن انقلاب باز کند. اما انقلاب بسیار پر زورتر و دعوای های درونی نظام حادتر از آن بود که چنین فرصتی بدهد. حالا خامنه ای با کلی جنایت و کهریزک و بگیر و ببند و ایفای نقش "بازجوی مهربان" دارد خودی ها را خفه میکند، غافل از اینکه با سرمستی خاص دیکتاتورهای مفلوک فقط زنگ شروع فاز بعدی انقلاب را با دست خود بلند تر بصدا درآورده است. فازی که انقلاب به مراتب عمیق تر و رادیکالتر و غیر قابل کنترل تر خواهد شد.
چیزی که خامنه ای و خیلی های دیگر از درک آن عاجز اند همین است که آن فوران اولیه صورت گرفته و همه معادلات را بر هم زده است. معادلات دیگر بصورت قبل از فوران نیست، عوض شده و بیشتر هم عوض خواهد شد. "موش کور انقلاب" بقول مارکس اندر کار نقب زدن است. برای مثال خامنه ای نمی تواند بفهمد که دولت احمدی نژاد یک "دولت مرده" است. او نمی خواهد به روی مبارک بیاورد که کل نظام جمهوری اسلامی اکنون جایی وسط زمین و آسمان معلق است و همه دنیا جز او و دار و دسته اش اینرا می بیند. او ناگزیر باید فراموش کند که جامعه دارالمجانین نیست و باید تولید کند و زندگی ۷۰ میلیون آدم - و آنهم نه آدم سر براه و حرف شنو بلکه بسیار متوقع و آگاه و فوق العاده انقلابی- باید بچرخد. بالاخره بورژوازی جهانی با چه کسی سر میز مذاکره هسته ای بنشیند؟ با یک موجودی که آویزان است و دارد وقت میکشد و با "بسته" مسخره و جوک وارش (نظیر "بسته پیشنهادی" این هفته) فقط شکلک درمی آورد و لگد میزند؟ انقلاب که حاج آقا مهدی پسر احمد نیست که آقا گزمه هایش را سراغش بفرستد تا بترسد تا بعد با "عوطفت اسلامی" او را در آغوش بگیرد. انقلاب یک حرکت اجتماعی عظیم بنیان کن است. این انقلاب تازه شروع شده است و دارد پیش چشمان ما جامعه و کل مناسبات سیاسی و اول از همه کل نظام جمهوری اسلامی را شخم میزند. همین الان دیگر جمهوری اسلامی نظام سه ماه پیش نیست. به چیزی تبدیل شده که حتی حضرات خودی از هر دو جناح در تعریف و توصیف آن مانده اند. کار به جایی رسیده است که این هفته "فیلسوف و روشنفکر شهیر" محبوب بی بی سی، که در کار پاکسازی هزاران استاد و ده ها هزار دانشجو "منحرف" و "مرتد" کلی به خدا کمک کرده و در راس "انقلاب فرهنگی" قداره چرخانده تا با دهها کشته و صدها دستگیری و شکنجه شده مگر نظام اسلامی را مستقر کند، از این میگوید که خبر خوش "هتک نظام" را از زبان خامنه ای شنیده است! برخی در توصیف این اوضاع بهم ریخته تحلیل های دائی جان ناپلئونی میدهند که گویا خامنه ای اسیر دست نظامی هاست. گویا نظامی ها میتوانند ایران را مثل پاکستان یا شیلی بکنند. این حضرات متوجه نیستند که نه فقط سپاهی ها و خامنه ای و کل نظام اسلامی بلکه همین دائی جان ناپلئون های محترم نیز اسیر خرافات خویش اند.
انقلاب است آقایان! و انقلاب در قرن بیست و یکم و در جایی مثل ایران از "موش کور" مارکس که در توصیف انقلابات قرن نوزدهمی بکار برد، بسیار عمیقتر و آگاهانه تر نقب میزند. از میان دلائل بسیار از جمله بخاطر اینکه پرچم و افق و حزب مارکس را هم در دسترس دارد. (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹)
| < قبلی | بعدی > |
|---|


