جوانان کمونیست

مصطفی صابر: وقتی جهان هالیوود میشود!

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

هفته گذشته دنیا عجیب و پرحادثه بود. مثل فیلم های هالیوودی صحنه های پر هیجان با ریتمی تند از جلوی چشمان ما می گذشت. زرق و برق و دروغ و تناقض و دلهره برای لحظه بعد، این چیزی بود که حس میکردید.   محورهای اصلی داستان این بود: اجلاس "گروه بیست" در مورد بحران جهانی در لندن، اجلاس ناتو در استراسبورگ، اجلاس "ائتلاف تمدنها" در ترکیه، کنفرانس افغانستان در لاهه و.. .  قهرمان اول فیلم البته معلوم بود که "پرزیدنت اوباما" است. خصوصا اینکه یک سخنرانی برای 30 هزار نفر در پراگ داشت و اولین سفرش به  "کشوری از جهان اسلام" یعنی همان ترکیه را انجام داد. بر سر نقش دوم فیلم البته کمی دعوا بود، سارکوزی و آنگلا مرکل از مدعیان بودند، اما بنظر میرسد گوردن براون، لااقل ایندفعه،  با یک سر و گردن بالاتر ایستاد. با اینهمه طیف وسیعی از هنرپیشگان زبردست از سران روسیه گرفته تا و چین و ژاپن و غیره علیرغم هر چشم غره ای که بهم داشتند توانستند بخوبی نقش های خود را در مقابل دوربین ایفاء کردند. (یکی از مفسرین در مورد کنفرانس گروه بیست نوشته بود که: اوباما نقش مهمی در آرام کردن سارکوزی داشته و او را به کناری برده و با او صحبت کرده است!)

 

          

 اما نقش منفی بر عهده کی بود؟ قاعدتا اسلام سیاسی و نمایندگانش باید این نقش را بازی میکردند. الحق اسلام سیاسی در این هفته پرحادثه جهانی همه جا حضور محسوسی داشت، از طالبان و کرزای تا جمهوری اسلامی و حتی خاتمی (که به کنفرانس "ائتلاف تمدنها" دعوت شده و شایعه بود با اوباما ملاقات میکند). قانون فوق ارتجاعی که اخیرا دولت کرزای گذرانده و از جمله اعلام کرده که زن باید دستکم هر چهار شب یکبار خود را به شوهرش واگذار کند، یکی از صحنه های باور نکردنی گلوبازسیوان هالیوودی هفته قبل بود. (جدا هالیوود باید از کرزای برای ایجاد هیجان یاد بگیرد.)  همینطور صحنه شلاق زدن یک دختر چهارده ساله در پاکستان به جرم همخوابگی خارج از ازدواج توسط چند تا مرد ریشو برق از افکار جهانی پراند. (ناگفته نماند که  روتوش عکس وزیران زن در کابینه فوق دست راستی اسرائیل توسط چند روزنامه مذهبی در اسرائیل دست کمی از قوانین و شلاق های برادران اسلامی شان نداشت.)

 

ولی اینها هیچکدام نمی توانستند بعنوان شیطان و شخصیت منفور فیلم ظاهر شوند. چرا؟ چون همه اینها که نام بردیم، البته بهمراه شیخ عربستان، یا  از متحدین نزدیک مستر پرزیدنت یعنی قهرمان اول فیلم هستند و یا پرزیدنت سرگرم مذاکره و لاس زدن و معامله با آنهاست.

ولی شاید کره شمالی که اتفاقا درست در همین هفته موشک هوا کرد، بیشتر از هرکسی  بتواند امید دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش منفی را داشته باشد؟  به دو دلیل اشتباه میکنید. اول اینکه کره شمالی در بازی جهانی آنقدر وزنی ندارد و ثانیا مستر پریزدنت یک جوری ریش اش پیش دوست کره شمالی یعنی چین گیر است (از جمله بخاطر نقشی که پولهای چین در اقتصاد آمریکا بازی میکند)  و خلاصه ایشان گرچه یکی از نقش های منفی را برعهده دارد اما نمی تواند نقش اصلی منفی را ایفاء کند.

 

              

اما هالیوود که بدون ضد شخصیت نمی شود. جالبی فیلم جهانی ایندفعه در همین نکته خوابیده است.

 

نقش اصلی شخصیت بد را ایندفعه یک موجود عجیب ایفاء میکند که تجسم انسانی ندارد.  یا حتی  موجود افسانه و یا یک مغز کامپیوتری هم  نماینده آن نیست. ضد کاراکتر دراین هالیوود جهانی جدید بمراتب بدیع تر و جالب تر از داستانهای معمولی هالیوود است.  یک دشمن عجیب که تمام بشریت را در هر پنج قاره تهدید میکند از جایی ناشناخته به کره زمین حمله کرده است و ظاهرا  هیچ کس نمی داند مسبب آن واقعا چیست و چهره و شخصیت آن چگونه است. بانکها را ورشکسته کرده است، بازارها را خوابانده است، مردم را بیخانمان کرده است، خیل عظیمی را بیکار کرده است، صدها میلیون را به ورطه گرسنگی کشانده و  اقتصاد و تولید جهانی را به توقف و قهقرای کامل تهدید میکند، اما لااقل در جلوی دوربین هیچ کس چهره او را نمی بیند. مستر پرزیدنت و هنرپیشه نقش دوم گوردن براون و سایر بازیگران جلوی دوربین میخندند و شکلک درمی آورند و توافق میکنند که برای مهار این دشمن عجیب تمدن بشر پول بیشتر و امکانات بیشتر تهیه کنند تا مگر دشمن محترم از سر لطف درآید و دست از سر کره زمین بردارد!

 

  اما این هنوز پرهیجان ترین لحظه های فیلم محیر العقول جهانی نیست. پیچیدگی و هیجان ماجرا آنجا بیشتر میشود که حتی خود بازیگران اصلی می فهمند که تماشاچی حدس زده است که شخصیت منفی افسانه ای و خیالی و مجازی وجود ندارد. بلکه شیطان، شخصیت منفی در این فیلم جهانی در عین حال همین  قهرمانان داستان هستند. مستر پرزیدنت و بقیه خودشان میدانند که آنها سرشان را زیر برف کرده اند اما جهان دارد آنها را چهارچشمی ورانداز میکند. (1)  جهان میداند که این بحران و افتضاح جهانی از کره مریخ به زمین صادر نشده است. همین حضرات لبخند به لب در اجلاس گروه بیست و سایر اجلاس های هفته گذشت، در عین حال میتوانند تجسم انسانی همان نیروی منفی و شیطانی داستان باشند.  اینجاست که فیلم جهانی ما از کلیشه های معمول و تکراری هالیوودی فراتر میرود. هم شخصیت و هم ضد شخصیت یکی است و هنر کارگردان این است که شما را به قبول آن راضی کند!

 

بعلاوه، شخصیت دیگری اینجا وارد صحنه میشود که هم تماشاچی و هم بازیگر است. گرچه کارگردان سعی میکند آنها را گاه بعنوان شخصیت های منفی جلوه دهد، اما در عین حال مجبور است آنها را دنبال فیلم و نمایش خود بکشد. لذا هم مجبور است آنها را از یکسو احمق و افراطی و خشونت طلب و ضد تمدن جلوه دهد، و از سوی دیگر مجبور است آنها را عادل و عاقل و صلحجو و مبادی اخلاق و در عین حال پخمه و سربراه قلمداد کند. چنین است  که شما در حاشیه اخبار متوجه میشوید هم علیه کنفرانس سران بیست کشور، هم علیه اجلاس  ناتو کلی اعتراضات و تظاهرات بوده است. اما تصویری که هالیوود میدیای جهانی از این اعتراض ها به شما میدهد این است که شرکت کنندگان یا مشتی خشونت طلب و عصیان زده اند که جز شکستن شیشه بانک راه حلی ندارند. و یا به صحنه آمده اند تا از قهرمانان داستان بخواهند که شر آن هیولای ناشناخته که درعین حال میدانند رابطه عجیب و پیچیده ای با قهرمانان داستان دارد را بکنند! یعنی یک مشت ساده لوح و سربراه که از قاتلان خود میخواهند مهربان باشند. البته خیلی جاها هم اصلا نقش این بازیگران - تماشاچیان را تماما قلم میگیرند. برای مثال شما نمی دانید که علیه سخنرانی اوباما در پراگ تظاهرات هایی در چکسلواکی صورت گرفت. ولی فیلم سخنرانی اوباما و موج جمعیت را صد بار می بینید. شما زیاد مطلع نمی شوید که بعد از نمایش ویدوئو شلاق زدن دخترک 14 ساله در سراسر پاکستان اعتراضاتی علیه قوانین شریعه و دولت صورت گرفته است. اما در صدر اخبار می شنوید که اوباما در ترکیه میگوید با اسلام سر جنگ ندارد و پیام آشتی برای طالبان و جمهوری اسلامی و غیره میفرستد.

 

اما پلیس چه؟  پلیس در کلیشه های هالیوودی همواره جایگاه تعیین کننده و البته معمولا  نقش مثبت و مقدسی دارد. چیزی است در حد خدا و قانون و مالکیت خصوصی و ارتش و نظم و  میهن پرستی و دفاع از عدالت و نظیر اینها. در نتیجه در داستان جهانی هفته گذشته نیز پلیس موجود زحمتکش و فداکاری جلوه داده شد که دارد سعی میکند جهان را امن و امان نگه دارد تا قهرمانان داستان یعنی مستر پرزیدنت و شرکا (و در عین حال رقبا)  بتوانند کارشان را بکنند.

 

 فکر میکنید این اوضاع تا کی همینطور مسخره و مضحک و متناقض ادامه داشته باشد؟ روشن است، تا وقتی ما اجازه بدهیم و کاری نکنیم. نه فقط اوضاع کمابیش بر همین منوال خواهد بود که حتی ممکن است بدتر هم بشود. اما نکته جالب و قابل مشاهده همانطور که گفتیم این است که این هالیوود جهانی در عین حال دارد در  تناقضات خود خرد میشود. ادامه این دروغ بزرگ و این داستان پر تناقض که اسم دیگر آن سرمایه داری جهانی است به آسانی ممکن نیست. جهان دارد از عصر هالیوود در سیاست عبور میکند. ما باید تضمین کنیم که به عقب برنگردد.

 

------------------

 

1) زیر نویس: "ثبات، رشد، شغل"، شعار اصلی اجلاس  گروه بیست بود. (چنانکه که در عکس دسته جمعی سران قدرتهای جهان سرمایه داری می بینید بالای سر همه شان برق میزند.) حتی همین شعار به تنهایی و به روشنی حکایت میکند که سرمایه داری به وبال گردن بشریت تبدیل شده است. عالیترین نمایندگان برده داری عصر ما اعتراف میکنند که قادر نیستند برای بردگانشان بخور و نمیر مربوطه یا همان "شغل" را تامین کنند. وعده "رشد" میدهند. یعنی دارند اذعان میکنند که سرمایه داری حتی در جهت تحقق هدف ذاتی اش یعنی استثمار و کسب سود و انباشت بیشتر، از "رشد" بازمانده است.  و بالاخره آنها دارند اعتراف میکنند که خودشان هم به ثبات و تداوم نظام بردگی شان تردید دارند. و  این در حالی است که بخش مهمی از منابع جامعه و ثمرات کار بشری دارد صرف ارتش و پلیس و پارلمان و میدیا و دستگاه دروغ گویی میشود تا مگر اوضاع را بهمین صورت که هست حفظ کند. (از جمله برگزاری همین اجلاس فقط با صرف هزینه های میلیونی و مقادیر متنابهی وحشیگری هزاران پلیس و مقابله با تظاهرات های گسترده ممکن شد.)

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: