
مدتهاست که یک بحث داغ مربوط به "فرار مغزها" از ایران است. یعنی تحصیل کردگان و متخصصین، عرصه زندگی را در جمهوری اسلامی بر خود تنگ می بینند و به کشورهای دیگر و معمولا اروپا و آمریکای شمالی مهاجرت میکنند. این مفسرین نگران برایمان با عدد و رقم نشان میدهند که چقدر بابت این "مغز" ها خرج شده و چطور این "سرمایه ملی" مفت و مجانی به کشورهای دیگر واگذار میشود! اخیر در یکی از سایت های جمهوری اسلامی و منقد دولت با نگرانی نوشته بود فقط فرار مغزها مساله نیست. بلکه کشور با "فرار دست ها" نیز روبروست! به این معنی که کارگران ماهر نیز میکوشند در جستجوی یک لقمه نان راحت تر راهی به خارج پیدا کنند و عطای "مام میهن" را به لقای آن ببخشند!
البته این حضرات نگران فرار مغزها و فرار دستها عنایت ندارند که ما با فرار خیلی چیزها از ایران روبرو هستیم. مثلا چندی پیش گزارشی در سایتها بود که چون قیمت کلیه آدمیزاد در ایران پایین است، یعنی فقر و فلاکت وحشتناک خیلی ها را مجبور میکند که بعنوان آخرین دارایی یک کلیه خود را بفروش برسانند، برخی ها در کشورهای دیگر اقدام به وارد کردن کلیه از ایران میکنند. پس بجز "فرار مغزها" و "فرار دستها" بنوعی با فرار کلیه ها هم از ایران روبرو هستیم. این البته یک مثال از فرار اجزاء بدن بود شما میتواند موارد دیگر را خودتان حدس بزنید!
با این همه مهمترین جزو بدن انسان که در ابعاد دهها میلیونی از ایران فرار کرده و روز به روز بیشتر فرار میکند قلب است. قلب مردم ایران مدتهاست که بار سفر به جای دیگری بسته است. جایی که در آن آزادی باشد. مذهب و حکومت مذهبی، دروغ و جنایت و عقب ماندگی حاکم نباشد. جایی که آدمیزاد آدمیزاد باشد و مجبور نباشد دست و مغز و کلیه و تن و وجدان و روح و البته نیروی کارش را بفروشد. جایی که اصولا خرید و فروشی در کار نباشد و انسانها برای سعادت و رفاه و آسایش خود و فرزندانشان تولید کنند و زندگی را سازمان دهند.
اگر بشود برای فرار مغزها و دستها جای دیگری در دنیا پیدا کرد و بطور فردی راهی پیدا کرد و به آن محل گریخت، برای حدود ۷۰ میلیون قلب فراری جایی برای فرار نیست و چاره ای نیست جز اینکه دست به دست هم داد و همان مملکت زیر چنگ و دندان اسلام و سرمایه داری را از بیخ و بنیاد عوض کرد
| < قبلی | بعدی > |
|---|


