جوانان کمونیست

مصطفی صابر: انقلاب مصر: "فیلی در تاریکی"!

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

جوانان کمونیست ۴۹۳

انقلاب مصر: "فیلی در تاریکی"!

مصطفی صابر

سوال هفته: خامنه ای و سایر سران رژیم طی روزهای گذشته در واکنش به انقلاب در مصر و تونس اعلام کرده اند که این انقلابات نشات گرفته از "انقلاب اسلامی" در ایران هستند. می گویند انقلابات از مساجد شروع شده و برای احیای دین اسلام هستند و مثلا برگزاری نماز جماعت در مصر و غیره را شاهدی بر مدعای خود می دانند. خامنه ای از انقلاب مردم مصر حمایت کرده و آن را "بیداری اسلامی" نامیده است. آیا واقعا این انقلابات اسلامی هستند؟ و منظور خامنه ای از چنین ادعاهایی چیست؟

 

مصطفی صابر: انقلاب در مصر مصداقی برای تمثیل قدیمی "فیلی در تاریکی" شده است. نیروهای سیاسی مختلف میکوشند تفسیر خود از این موجود عظیم الجثه که جهان را به لرزه درآورده را بیان کنند. این تفاسیر را میگویند تا واقعیت را مطابق منافع و تمایل و تفسیر خود شکل دهند. اما  انقلاب خود چیزی سوای همه این تفاسیر است.

از نظر خامنه ای که  در صدر یک قطب ارتجاع جهانی یعنی اسلام سیاسی قرار دارد، البته که انقلاب مصر "اسلامی" است. او اینرا میگوید قبل از هرچیز بخاطر اینکه خطر انقلاب علیه خود او و نظام اسلامی اش را مگر تخفیف دهد. انقلابی که مبارزات شکوهمند مردم ایران در  سال ۸۸ تنها یک فاز آن بود. انقلابی که به نوبه خود منبع الهام انقلاب تونس و مصر بود و راستش خود جزوی از همین فیل قرن بیست و یک است که به "تاریکی" سرمایه داری عصر ما وارد شده است.  با یک نگاه ساده به خیابانهای تهران در این روزها و افزایش نیروهای سرکوبگر بخوبی میشود فهمید که انقلاب علیه جمهوری اسلامی همچنان در کمین فرصت است و با این اوضاع گرانی و فلاکت دوباره سر برخواهد آورد. سخنان خامنه ای از وحشت این است که انقلاب در مصر سبب شود تا انقلاب و مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی دوباره اوج بگیرد.  انقلابی که در همان فاز ۸۸ خود در واقع آخرین میخ ها را نه فقط  بر تابوت جمهوری اسلامی بلکه بر تابوت کل اسلام سیاسی در جهان کوبیده است.

اساسا به همین دلیل، یعنی منفور بودن "انقلاب اسلامی" در نزد توده های عظیم مردم در سطح جهان است که "اخوان المسلمین" فورا حرفهای خامنه ای را تکذیب کرد و گفت "انقلاب مصر اسلامی نیست" بلکه "همه مذاهب" و "همه گرایشات" در آن شرکت دارند. اینهم تفسیر "اخوان المسلمین" از فیل مورد بحث است. آنها امیدوارند که این انقلاب سکویی برای قدرت گیری آنها یا سهیم شدن آنها در قدرت شود. چندانکه وارد مذاکره با معاون مبارک شده اند. این خط اتفاقا با خط آمریکا و غرب انطباق کامل دارد. اوباما هم در تفسیر خود از فیل انقلاب میگوید "انتقال قدرت فورا صورت گیرد". منظور او این است که مبارک محترمانه کنار برود و جایش را به جلاد دیگری (ترجیحا همین رئیس سازمان امنیت که حالا "معاون رئیس جمهور" شده) بدهد و کمی هم بقیه "اپوزیسیون" و از جمله "اخوان المسلمین" را در قدرت شریک کند. چیزی که خود یک توهم ارتجاعی و ضد انقلابی بیش نیست. اما "اخوان المسلمین"، بهمراه کسان دیگری نظیر "البرادعی" دقیقا به همین رویای ارتجاعی دل بسته اند.

این که در جریان انقلاب مصر نماز جمعه برگزار میشود را نباید به حساب انقلاب گذاشت. اینرا باید به حساب تلاش های ضد انقلاب برای مهار انقلاب گذاشت. همینجا بگذارید یک نکته را بخصوص برای جوانتر ها یادآور شوم. تمام مفسرین حتی آنها که ظاهرا چپ و رادیکال هستند از انقلاب ۵۷ ایران بعنوان "انقلاب اسلامی" یاد میکنند و اینطور جلوه میدهند که گویا خمینی و اوباش اسلامی علیرغم میل غرب در ایران قدرت را گرفتند. این یک دروغ بزرگ است. آنوقت  نیز اسلام سیاسی خمینی درست مثل اسلام سیاسی اخوان المسلمین در انطباق با سیاست غرب و بر علیه انقلاب عمل کرد. غرب به این نتیجه رسیده بود که شاه ماندنی نیست و برای سرکوب انقلاب ۵۷ ناگزیر خمینی را از حجره های نجف به پاریس برد و همین  بی بی سی او را در ماه نشاند. خمینی و جنبش اسلامی اش از همان ابتدا ضد انقلابی بود و بکمک غرب و از طریق مذاکرات پنهانی "سرلشگر نصیری" رئیس سازمان امنیت شاه با امثال همین رفسنجانی و خامنه ای به قدرت رسید تا انقلاب ۵۷ را بکوبد. و همین کار را هم به وحشیانه ترین شکلی انجام داد. بقول منصور حکمت در تاریخ واقعی  کشتار ۱۷ شهریور شاه با قتل عام های ۳۰ خرداد خمینی متصل اند. حالا غرب و اسلام سیاسی هردو میخواهند همان نقشه تهران ۱۹۷۹ را برای قاهره ۲۰۱۱ عملی کنند. اما بقول مارکس وقایع و شخصیت های تاریخی اگر تکرار شوند اول بار بصورت تراژیک خواهند بود، اما  بار دوم در قامت کمدی ظاهر خواهند شد.

بنظرم این فیل عظیم الجثه تر از این است که در این تعابیر و تفاسیر و اوهام ارتجاعی بگنجد. حتی تفسیر رایج دیگری که از تلویزیون "الجزیره" تا  طیف وسیعی از مفسرین  "لیبرال" شنیده میشود و میخواهند انقلاب مصر را به "جنبش پرو دمکراسی" تقلیل دهند تخیلی ارتجاعی بیش نیست. آن مردمی که  در خیابان های قاهره و اسکندریه تظاهرات میکنند همانطور که خودشان میگویند نان میخواهند و کرامت و آزادی. انقلاب در مصر ۲۰۱۱ درست مثل انقلاب ۲۰۰۹ ایران بر سر  انسان و حرمت انسان در تمامی وجوه آن هست. هم اقتصاد، هم سیاست، هم فرهنگ، هم حقوق مدنی و اجتماعی و خلاصه همه چیز. خطری که اکنون انقلاب مصر را تهدید میکند، همانطور که قبلا هم نوشته ام، این است که به این مذاکرات دل ببندد و نقش موذیانه ارتش  و کودتای خزنده اش علیه انقلاب را درست در نظر نگیرد. کاری که انقلاب برای پیشروی خود باید انجام دهد این است که از سنگر "التحریر" جلوتر برود و تعرض کند. خود را در هر محله و کارخانه و اداره متشکل کند، با اعتصابات عمومی قدرت بیشتری را علیه کل ضد انقلاب متمرکز کند و با افشای نقش ارتش در بین صفوف آن شکاف ایجاد کند یعنی سربازان و کادرهای جزء را به سمت خود بکشد و سرانجام با درهم شکستن کل دستگاه پلیسی و سرکوب، قدرت بلافاصله خود یعنی حاکمیت مستقیم همین مردم انقلاب کننده و همه شهروندان را جایگزین حکومت فعلی کند. نان و آزادی و کرامت انسانی تنها محصول قدرت گرفتن همان کسانی است که آنرا فریاد میزنند. بی شک اگر ما در ایران بتوانیم با مشت محکم خیزش مجدد اعتراضات و انقلاب مردم علیه جمهوری اسلامی دهان خامنه ای را ببندیم کمکی بس بزرگ به انقلاب مصر نیز کرده ایم.

۷ فوریه ۲۰۱۱

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: