جوانان کمونیست

سوال هفته:مصطفی صابر: "تونس تونس، ایران نتونس"؟

فرستادن به ایمیل چاپ
Share


Mostafa_Saber

سیاوش شهابی: مردم تونس با قدرت انقلاب خود دیکتاتور این کشور را فراری داده  و تا آنجا پیش رفته اند که حاضر نیستند حضور حتی یک نفر از عناصر دولت قبلی را در مناسبات سیاسی جدید بپذیرند. فعلا این جامعه قدم به قدم در حال بدست آوردن خواسته های خود است و قوی هم پیش می رود. در ایران اما، انقلاب تونس موجی از شور و شعف را به همراه آورده است. مردم و مخصوصا جوانان وضعیت تونس را پیگیری می کنند و برایشان بسیار مهم است که چه اتفاقی دارد آنجا می افتد و حتی سعی می کنند راهکارهایی هم به جوانان تونسی بدهند. در این بین، سوالی ذهن همه از ناظران و مفسرین سیاسی تا مردم عادی را مشغول کرده است: اتفاقی که در تونس افتاد، چرا در ایران روی نداد؟ یا بنا به این قول مشهور جوانان ایران که فورا در همه جا پخش شد: چرا "تونس تونس، اما ایران نتونس"؟

 

مصطفی صابر: این عبارت "تونس تونس، ایران نتونس"، یک مشاهده طعنه آمیز و انتقادی صحیح دارد که به آن می پردازم. اما نه واقعیت ایران و نه تونس را درست بیان نمی کند. انقلاب تونس تازه قدم اول را برداشته و هنوز راه پر پیج و خمی در پیش دارد که "بتونه" به اهداف خود برسد. به عبارت دیگر "تونس تونس" کمی شتابزده است. از سوی دیگر انقلاب ۸۸ در ایران تاثیرات فوق العاده ای داشته (از جمله خود همین انقلاب تونس از آن تاثیر گرفت) و جامعه ایران همچنان در یک وضعیت انقلابی و آماده انفجار بسر میبرد. برای مثال این اعدام های دیوانه وار جمهوری اسلامی مگر علیه چه چیزی است؟ جز این است که رژیم اسلامی سرتاپا در بحران و اختلاف درونی، رسوا تر و منزوی تر از هر زمان، غرق در یک فلج کامل اقتصادی و بن بستی همه جانبه، از وحشت انقلاب و اعتراض مردم (و بقول خودشان "فتنه ای دیگر") هر هشت ساعت یکنفر را به قتل میرساند؟ به عبارت دیگر "ایران نتونس" هم ماجرایی پایان یافته نیست. حتی خود همین عبارت طعنه آمیز جوانان ایران بطور ضمنی اینرا در خود دارد: ما هم از تونس یاد بگیریم و دیکتاتور را فراری دهیم!

 

اما فراری دادن "بن علی" دیکتاتور تونس خیلی سریع اتفاق افتاد و این به اوضاع و شرایط متفاوت تونس و ایران مربوط است. فاکتورها در این جوامع از خیلی جهات متفاوت اند که فقط به دوسه تفاوت برجسته اکتفاء میکنم:

اولا، "بن علی" موقعیتی شبیه "شاه" داشت، فکر میکرد بالاخره غرب و متحدانش جایی او را تحویل میگیرند. خامنه ای موقعیتی شبیه "صدام" دارد. جایی برای فرار ندارد. حتی امثال سوریه هم بعید است خامنه ای فراری را تحویل بگیرند.

ثانیا و مهمتر، فرار دیکتاتور ایران یا حتی هر عقب نشینی جدی او در برابر انقلاب به معنای سقوط  کل نظام بود. فرار دیکتاتور در تونس برعکس نقطه امید هیات حاکمه و غرب برای حفظ  نظام بود. خامنه ای از مدتها قبل از وقایع ۸۸ "مانور امنیت" علیه انقلاب راه انداخته بود و حتی حاضر نبود در مقابل احمدی نژاد به موسوی و کروبی رضایت دهد. در تونس برعکس می بینیم که چطور تلاش میکنند چهره های منفور رژیم سابق تونس را از جلو صحنه کنار ببرند اما ارتش و سیستم سابق را حفظ کنند.

ثالثا و مهمترین، در ایران انقلاب ۸۸ به خود توهم داشت، در تونس ظاهرا نظام حاکم به خود توهم دارد! این سومی را باید قدری توضیح داد که در ضمن ما را به همان مشاهده طعنه آمیز جوانان ایران نیز میرساند.

 

واقعیت این است که انقلاب ۸۸ در ایران مجموعا دچار این توهم بود که میشود با پنبه سر جمهوری اسلامی را برید. در این توهم البته همه مردم و یا نیروهای سیاسی شریک نبودند. ولی بخش هایی از نظام حاکم یعنی همان اپوزیسیون مغلوب که برای نجات نظام در قفای مردم انقلابی میدوید و همینطور غرب و "بی بی سی" و "وی او ای" و غیره با قدرت تبلیغاتی زیاد دائما این توهم را دامن میزدند. "خشونت نکنید" کلمه رمز این حضرات بود و این همان چیزی بود که خامنه ای نیاز داشت. او برعکس انقلاب هیچ توهمی نداشت که تنها با کشت و کشتار وحشیانه میتواند بر عمر نظام بیفزاید. اما توهم انقلاب ۸۸ به خود تا آنجا بود که بجای اینکه در پی سازمان دادن قهر متشکل برای سرنگونی رژیم و ضربه نهایی باشد،  حتی وقتی در ۶ دی ۸۸ (عاشورا) نیروی سرکوب رژیم  در تهران را تار و مار کرده بود، مردم شب به خانه رفتند تا فردا برگردند و با ادامه تظاهرات رژیم را ساقط کنند. این توهم چنانکه دیدیم کار دست انقلاب داد.

 

اما در تونس بنظر میرسد برعکس این هیات حاکمه است که به روش های خود برای بقاء توهم دارد و انقلاب را دست کم میگیرد. اینها در قدم اول فکر کردند که فرار کردن "بن علی" مردم را به خانه میفرستد. اما درست برعکس این پیروزی برق آسا انقلاب را قدرتمندتر کرد و توقعات و خواسته ها را بالا برد. حال هیات حاکمه  قدم به قدم در مقابل خواسته های مردم عقب می نشیند به این امید که بالاخره در جایی را مردم فریب دهد و به سازش بکشاند. اما لااقل تا این لحظه، همانطور که شما هم اشاره کردید،  این انقلاب است که دمبدم عمیقتر میشود و درهم شکستن ماشین دولتی و سیستم سابق را نشانه میرود.

 

عبارت "تونس تونس، ایران نتونس" در واقع بنوعی دارد با مشاهده اوضاع تونس توهم انقلاب ۸۸ را بطور طعنه آمیزی نقد میکند. نوعی انتقاد از خود آن انقلاب است. این انتقاد را باید تعمیق کرد. باید دقت کرد که چه در تونس و چه در ایران پیروزی انقلاب سرانجام  در گرو شکل دادن به یک رهبری رادیکال، سازمان یافته، متحزب است که تمام نقشه راه را  در دست دارد و میتواند انقلاب و تلاش عظیم و میلیونی مردم  را از همه پیچ و خم ها عبور دهد و جامعه را از شر کل سیستم اقتصادی و سیاسی نابرابر و فاسد و جنایتکار موجود رها کند.

۲۴ ژانویه ۲۰۱۱

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: