جوانان کمونیست

مصطفی صابر: یادداشت هایی بر یک انقلاب (21)

فرستادن به ایمیل چاپ
Share



کابینه هلو!

این هفته احمدی نژاد وزیرانش را معرفی کرد. وزیر نگو، هلو بگو! این با الهام از جناب سونامی است که در مصاحبه تلویزیونی در معرفی کابینه اش ضمن تمجید از وزیری که از قضا با یک ضربت اخراج کرده بود، گفت: مثل هلو دوست داشتنیه آدم میخواد بخوردش! از تیر خلاص زنی که  به یمن تناقضات و بن بست های جمهوری اسلامی بر تارک حکومت لمپن های اسلامی نشسته چنین چیزهایی عجیب نیست.  حتی اینهم که ایشان قبل از رای اعتماد کابینه با تاکیتک تبلیغات تلویزیونی به جنگ برادران مجلسی اش رفته غیر قابل انتظار نبود. همه کس میداند که در جمهوری اسلامی سنگ روی سنگ بند نیست و البته بر سر تعیین مسئولین نان دانی های متعدد و ارگانهای سرکوب و مراکز قدرت خیلی بکش و واکش هست.

نکته بامزه تر شاید این بود که جناب سونامی اسم سه تا خواهر زینب را برای اولین بار  در لیست وزرای حکومت الله  قرار داده بود. بخیال خود زرنگی کرد و خواست تلویحا بگوید صدای انقلاب مردم که البته زنانه است را او هم شنیده است.  اما شاید متوجه نشد که با این کار خود نه فقط  به استیصال نظام زن ستیز اسلامی  اعتراف کرده بلکه همچنین خاک  در کاسه آش نذری آیت الله های فمینیست و هوادرانشان ریخته و همه را گل کرد.

اما جالبتر از همه  در رابطه با معرفی کابینه "دولت مرده"  عکس العمل مردم بود. همان زمان که جناب سونامی در تلویزیون برای هلوهایش تبلیغ میکرد مردم فرصت را مغتنم شمرده و  در اغلب محلات تهران و حتی در برخی شهرستانها سر پشت بام ها شعار مرگ بر دیکتاتور میدادند. گزارش ها حاکی است که ابعاد این شعارگویی بی سابقه بوده است.

همین تصاویر از وقایع پیرامون معرفی کابینه برای  درک اوضاع ایران، دعواهای درونی نظام و خشم و نفرت انقلابی مردم شاید کافی باشد. ولی وقایع هفته گذشته نکات قابل ذکر دیگری هم دارد. برای مثال به تظاهرات های دوشنبه گذشته در مقابل دفتر روزنامه اعتماد ملی و ویدئوهای منتشره از آن توجه کنید. جالب این بود که کروبی فراخوانش را پس گرفته بود ولی گروه هایی از جوانان  باز جمع شدند و تظاهرات کردند. در این تظاهرات ها علاوه بر "مرگ بر دیکتاتور" شعارهای تند دیگری نیز داده شد (از جمله "خامنه ای قاتله ولایتش باطله"، "شکنجه اعتراف دیگر اثر ندارد" و همینطور "استقلال آزادی جمهوری ایرانی" که جواب به موسوی است).  ولی بی بی سی تصمیم گرفت فقط شعار الله و اکبر را طرح کند و سریع از کنار آن بگذرد.

نکته قابل ذکر دیگر ادامه روند متراکم شدن نفرت توده ای علیه تجاوز و شکنجه است که به موارد اخیر محدود نمی شود و دامن سی سال حکومت اسلامی جنایت و تجاوز را میگرد. در این هفته چندین ویدئو از کسانی که طی سالهای 60 مورد تجاوز قرار گرفته اند در سطح اینترنت منتشر شد. و این تازه اول کار است. انقلاب دارد به شیوه خود بین دو نسل شکست نخوردگان انقلاب  57 و نسل جوان انقلابیون خرداد 88 پیوند برقرار میکند. پیوندی که برای پیروزی انقلاب کنونی حائز اهمیت حیاتی است و در قدم اول کاسه کوزه امثال بی بی سی و گرگ هایی را بهم خواهد زد که پوستین سبز به سر کشیده اند و  میکوشند مگر انقلاب فعلی را در حد قانون اساسی جمهوری اسلامی یا با کمی چاشنی دمکراسی و حقوق بشر متوقف کنند و به شکست بکشانند.

و بالاخره جنبه دیگر وقایع هفته گذشته تغییراتی در مناسبات بین بالایی ها بود.  ماجرا از لبخند زورکی هاشمی و احمدی نژاد بهم دیگر و چاق سلامتی کردن در مجلس معارفه رئیس جدید قوه قضاییه آشکار شد. البته در این مجلس آشتی کنان موضوع خیلی آسان نگذشت و حضرات بعنوان اعتراض به یکدیگر دست به ترک جلسه هنگام سخنرانی طرف مقابل زدند. (مثلا دولتی ها موقعه سخنان رفسنجانی جلسه را ترک کردند و...)  ولی در جلسه مجلس تشخیص مصلحت که پس از مدتها تشکیل میشد گویا جنگ و دعوا کمتر بوده است. دستکم گزارش کوتاه و بدقت کار شده ای که از آن جلسه منتشر شد تلاش میکند این تصویر را ارائه دهد که نظام دارد کار خود را از سر میگیرد و مثلا دوره "بحران" را پشت سر میگذارد. بنا به این گزارش رفسنجانی بار دیگر کوشیده که در پز "مرد بحرانها" ظاهر شود و از این سخن میگوید که باید همه طرفین "به رهنمودهای رهبر" گوش کنند. همچنین در هفته گذشته بالاخره کوه موش زایید و موسوی "راه سبر امید" را اعلام کرد. همان طور که انتظار میرفت یک شیر بی یال و دم و اشکم،  یک قوطی بگیر و بنشان که آنرا رنگ سبز کرده باشند.  موسوی بخوبی میداند که مردم او را مسخره میکنند و دشنام نثارش خواهند کرد (چیزی که فی الحال ابعاد وسیعی دارد و سریعا در حال رشد است).  اما ظاهرا فکر کرده که نقطه تعادل با آقا و احمدی نژاد فعلا در همین است.  و بالاخره واقعه دیگر تلاش برای آرام کردن کروبی توسط کسانی نظیر توکلی و لاریجانی بود. گرچه احمد جنتی در نماز جمعه همین هفته مجددا بطور تلویحی خواهان دستگیری امثال کروبی و موسوی شد. از این وقایع چه میتوان نتیجه گرفت؟ هیچ، ادامه بلبشوی دعوای اوباش بشکل پیچیده تر و  البته دندان تیز کردن علیه هم برای دور بعدی. ظاهرا نوعی خط میانه که بر همکاری و به بازی گرفتن همه جناح ها تاکید  دارد وزن بیشتری می یابد. اما پیشروی آن یک توهم و خیال است.  آقا و احمدی نژاد این وضع  را فقط فرصتی قلمداد میکند تا موقعیت خود را مستحکم کنند و  به موقعه سر مخالفین را زیر آب کنند. بازنده بلافصل شاید کروبی و موسوی و خاتمی و دور و بری هایشان باشند. حالت تعادل نسبی که در دعواهای بالایی ها بوجود آمده هر آن ممکن است بهم بخورد و بر متن جامعه انقلابی و بن بست های جمهوری اسلامی میتواند ابعاد غیر قابل پیش بینی و وسیع تر از قبل بگیرد. در هر حال نتیجه  ناگزیر این وضع تراکم خشم و نفرت عمومی علیه کل جمهوری اسلامی،  رادیکال تر شدن مردم و تعمیق انقلاب است.  (22 اوت 2009)

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: