چند روز دیگر سال 88 شمسی شروع میشود. بعد از تبریک سال نو و آرزوی بهروزی، خوبست مختصرا به سوالی بپردازیم که معمولا هر سال جلوی خودمان میگذاریم: سال 88 چگونه خواهد بود؟
ببخشید، سوال تکراری است، اما جواب سعی میکنیم خیلی تکراری نباشد.
تا آنجا که به ایران بر میگردد میتوان به جرئت گفت که همه از راست تا چپ در یک نکته متفق القولند: تغییرات بنیادی در پیش است.
خیلی متشکر. حتی آقای سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه هم اینرا گفته بود! در جایی که سال آینده در کل جهان سال بحران اقتصادی بی سابقه و تغییر و تحولات جدی قلمداد میشود، جامعه ایران که 30 سال است با یک بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مزمن، یعنی "بحران جمهوری اسلامی" روبرو بوده است، دیگر جای خود دارد.
(راستی، نمی شود لااقل در پرانتز گفت که از جمله بهمین اعتبار اوضاع در ایران 30 سال از زمان خودش جلوتر بوده است؟ صبر کنید. به این هم میرسیم.)
اما تغییرات در ایران چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به این سوال است که تفاوت ها و اختلافات شروع میشود. تفاوت هایی که ناشی از دیدگاه های سیاسی و منافع متفاوت است. مثلا آقای سارکوزی مثل آقای اوباما امیدوار است که آیت الله های دیوانه تهران از خر شیطان پیاده شوند و رام شوند. آخوندها البته از قدیم و ندیم خر سواری را دوست داشته اند. خصوصا خر شیطان. و بالاخص که همین فرانسه زیر درخت سیبش و همین آمریکا و ژنرال هویزرش چارپایه گذاشتند تا آیت الله بالای خر کذایی بپرد. در هر حال طفلی ها گویی دیگر به خر مربوطه چسبیده اند. همان چیزی که یک روز مجبورشان کرد روی خر شیطان بپرند، آنها را مجبور کرده است سفت و محکم رویش بنشینند و پایین نیایند. بله منظورمان کارگران و مردم، خواسته ها و توقعات و مبارزه و انقلاب آنهاست. کلید معمای ایران این است که مردم با شیطان و خرش و آیت الله ها چه میکنند و این وسط تبعات آن برای سرمایه داری بحران زده جهانی و سرنوشت همان آمریکا و فرانسه چیست؟!
می بینید دنیا چه شده؟ مثل بافتنی هایی شده که یک نخ آنرا که بکشید تمامش از هم میشکافد. حالا چطور میشود در این دنیا تحولات سال آینده ایران را پیش بینی کرد؟
اما از شوخی گذشته، آیا میتوان فاکتورهای آبژکتیوی را برشمرد که بطور عینی پایه های شکل گیری اوضاع در ایران را توضیح دهد؟
لااقل میشود تلاش کرد. به نظرم چند فاکتور تعیین کننده وجود دارد:
1) تشدید فلاکت اقتصادی. فلاکت اقتصادی در ایران فی الحال بیداد میکند. گرانی، سطح بسیار نازل دستمزدها، نپرداختن همین دستمزدهای ناچیز، بیکاری، فقدان بهداشت و امکانات زندگی شهری، فقر و اعتیاد و فحشاء و... هم اکنون بر زندگی اکثریت عظیم جامعه سایه افکنده است. اما همه شواهد نشان میدهد آنچه که در سال 88 اتفاق خواهد افتاد با هیچکدام از سالهایی که چهار پنج دهه اخیر به یاد داریم، قابل مقایسه نخواهد بود. حتی نگاهی به مباحث خود مفسران و سران رژیم اسلامی به روشنی به شما میگوید که سال آینده سال گرانی های سرسام آورو کاهش وحشتناک قدرت خرید، سال بیکاری های وسیعتر، سال نپرداختن گسترده تر دستمزدها ، سال بی آبی و بی برقی، و در یک کلام سال دشوار شدن تامین حتی نازلترین زندگی برای اکثریت عظیم جامعه خواهد بود. در سال آینده علاوه بر بحران و فلج اقتصادی همیشگی جمهوری اسلامی ما با ورشکستگی کامل دولت نیز که در واقع از همین امسال شروع شده است روبرو خواهیم بود. حالا خودتان حساب کنید چه اوضاعی میشود.
2) گسترش مبارزه علیه رژیم. حی اگر فاکتور تشدید فلاکت اقتصادی هم نبود، باز جمهوری اسلامی با گسترش مبارزه مردم علیه خود روبرو میبود. بیش از یک دهه است که جنبش فعال و گسترده ای برای رهایی از شر رژیم اسلامی در ایران شروع شده است که با همه افت و خیزهایش با قدرت ادامه دارد. حتی اگر سال 88 ادامه کمی سال 87 باشد، به روشنی میتوان دید که برای مثال اعتصابات و اعتراضات گسترده و روبه رشد کارگری در سال آینده ادامه خواهد یافت و وسیع تر خواهد شد. معلمان خواستهایشان بیجواب مانده و با توجه به نشانه های تحرک در صفوف آنها میتوان انتظار داشت که بمراتب وسیع تر و پرقدرت تر از چند سال اخیر به میدان بیایند. مبارزه علیه حجاب و آپارتاید جنسی و بی حقوقی زن دلیلی ندارد که کمتر از قبل بشود، برعکس طرح های امنیتی پشت سرهم و شکست بعد از شکست حکومت حکایت از این دارد که سال آینده جبهه نبرد علیه تبعیض جنسی بمراتب وسیع تر میتواند باشد. نشانه هایی که امسال در اعتراضات دانشجویی دیدیم نیز فقط میتواند بر رشد و وسعت حرکات رادیکال دانشجویی و جوانان بر علیه جمهوری اسلامی تاکید بگذارد.
اما سال 88 ادامه کمی سال 87 نخواهد بود. قبل از هر چیز بدلیل اوضاع هولناک اقتصادی. تحت شرایط معینی تغییرات کیفی رخ خواهد داد. که پایین تر اشاره میکنیم.
3) حدت نزاع ها حکومتی. سال 88 سال اختلافات شدید اوباش اسلامی حاکم بر ایران خواهد بود. طوری که ماجرای پالیزدار و کردان و یا کتک زدن خاتمی در راهپیمایی حکومتی 22 بهمن در مقابلش پیک نیک بنظر برسد. اینهم نشانه هایش از هم اکنون پیداست. خود حضرات هم مانده اند که چه جور دعواهایشان را توضیح بدهند. دیگر اصولگرا و اصلاح طلب و این کلمات شیک و خر رنگ کن باب طبع بی بی سی حتی برای خود حضرات هم بی معنی شده است. نگاه کنید مثلا دولت و مجلس هردو "اصولگرا" و گوش به فرمان آقا هستند. هر روز دارند گردن همدیگر را گاز میگرند. و هرکدام یک لگد محکم به آقا و اتوریته اش میزنند. این وسط معلوم نیست کی با کی است و کی علیه کی نیست. صاف و ساده یک مشت دزد و جانی به جان هم افتاده اند و این حکایت از بالا تا پایین و همه اندام و جوارح این هیولای اسلامی است.
خوب با این سه فاکتور چه میخواهید بگوید؟ اوضاع ایران در سال 88 چگونه خواهد شد؟ آیا میخواهید بگویید مردم از گرسنگی و فقر شورش خواهند کرد و سر این اوباش به جان هم افتاده خواهند ریخت و کارشان را تمام خواهند کرد؟
عجله نکنید. هنوز همه فاکتورها تمام نشده است.
4) اوضاع بین المللی . اگر همه فاکتورهای فوق مستقیما علیه جمهوری اسلامی است، اوضاع بین المللی شاید به نفع رژیم اسلامی به نظر برسد. ولی اگر هم چنین به نظر برسد، دلیلش این نیست که اوضاع رژیم اسلامی ارتقاء پیدا کرده است. دلیلش اینست که اوضاع جهانی جمهوری اسلامیزه شده است! اوضاع بین المللی میتوانست به نفع جمهوری اسلامی باشد چون پشم و پیله بازار آزاد و نئوکنسرواتیسم و میلیتاریسم دولتی غرب تماما ریخته است. مدتهاست که این روند شروع شده است و غرب آماده است تا با دادن امتیازات بیشتر به اسلام سیاسی جنگ قدرت بین تروریسم اسلامی و میلیتاریسم دولتی را به پایان ببرد. اما سقوط نئوکنسرواتیسم و بازار آزاد با یک بحران همه جانبه اقتصادی جهانی همراه شده است که بسرعت همه چیز را دارد تغییر میدهد. حالا مشکل این است که جهان چنان بلبشویی شده است که نمی دانند با آن چه کنند. حالا نعره های "نظم نوین جهانی" و "هرکس با ما نیست علیه ماست" جایش را به "تغییر" و "گوش دادن به دیگران" و "گروه بیست" و شکل گیری جهان چند قدرتی میدهد. آمریکا به نفع اروپا و ژاپن و همه اینها به نفع چین و روسیه و هند و دیگر قدرت های "در حال ظهور" دارند نفوذ و اتوریته خود را از دست میدهند. (درست مثل "آقا" در ایران!) این اوضاع شاید فضای مانوری برای جمهوری اسلامی باز کند. اما درست همین شرایط است که همه تناقضات جمهوری اسلامی را تشدید خواهد کرد. تا وقتی بتوان بر طبل "شیطان بزرگ" و دشمنی بر آمریکا کوبید، خوب میتوان عمارت اسلام سیاسی را سرپا نگه داشت. ولی اگر "شیطان بزرگ" دست دوستی دراز کند، آنوقت چه خاکی بر سرشان بکنند؟
این به نظر من اتفاقی است که دارد می افتد و در سال آینده اثرات و نتایج آن بیشتر مشاهده خواهد شد و همه فاکتورهای سه گانه ای را که اشاره کردیم تشدید خواهد کرد. به نظر من سال آینده سال سردرگمی و زیگزاگ ها، سال به در و دیوار زدن جمهوری اسلامی خواهد بود.
آمریکا و فرانسه و غرب و غیره چه خواهند کرد؟ به نظر من آنها هم راه و چاره ای روشن تر از جمهوری اسلامی ندارند. حال این بماند که هیچ معلوم نیست سال آینده در خود کشورهای صنعتی و مشخصا فرانسه و آمریکا ما با تحولات عظیم اجتماعی روبرو باشیم.
در یک کلمه اوضاع جهانی به سمتی میرود که مواجهه کارگران و مردم ایران با جمهوری اسلامی را قطبی تر، حادتر و بیش از همیشه به فاکتور ضروری و بلافصل تغییر اوضاع تبدیل خواهد کرد. زوائد و حاشیه ها کنار خواهد رفت و مردم ایران بیش از پیش مقابل این ضرورت قرار خواهند گرفت که باید تکلیف این هیولا را یکسره کنند.
خوب حالا حزب کمونیست کارگری و "یک دنیای بهتر" منصور حکمت را به این اوضاع اضافه کنید. نتیجه چه خواهد شد؟ آیا سرنگونی جمهوری اسلامی به قدرت انقلاب مردم و تحت رهبری حزب ما در عین حال مبشر دوره جدید در جهان نخواهد بود؟ دوره "یک دنیای بهتر"؟ آیا اوضاع ایران آینده جهان را نشان نمی دهد؟
راستش اگر ما چنین آینده ای را جلوی دنیا نگذاریم، دنیا خود به خود به جواب هایی بهتر از آنچه اکنون هست نخواهد رسید. حتی ممکن است فجایعی علم بکنند که به همین روزهای سخت و ملالت آور فعلی نیز قبطه بخوریم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


