جوانان کمونیست

مصطفی صابر:یادداشت هایی بر یک انقلاب (۱۷) جنون احمدی نژاد!

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

 

ظاهرا کارهای عجیب و غریب احمدی نژاد و جفتک های غیر قابل پنهان کردنش بسوی آقا خیلی ها را گیج کرده است. چه خبر است؟ چه کاسه ای زیر نیم کاسه است؟ چه توطئه ای در کار است؟ میخواهند احمدی نژاد را وجه المصالحه سازش قرار دهند؟ آیا احمدی نژاد میخواهد علیه آقا یک کودتاچه راه بیندازد؟ راستی این خط کیست که دارد پیش میرود؟ چه "فرضیه" ای برای توضیح این حرکات که از کیهان شریعتمداری تا بی بی سی را به حیرت واداشته، باید داشت؟

 

به همه چیز کم و بیش اشاره میشود به جز مساله اصلی: انقلاب.

 

بله مفسرین محترم، انقلاب است. انقلاب همین است. یک وجه اش همین است. چنان بالایی ها را بهم میریزاند، که  با پوزش از سگها،  وضع احمدی نژاد و کل اوباش جمهوری اسلامی دقیقا مصداق همین ضرب المثل فارسی است: "سگ صاحبش را نمی شناسد".

 

این به معنی آن نیست که توطئه ای در کار نیست، کسی تلاش نمی کند خطش را پیش ببرد و غیره. خیر همه اینها هست،  اما بر متن انقلاب.  و تنها وقتی این متن دیده شود میتوان اوضاع را به روشنی توضیح داد و همه توطئه ها و فرضیه ها و تلاش های مختلف برای تاثیر گذاری بر واقعیت را سرجای خود قرار داد. آنوقت معلوم میشود که چرا احمدی نژاد چنین قمه بدست حتی به جان خود افتاده، چرا خامنه ای یک روز تشر میزند اما در عین حال تاخیر یک هفته ای در اوامر ملوکانه را قورت میدهد و  روز دیگر بازداشتگاه می بندد. چرا رفسنجانی باز یاد عشق پنجاه ساله اش به آقا می افتد و همه امیدهایش را به "نواندیش" بودن آقا می بندد. و یا  موسوی برای گرامیداشت یاد ندا  کفش و کلاه میکند و خواهان اجتماع سکوت و قرآن خوانی در مصلای تهران میشود  و "بهار آزادی" دوره پنجاه و هفت را به یاد می آورد و می گوید "آزادی کو". (بهار آزادی که همین دار و دسته اصلاح طلبان امروز و خط امامی های آنروزگار از حجاریان گرفته تا گنجی و سازگارا و  شخص شخیص "نخست وزیر محبوب امام" با قمه و اعدام و خاوران و وزارت اطلاعات و اشغال سفارت و حمله به کردستان و انقلاب فرهنگی و حمله تظاهرات زنان علیه حجاب و غیره غیره  به جانش افتادند و نقش کلیدی در پایه گذاری جهنم جمهوری اسلامی ایفاء کردند).

 

اگر خاطرتان باشد در یکی از یادداشت های قبلی گفتیم که انقلاب حاضر بطور عینی تمام قدرت خرد کننده خود را بر دولت احمدی نژاد و ولی فقیه جمهوری اسلامی متمرکز کرده است. گفتم که مردم به زیرکی و به درست همین واقعیت را  در شعارهایشان اعلام کردند: "ندای ما نمرده، این دولته که مرده".  خوب اتفاقی که این چند روز افتاده مصداق همان دولت مرده است. حالا داریم در رفتارهای احمدی نژاد به عینه و بطور مشخص می بنیم که "دولت مرده" یعنی چه. درست است، عجیب است، اما انقلاب همین است دیگر همه چیز را زیر و رو میکند.

 

جالب است، مردم دارند برای گرامیداشت یاد ندا (۸ مرداد، ۳۰ جولای)  آماده میشوند تا نشان بدهند ندا نمرده است و نمی میرد، ولی   سونامی ظفر نمون اسلام که قرار بود همه دنیا را فتح کند حالا  حتی نمی تواند یک وزیر و مشاور انتخاب کند. حتی نمی تواند یک جلسه کابینه اش را بدون قندان پرت کردن حضرات به همدیگر برگزار کند. حتی دستور آقا که هر روز دستش را جلوی دوربین تلویزیون بوسیده و کلی چاپلوسی های مشمئز کننده بجا آورده را  با  همان پای بوگندویش یواشکی  زیر فرش میکند. بعد از یک هفته خود آقا مجبور است از مجتبی بخواهد که جهت اطلاع عموم روی نت بگذارد. این است وضع دولت مرده! این است وضع خامنه ای و جمهوری اسلامی.  و البته تمامی هم ندارد:  "اکثریت نمایندگان" مجلس خبرگان و ۲۰۵ نماینده مجلس اسلامی به سونامی مربوطه  یاد آور میشوند که حتی ۲۴ میلیون رای کذایی بدون امضای آقا به او مشروعیت نمی دهد. با این حساب معلوم نیست که اصلا حکم تنفیذ بگیرد.  تازه اگر همه اینها را هم راست و ریس کنند، با مردم چه کنند که دارند بطور میلیونی برای روز ۱۴ مرداد آماده میشود که قرار است دولت مرده را مگر زنده کنند!؟  تازه حتی اگر همه اینها را هم "به خیر و خوشی"، یعنی با کشتار و جنایت بیشتر از سر بگذرانند،  معلوم نیست که بعدش چه خاکی باید به سرشان بریزند. هم اکنون اقتصاد خوابیده. سیستم اداری تماما فلج است. هیچ چیز کار نمی کند.  حتی دستگاه سرکوب و جنایتشان هم  دارد زیر اعتراض مردم در ایران و جهان از هم وا میرود. و آیت الله های ریز و درشت دارند اطلاعیه میدهند که داریم فرو می پاشیم. خوب، آیا فکر میکنید در این بلبشو خط کسی دارد پیش میرود؟ طرحی دارد اجرا میشود؟ آیا قرار است سازشی صورت گیرد و اگر هم قرار باشد میتوانند سازشی بکنند؟ بله اگر مردم و انقلاب را کنار بگذارید همه این ها شدنی است. اما اگر فاکتور اصلی که همه این عجایب و غرایب را موجب شده است وارد کنید آنوقت خواهید دید که این "موش کور انقلاب" است که ماهرانه نقب میزند و جامعه را زیر و رو میکند.

 

 اینجاست که معلوم میشود نه فقط احمدی نژاد رسما عقلش را از دست داده، بلکه رفسنجانی هم نماز وحشت میخواند و به درایت آقا پناه میبرد. و آنوقت ارتباط اینها بدرستی درک میشود.  توجه به واقعیت اصلی جامعه ایران، یعنی یک انقلاب عظیم قدرتمند آنوقت توضیح میدهد که چرا موسوی کفش و کلاه کرده است تا مگر یاد ندا را گرامی بدارد. او فهمیده که ندای مردم نمرده و حالا میخواهد اگر بشود خودش را به ندای مردم وصل کند تا وقتی این دولت مرده رفت نظام را نجات دهد. جناب که فهمیده "همه داریم به جهنم میرویم" دارد با پررویی که فقط از آخوند ها بر می آید با جدیت تمام آخرین سنگرهای مقاومت را برای جمهوری اسلامی حفر میکند.  جالب است که مفسرین بی بی سی که خیلی از لگد پرانی های احمدی نژاد تعجب کرده اند، از این حرف موسوی که گفته مردم ایران "جنبش سبز" بپا کرده اند تا دوباره خمینی و دوره سرتاپا جنایاتش را برگردانند، که قانون اساسی جمهوری اسلامی مبنای وحدت همین مردم و "جنبش سبز" است، هیچ تعجب نکردند. نه فقط تعجب نکردند که با آب و تاب آنرا منعکس کردند. آیا موسوی و بی بی سی فکر کرده اند انقلابی که هزار بار پرقدرت تر از انقلاب ۵۷ است، هزار بار رادیکالتر و آگاهتر به زمان خود است را میتوانند با قانون اساسی جمهوری اسلامی و بازگشت به دوره  خمینی متوقف کنند؟ آیا انصافا فقط احمدی نژاد است که عقلش را از دست داده است؟

 

جواب این سوال را انقلاب مردم و ما فی الحال داده ایم و روشنتر نیز خواهیم داد. انقلابی که در ایران راه افتاده است فعلا مانع بلافصل خود یعنی دولت احمدی نژاد و خامنه ای را مچاله کرده است. اما با درهم شکستن این مانع در حد قانون اساسی جمهوری اسلامی یعنی قانون ولایت فقیه و حکومت کثیف و ضد زن اسلامی متوقف نخواهد شد. بلکه از کل جمهوری اسلامی و از همه شیادانی که میخواهند با یک ذره آزادی و یک ذره حقوق بشر "سر مردم شیره بمالند" (عبارت موسوی است) عبور خواهد کرد و بسیار فراتر خواهد رفت. نه جنون احمدی نژاد و قمه های آقا و  نه تلاش های مذبوحانه موسوی و پامنبری هایش در بی بی سی و صدای آمریکا  قدرت مقابله با انقلاب برای آزادی و برابری و انسانیت را نخواهد داشت. ولی یک چیز را بروشنی یاد آوی میکند.  اینها همه در یک چیز شریک اند:  مردم را دستکم گرفته اند. ۲۷ جولای ۲۰۰۹

 

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: