جوانان کمونیست

مصطفی صابر:یادداشت هایی بر یک انقلاب (۱۸)

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

 

هشتم مرداد: انقلاب به پیش!

امروز هشتم مرداد، روز گرامیداشت یاد ندا و همه جانباختگان اخیر ، بعنوان یک نقطه عطف در پیشروی انقلاب مردم علیه جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد. دهها هزار نفر از مردم تهران و همینطور اصفهان و شیراز و برخی شهرهای دیگر به میدان آمدند.  شعارها تیز تر و کوبنده تر و روحیه ها بالاتر از هر زمان بود. نگاهی به ویدئوهای متعددی که در اینترنت منتشر شده و به سی ان ان و بی بی سی و صدای آمریکا نیز رسیده، جای هیچ تردیدی در این پیشروی بزرگ باقی نمی گذارد. اگر دو  تظاهرات مهم دو هفته اخیر (یعنی ۱۸ تیر و جمعه ۲۶ تیر ماه)  اعلام قطعی این بود که آنهمه کشتارها و جنایات وحشتناک قادر نشده انقلاب را متوقف کند، وقایع هشت مرداد ۸۸ (۳۰ جولای ۲۰۰۹) بروشنی اعلام کرد که فاز جدیدی از تعرض قدرتمند تر انقلاب علیه جمهوری اسلامی شروع شده است.

 

تظاهرات های ۱۸ و ۲۶ تیر چنانکه در یادداشت های قبلی دیدیم، حکومت اسلامی را در موقعیت بسیار شکننده ای قرار داد و دعواهای درونی اوج گرفت. معلوم شد که دیکتاتور کثیف و مفلوک  از پس انقلاب برنیامده است و جناح مخالف خامنه ای و احمدی نژاد زبانشان دراز شد. دعوا تا آنجا بالا گرفت که حتی احمدی نژاد جنون وار ریش آقا را کشید و آقا توی سر او زد.  معلوم شد که هیچ هسته منسجم و یکدستی در رژیم موجود نیست که قادر به مقاومت طولانی در مقابل انقلاب باشد.  انتشار عکس ها و اطلاعات جدید در مورد جنایات بی سابقه و تکان دهنده جمهوری اسلامی در فاصله یک ماه گذشته موجی از نفرت و اعتراض را در داخل و خارج کشور برانگیخت و رژیم اسلامی را آشکارا  در موضع تدافعی قرار داد. تعطیل بازداشتگاه کهریزک از سوی خامنه ای در واقع اعلام شکست آقا و پذیرفتن ناکارایی سرکوب و جنایت در مقابله با انقلاب بود. هشت مرداد بر همه این پیشروی های انقلاب علیه رژیم اسلامی با قدرت مهر تایید گذارد،  و نه فقط این که گام های روشنی به جلو برداشت.

 

ویژگی های برجسته هشت مرداد از این قرار بود:

 

۱)  جمعیت وسیع و با ترکیب سنی مختلف  به خیابان آمد. گرچه مثل همیشه، و اینبار روشنتر از همیشه، زنان نقش برجسته ای داشتند، ولی ترکیب سنی و قیافه های مختلف نشان میداد که چگونه آن غلیان اجتماعی عظیمی که در ایران آغاز شده با قدرت ادامه دارد. خشم و نفرت از حاکمان و عزم و اراده و روحیه بالا را میشد براحتی در امواج جمعیت دید.

 

۲) مردم در شعارهایشان مجددا بر "ندای ما نمرده این دولت است که مرده" یا "ولایت است که مرده" تاکید گذاشتند. مرگ بر دیکتاتور شعار اصلی بود. این یعنی اینکه دولت احمدی نژاد و خامنه ای مقدمتا باید گورشان را گم کنند. شعار "مجتبی بمیری ولایت را نبینی" که امروز روشنتر شنیده میشد بر همین تاکید داشت. شعار جالب دیگر که قبلا شنیده نشده بود: "ما اشک تمساح نمی خوایم، دولت مصباح نمی خوایم"، بروشنی جواب خامنه ای و احمدی نژاد را میداد که گویا عطوفت اسلامی  شان گل کرده و بازداشتگاه بسته اند. مردم با این شعارها باردیگر تاکید کردند که هرگونه عقب نشینی جمهوری اسلامی را به سکویی برای پیشروی خود تبدیل خواهند کرد و حکومت تمساح های اسلامی را به پایین خواهند کشید.

 

۳) مردم به روضه خوانی و قرآن خوانی و سکوت نرفتند. آنها با صدای بلند اعتراض کردند و با روحیه ای تعرضی با ماموران جمهوری اسلامی جنگیدند. نه فقط در بهشت زهرا که  خیابانهای بسیاری در تهران صحنه این نبرد و شعار های تند مردم بود. بنا براین یک بار دیگر فراخوان موسوی و کروبی به سکوت و قرآن خوانی و پوشش وسیعی که بی بی سی و غیره به آن دادند جوکی بیشتر از کار در نیامد. و البته حضرات و از جمله پامنبری هایشان در بی بی سی و صدای آمریکا نه فقط به روی مبارک نیاوردند که قرار بود مردم قرآن بخوانند و سکوت کردند بلکه خیلی تلاش کردند تا شعارهای معدودی که به نفع موسوی و کروبی داده شد را خصلت نمای تظاهرات 8 مرداد قرار دهند. این حضرات هم بزودی خواهند فهمید که در عصر ارتباطات نه فقط نمی توان جمهوری اسلامی و سردار رادن و خامنه ای و احمدی نژاد بود و باقی ماند بلکه کلک های کهنه و نخ نمای ژورنالیسم نوکر نیز برای شیره مالیدن سر مردم افاقه نخواهد کرد.

 

۴) امروز همچنین یک شعار جدید و از لحاظ تحلیلی جالب توجه داده شد: "آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی".  این شعار در واقع جوابی است به شعار "آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی". این پاسخی بود به موسوی که میگوید به دوره خمینی و شعارهای اولیه جنبش جنایتکار اسلامی برگردیم. جمهوری ایرانی بجای جمهوری اسلامی نشانده میشود تا به جمهوری اسلامی نه بگوید.  این تکرار شعار "جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم" در این شکل طعنه آمیز بود. گرچه کلمات "استقلال" و "جمهوری ایرانی" هنوز بر یک توهم و ناروشنی عمیق اشاره دارد و به حکومت آتی چهارچوبه ای ناسیونالیستی و "ملی و مستقل" می بخشد، اما این چیزی از این واقعیت کم نمی کند که مردم به روشنی به همه جانیان اعلام میکنند که جمهوری اسلامی نمی خواهد و باید برود. مردم با این شعارشان نه فقط به امثال موسوی و سایر ناجیان جمهوری اسلامی پاسخ دندان شکن میدهند بلکه به ریش های  فیلسوف بعد ازاین هایی  چون فوکویاما که چند روز پیش گفت مردم ایران حکومت اسلامی میخواهند، با صدای بلند میخندند.

اما وجه مهمتر در این شعار مطرح کردن تصویری از حکومت آتی در شعارهای مردم در خیابان است. این یک تحول مهم است. مردم نه فقط میگویند جمهوری اسلامی باید برود بلکه حالا جدال بر سر تعریف حکومت آتی هم وارد شعارهای مردم میشود. از این دو نتیجه باید گرفت. اول آنکه مردم چنان به انقلاب و مبارزه خود اطمینان دارند که میخواهند چشم انداز آینده را معلوم کنند و دوم  اینکه اکنون وقت آنست که ما نیز با قدرت بیشتر به این موضوع بپردازیم و  به مردم نشان دهیم شعار صحیح آنها آزادی، برابری، حکومت انسانی است. نشان دهیم که استقلال چیزی جز بیان منافع بورژوازی در قالب ملی نیست و اگر هم متحقق شود بهتر از همین ارتجاع جمهوری اسلامی نیست. باید نشان دهیم که جمهوری ایرانی هم از همان ابتدا عنصر ارتجاع و سرکوب و عقبگرد را با عنصر قومیت و ملیت (ایرانی) وارد میکند. باید نشان دهیم که  آنچه واقعا مردم را متحد میکند و بدون تزلزل به پیش میراند، آنچه  که مردم در واقع میخواهند آزادی و برابری و جمهوری انسانی است. جمهوری که اساس آن انسان (مستقل از ملیت و قومیت و زبان و جنیست و غیره) و حرمت و رفاه و شادی تک تک آحاد جامعه  است.

 

حتما جوانب دیگری هم  در مورد امروز هست، اما بعنوان یک جمعبندی باید گفت که با تظاهرات 8 مرداد شکاف در بالا شدید تر خواهد شد. میتوان با قطعیت بیشتری  پیش بینی کرد که تلاش برای نوعی سازش بین جناح های مختلف جمهوری اسلامی به منظور حفظ نظام (چه با حفظ احمدی نژاد و چه حتی با مرخص کردن سونامی و حتی خود آقا) دشوارتر میشود. آشفتگی تمام عیار در بالا و تضعیف بیش از پیش جمهوری اسلامی،  یک نتیجه اجتناب ناپذیر تظاهرات ۸ مرداد خواهد بود. تظاهرات ۸ مرداد و قدرت نمایی انقلاب و مردم،  در ادامه عقب نشینی های قبلی (نظیر بستن یک بازداشتگاه)، نیروی سرکوب رژیم را به شدت تضعیف خواهد کرد. حالا مردم با روحیه بالاتر در جلوی زندانها، در خیابانها و در تظاهرات های بعدی در مقابل سرکوبگران حاضر خواهند شد. میتوان انتظار داشت که تظاهرات بعدی که به نظر میرسد حول و حوش مراسم تحلیف احمدی نژاد در ۱۲ مرداد (که البته اگر سر بگیرد) باشد بسیار کوبنده تر برگزار شود.   تظاهرات هشت مرداد لحن انقلابیون بنی احمدی (منقدین درون نظام-  بنی احمد نماینده دوره شاه بود که از مقام دستبوس اعلیحضرت به یک انقلابی تبدیل شد!)  در جمهوری اسلامی را تند تر خواهد کرد،  ولی این فقط به نوبه خود به قدرت گیری بیشتر انقلاب منجر خواهد شد. تظاهرات 18 مرداد توازن قوا را به زیان رژیم و به نفع مردم بیش از پیش بهم زد، در نتیجه ما شاهد رشد نوعی دمکراسی از پایین و تحمیل آزادی های سیاسی به رژیم خواهیم بود.   متشکل شدن در محلات، در کارخانه ها، در ادارات و دانشگاه ها، موج جدیدی از بسط آزادی بیان به زور انقلاب و  باز شدن فضا برای بحث و گفتگو و قدرت گیری چپ و رادیکالیسم ثمره ناگزیر فاز تعرضی انقلاب خواهد بود.  (۳۰ جولای ۲۰۰۹)

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: