جوانان کمونیست

مصطفی صابر: سقوط قذافی، شکست اسد، وحشت خامنه ای!

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

mosaber-l 

 جوانان کمونیست518

 در یکی دو هفته اخیر میدیا و مفسرین مختلف از  "چرخش 180 درجه ای سیاست خارجی جمهوری اسلامی" خبر دادند. شواهد این بود که برای مثال وزیر خارجه رژیم اسلامی طی بیانیه ای برای اولین بار به نوعی از رژیم اسد فاصله گرفت، یا بی ادبی "انقلاب لیبی را به مردم این کشور تبریک گفت" و برخی ناپرهیزی های دیگر.

 

 اما "چرخش"مفهوم مناسبی برای آنچه که در جمهوری اسلامی میگذرد نیست. به این دلیل ساده که جمهوری اسلامی "چرخش" بردار نیست. میدیا و پروفسورهای بورژوازی مثل همیشه دارند دنیا را آنطور که به نفع شان است تفسیر میکنند.  با اتکاء به برخی شواهد،  وقایع را آنطور که مایل اند اتفاق بیفتد تعبیر میکنند.  و معمولا (بخصوص در این دوره انقلابات جهانی) در پس وقایع روانند. وقتی تحولات بصورت دیگری رخ داد اصلا به روی مبارک هم نمی آورند که "180 درجه" خلاف آنرا گفته بودند. دوباره مشغول تفسیر وارونه وقایع جدید میشوند...

 

باری، چه اتفاق مهمی در دو هفته اخیر رخ داد که موجب گل انداختن تفاسیر در مورد آن "چرخش" کذایی شد؟  دو واقعه مهم این بود:  اول سقوط رژیم قذافی و دوم بلند شدن بوی الرحمان رژیم اسد. اگر دقت کنید از روسیه و چین تا جمهوری اسلامی، که بنوعی سیاست "دفاع از دیکتاتور تا آخرین لحظه" را پیش گرفته اند، همه به تکاپو و "چرخش" افتاده اند. (در تمایز با غرب که سیاست اش را اساسا بر همراهی با انقلابات برای مهار و به شکست کشاندن آنان در گام بعد قرار داده است.) 

 

لیبی و سوریه بطور ویژه  برای جمهوری اسلامی مایه امید به بقاء بودند. چرا که در این دو کشور دیکتاتورها در برابر انقلاب همان سیاستی را پیشه کردند که خامنه ای در مقابل انقلاب 88 (2009 میلادی) الگوی آنرا ارائه داده بود. یعنی بزن و بکش و "کهریزکی کن" و باقی بمان!   شکست این دو نمونه از سیاست "بکش و بمان"  طبعا صاحبان نسخه اصیل آن  یعنی خامنه ای و جمهوری اسلامی را بی اعتبار خواهد کرد. نه فقط در مناسبات بین الملل بلکه مهمتر و صدبار هراس انگیز تر در داخل کشور توازن قوا را به زیان دیکتاتور برهم خواهد زد.  این عامل بلافصل تکاپویی است که در سیاست خارجی جمهوری اسلامی هم میتوان مشاهده کرد.

 

اما چرا این تکاپو "چرخش" نیست؟ چون چه بسی فردا همین بیانیه های صالحی وزیر امور خارجه احمدی نژاد میتواند بعنوان "تشبثات جریان انحرافی" از سوی سایر اوباش اسلامی  محکوم شود. مساله این نیست که آیا خامنه ای پشت این "چرخش" هست یا نیست (شاید هم باشد!) مساله این است که حتی ایندرجه از انعطاف برای جمهوری اسلامی مخاطره انگیز است و دیر یا زود جمهوری اسلامی مجبور است از زبان خامنه ای یا دیگران همان نعره های همیشگی اش را سر دهد. یک ذره عقب نشینی جمهوری اسلامی از سیاست "کهریزکی کن" بلافاصله با هجوم جوانان و زنان و کارگران و مردم انقلابی روبرو خواهد شد. 

 

فراموش نباید کرد که نقطه شروع و الهام بخش موج عظیم انقلابات جهانی کنونی انقلاب و خیزش مردم ایران در سال 2009 بود. جامعه ایران همچنان در وضعیت انقلابی به سر میبرد و علیرغم همه جنایت های جمهوری اسلامی جامعه مرعوب نشده، تمکین نکرده و  هیچکدام از مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی که انقلاب 88 در پی حل آن بود جواب نگرفته است. کافی است نگاهی به تظاهرات اخیر در اورمیه و تبریز بیندازید، به وحشت رژیم از "آب بازی" جوانان و "بد حجابی" و  باز شدن دانشگاه و مدارس توجه کنید، علت اصلی لشکر کشی بی سابقه به کردستان عراق یعنی ایجاد رعب در شهرهای کردستان ایران را در نظر بگیرید ، به خرابی اوضاع اقتصادی و در گل ماندن "طرح جراحی اقتصادی" و اعتصابات تعطیل ناپذیر کارگری توجه کنید و بالاخره و حساس تر از همه، بالا گرفتن دعواهای درونی (چه بین "اصولگرایان" و چه بین جناح مغلوب و غالب) را وارد محاسبات کنید تا نتیجه بگیرید که نه "چرخش" بلکه انقلاب در ایران در راه است.  

 

سقوط قذافی و محتوم شدن شکست اسد، رژیم اسلامی در تهران را به وحشت انداخته است. طبیعی تر از این نیست که  پژواک انقلابات کنونی در جهان مجددا به ایران برگردد و با قدرتی ده چندان سرتاپای جامعه را چنان زیر و رو کند که سرنگونی جمهوری اسلامی فقط  نقطه ای در آغاز باشد.  (30 آگوست 2011)

  

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: