
جوانان کمونیست 520
در دهمین سالگرد 11 سپتامبر تلاش زیادی از سوی دولتها و میدیا صورت گرفت تا مردم جهان را بترسانند که جنگ تروریستها همچنان ادامه دارد. فراموش نشود که سیاهی، ترور و دهشت ناشی از جنگ قدرت بین تروریسم اسلامی از یکسو و تروریسم دولتی غرب از سوی دیگر کماکان بر بالای سر دنیا قرار دارد. تلویحا خواستند بگویند که مبادا دست از پا خطا کنید و به فکر انقلاب و انسانیت و رهایی و آزادی و نان و کرامت باشید... تلاشی البته پوچ و مضحک! بیشتر از سر استیصال و نگرانی. چوب زدن به جسد بوافتاده جنگ قدرت دو قطب ارتجاع بورژوایی که همه میدانند اینک یک "قطب سوم"، یعنی حرکت و انقلاب بشریت متمدن، از قضا در همان خاورمیانه (که میدان اصلی جنگ تروریستها بود) آنرا عملا به حاشیه رانده است...
در نیویورک و شهرهایی دیگری از آمریکا به بهانه "احتمال حمله تروریستی" حالت حکومت نظامی برقرار شد. اوباما و بوش دست در دست هم از جلو انبوه مردم داغدار نیویورک رژه رفتند تا در "جنگ علیه ترور" عکس پیروزی بگیرند. القاعده اعلامیه داد و بسهم خود رجزخوانی کرد. احمدی نژاد از فرصت استفاده کرد و گفت که 11 سپتامبر دست ساخته خود غرب برای حمله به کشورهای اسلامی بود. پرفسورهای رنگارنگ در میدیا به تفسیر نشستند که حال در این جنگ کی برنده بود، "اسلام یا غرب؟" و عملا به نشخوار تز ارتجاعی و ورمالیده "جنگ تمدنها" پرداختند. و چپ های سنتی (منجمله نئوم چامسکی) طبق معمول از درک جوهر اوضاع ناتوان ماندند و در ته صف ارتجاع با چهار دست و پای ضد آمریکایی گری مبتذل بر زمین آمدند...
اما این تلاشها رنگی ندارد. نه فقط به خاطر اینکه اکنون ذهن همه مردم دنیا مشغول بحران اقتصادی و فقر و فلاکت و استبداد از یکسو و انقلاب و مبارزه علیه این وضع از سوی دیگر است. راستش مردم دنیا از همان ابتدا نیز دست اینها را خوانده بودند. از همان روز شوم 11 سپتامبر به همان اندازه که بشریت متمدن از نیویورک تا تهران از جنایت هولناک اسلامی اعلام نفرت و انزجار کرد، با همان جدیت در برابر رجزخوانی ها جنگی میلیتاریسم غربی ایستاد. در واقع مقاصد فوق ارتجاعی پشت جنگ تروریستها با تظاهرات عظیم دهها میلیونی مردم جهان علیه جنگ آمریکا بر علیه عراق (2003) از لحاظ سیاسی شکست خورده بود. دیدیم که بعدها چگونه جنگ در افغانستان و عراق علیرغم همه جنایات و عقبگردی که به بشریت تحمیل شد، سرانجام به باطلاقی برای میلیتاریسم غرب تبدیل شد و جرج بوش و نئوکان ها با افتضاح رفتند و اوباما آمد تا مگر آب را به جوی برگرداند. اما با شروع انقلاب مردم ایران در 2009 بر علیه یک قطب اصلی جنگ تروریستها (یعنی جمهوری اسلامی) و در پی آن با انقلاب مردم تونس و مصر علیه نوکران قطب دیگر جنگ تروریستها (دولت های پروغرب مبارک و بن علی) و همینطور با انقلابات و جنبش های انقلابی که اینک از یکسو علیه بشار اسد طرفدار اسلام سیاسی و از سوی دیگر بر علیه دولت اسرائیل و ستون تروریسم دولتی غرب در خاورمیانه جریان دارد، دیگر باید روشن باشد که مردم جهان آب پاکی بر دست همه جنایتکاران از دو قطب ریخته اند. اکنون نه فقط جنگ ارتجاعی تروریستها تعیین کننده سرنوشت جهان نیست که برعکس قطب سومی علیه کل این اوضاع برخاسته و میخواهد برای همیشه جهان را از کابوس 11 سپتامبرها و کشتار میلیونی مردم عراق و زندان گوانتاموها و ترورهای سیاه لندن و هزاران جنایت ناشی از جنگ تروریستها، از پلیسی کردن دنیا تا شرایط جنایتکارانه ای که اسلام سیاسی برای زنان ایجاد کرده است رها کند.
مردم ایران در پیشاپیش این صف تمدن و آزادیخواهی و رهایی بشریت از دوره سیاهی که با 11 سپتامبر رقم خورد قرار دارند. مردم به احمدی نژاد و اظهاراتش در سالگرد 11 سپتامبر میخندند. همه میدانند که دشمن تا به آخر جمهوری اسلامی نه دولت آمریکا و دول غرب (که اسلامی ها را در دوره جنگ سرد و برای شکست انقلاب 57 سر کار آوردند، و تا همین اواخر اوباما برای فشردن دست خامنه ای جه تلاشها کرد) بلکه مردمی است که آزادی و رفاه میخواهند. مردمی که در سال 88 به انقلاب برخاستند عنقریب حکومت اسلامی را به موزه جنایت تاریخ خواهند سپرد. نه فقط این که ضربه نهایی بر کل سناریو سیاه جنگ تروریستهاست بلکه کارگران و مردم ایران با برپایی قدرت مستقیم و بلاواسطه خود، دست به ریشه همه مصائب زمان ما یعنی سرمایه داری خواهند برد. (13 سپتامبر 2011
| < قبلی | بعدی > |
|---|


