
مراسم تنفیذ و تحلیف دولت احمدی نژاد به ترتیب در ۱۲ و ۱۴ مرداد برگزار شد. اما این جز صحنه دیگری از وحشت حکومت اسلامی از مردم و انقلاب شان، جز عرصه دیگری از تشدید اختلافات درونی و باز تر شدن شکاف در بالا، و جز جلوه دیگری از بی اعتباری جمهوری اسلامی و دولت جدیدش در داخل و خارج، چیز دیگری نبود. پرده دیگری از نمایش "دولت مرده"، کمابیش همانطور که انتظار میرفت. بله کمابیش و نه دقیقا. دیدن قیافه های زار و دیپرس حضرات هنگام اجرای مراسم و نگاهی به وقایع قبل و بعد از تنفیذ و تحلیف نشان میدهد که اوضاع جمهوری اسلامی حتی وخیم تر از آنست که میشد پیش بینی کرد.
پیش پرده تنفیذ و تحلیف جناب سونامی یک دادگاه عدل علی، یا همان مراسم تواب سازی و اعتراف گیری زیر شکنجه های ناب محمدی بود. از این دادگاه ها مخوفتر و چندش آورترش را علیه کمونیستها و مخالفین جمهوری اسلامی قبلا برپا کرده بودند. اما حالا ویژگی برجسته این بود: آن طیفی که در دهه اول جمهوری اسلامی مبتکر و مجری چنین نمایشات شنیع و توهین آمیزی بودند، یعنی خط امامی های دوره خمینی کسانی نظیر حجاریان و بهزاد نبوی و "اصلاح طلبان" و "دگر اندیشان" دهه اخیر، حالا خود بر صندلی قربانی نشسته بودند. در واقع این دادگاه ها اینبار به خودی ها یعنی خاتمی و موسوی و رفسنجانی پیام میفرستاد: که یا با آقا و دولت مرده اش بیعت میکنید یا چنین دادگاه هایی در انتظار شماست! درست بهمین دلیل این دادگاه ها زمینه ای برای تشدید جنگ درونی جمهوری اسلامی و حتی تشت و تفرقه در بین وفاداران خامنه ای شد. (خیلی از به اصطلاح اصولگرایان قبل و بعد از این دادگاه ها نارضایی و عدم موافقت خود را بنوعی اعلام کردند.) به این ترتیب نمایشی که قرار بود مردم را بترساند، نه فقط مردم را نترساند (فاکت: همانروز دادگاه مردم شعاری شبیه این در تظاهرات هایشان دادند: "شکنجه اعتراف دیگر اثر ندارد"!) که خود تبدیل به عاملی شد برای ایجاد تشتت درونی و تضعیف بیش از پیش رژیم اسلامی و تنها ماندن "علی و حوض اش". واقعا با آن مراسم تحلیف و تنفیذ و غیبت رفسنجانی و خاتمی و بسیاری دیگر و با این دادگاه های کذایی سوال این است که فاز بعدی در تسویه حسابهای درونی جمهوری اسلامی چیست؟ تلاش برای دستگیری موسوی و رفسنجانی؟ اسلحه کشی در خیابان به روی همدیگر؟ یا..؟
پرده دوم این نمایشات که امروز (شنبه ۱۷ مرداد) برگزار شد، نشان داد این نمایش جنایت و در عین حال خود زنی جمهوری اسلامی حد و مرز نمی شناسد. در دادگاه دوم علاوه بر مردم تظاهر کننده، نه فقط نمایندگان نیمی از خود نظام جمهوری اسلامی به جرم "انقلاب مخملی" کماکان بر صندلی تواب سازی نشانده شده بودند، که حتی دول فخیمه اروپایی نیز از طریق آوردن کارکنان بیچاره سفارتشان به دادگاه در امان نماندند. دول فخیمه ای که علیرغم ترس از حمایت جهانی از انقلاب مردم ایران بارها نشان داده بودند حاضرند احمدی نژاد را ولو با یک من عسل یکجوری قورت بدهند. حالا با این دادگاه های عدل علی و تسری دادن پروژه اعتراف گیری به سفارتخانه های اروپایی دیگر دستشان تماما در پوست گردو میرود. الحق فقط امام زمان میتواند اینقدر احمق و دیوانه و از دنیا پرت باشد. ولی بیچاره تقصیر ندارد، انقلاب معمولا سر همه شاهان و سلاطین و خدا و پیر و پیغمبر ها همین بلا را می آورد. امام زمان مربوطه حتی نمی تواند تصورش را بکند که جهانی کردن پروژه تواب سازی (که ابتکار اینرا باید به نام رهبر، پسر و تیر خلاص زن اش ثبت کرد) ، یعنی نشان دادن این صحنه های شنیع توهین و تحقیر انسان ها در دادگاه عدل علی تا چه حد خشم و نفرت مردم را علاوه بر ایران که سراسر جهان نیز برخواهد انگیخت. کافیست کسی صورت وحشت زده و چشمان نگران خانم نازک افشار در آن حجاب زورکی را بر صفحه سی ان ان ببیند تا از هرچه اسلام و حکومت اسلامی با هر پسوند و پیشوندی برای همیشه متنفر و بیزار بشود.
باری اینها - یعنی تشدید دعواهای درونی، انزوای بیشتر بین المللی و ایجاد موجی از نفرت بر علیه رژیم اسلامی چه در ایران و چه جهان، همه از معجزات تحلیف و تنفیذ یک جسد است. و هنوز البته خیرات و برکات بیشتر در راه است. مثلا مردم در کمین اند تا در فرصت مناسبی جواب دندان شکنی به مراسم تحلیف دولت مرده و دادگاهای نفرت انگیز تواب سازی بدهند. (البته در طول هفته گشته تظاهرات های شبانه و روزانه بسیاری برپا شد، بویژه روز ۱۴ و ۱۵ مرداد، اما چنان حکومت نظامی سنگینی برقرار بود که مردم نتوانستند چنانکه دلشان میخواهد جواب نمایشات تنفیذ و تحلیف را بدهند و لذا خشمگین و عصبانی مترصد فرصت اند.) همینطور از هم اکنون مجلس اسلامی برای جناب سونامی خط و نشان میکشد که باید تابع ولی فقیه باشی و کابینه ات چنین و چنان باشد. یعنی اینجا هم جنگ و دعواهای بیشتر و انشقاق بیشتر در جمهوری اسلامی در راه است.
و بالاخره از معجزات ویژه تحلیف و تنفیذ "دولت مرده" یکی هم سخنان خامنه بود. خامنه ای از "کاریکاتور انقلاب ۵۷" سخن گفت و اطمینان خاطر داد که نظام اسلامی "مقتدرتر و ریشه دارتر" از این است که با چنین "کاریکاتوری" از بین برود. او بخیال خود داشت مثلا قدرتنمایی میکرد. بطور مشخص داشت جواب موسوی را میداد که سعی میکند مردم را به دوره خمینی برگرداند و داشت به او میگفت که شما کاریکاتور خمینی هستید. خامنه ای به یک معنی و خطاب به موسوی درست میگفت. تقلید از جنایتکاران کبیر تاریخ معمولا به کاریکاتور منجر میشود. همانطور که تقلید لوئی بناپارت از عمویش ناپلئون بناپارت به مضحکه تبدیل شد. گرچه موسوی حتی شانس کاریکاتور خمینی شدن را نیز ندارد. اما خامنه ای حتی متوجه نشد که با آن جمله چه خبطی کرده است. همه عالم از همان یک جمله فهمیدند که دیکتاتور مفلوک در تنفیذ دولت مرده اش چگونه وحشت خود را از انقلاب نشان میداد. از انقلاب، نه از "انقلاب مخملی" و "توطئه اجانب" و سایر مزخرفاتی که برای تحریف و تخطئه انقلاب مردم سر هم میکنند. بیش از این، خامنه ای متوجه نشد که چطور دارد تبلیغات بی بی سی و صدای آمریکا و طیف وسیعی را پنبه میکند که سعی میکنند تحولات ایران را در چهارچوب تغییرات درون جمهوری اسلامی محدود کنند. امروز حتی مفسرین بی بی سی هم مجبورند بگویند که تحولات کنونی ایران چیزی در قد و قامت انقلاب ۵۷ است چندانکه خامنه ای هم مجبور شده است برای تخطئه آن بگوید کاریکاتوری از آن انقلاب است. خامنه ای مفسر تا مغز استخوان دوم خردادی بی بی سی را مجبور کرد که بگویند "آقای خامنه ای بنوعی دارد مثل شاه میگوید که صدای انقلاب تان را شنیدیم". اگر خامنه ای به طعنه و تخطئه از یک انقلاب حرف میزند، آیا آن دکتر جامعه شناس فلانی که از اسم انقلاب علیه جمهوری اسلامی تنش جوش میزند هنوز میتواند بر طبل "جنبش رای من کو" و "جنبش مدنی" و "جنبش طرفداران موسوی" و نظیر این بکوبد؟
بدین ترتیب مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد علیرغم همه تشدید حکومت نظامی، راه انداختن دادگاههای اعتراف گیری و رجز خوانی های مسخره خامنه ای بر یک نکته محوری تاکید گذارد: محاصره بیشتر جمهوری اسلامی توسط انقلاب، پیشروی بازهم بیشتر انقلاب و مجبور کردن انکار کنندگانش به کرنش در برابر حضور قدرتمند آن. ( ۸ اوت ۲۰۰۹)
| < قبلی | بعدی > |
|---|


