جوانان کمونیست

منصور ترکاشوند: شباهتها وتفاوتهاي انقلاب جاري با انقلاب ۵۷ قسمت دوم

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

به غيره از اهداف به زمين مانده ۵۷ و شباهت برخورد دو طرفه اي  مردم  با خامنه اي و شاه ، تشابهه ديگري بين شرايط موجود و۵۷ وجودندارد. ديگر محال است كسي "خميني "بشود و يا خميني ديگري ساخته بشود. كمدي تاريخ وجود  آدمهايست كه با ديدن ريسمان ياد مار ميافتند. در دوران حاضر نقد مردم بسيار تيز است وپتانسيل بسيار بالايي دارد. بر خلاف ۵۷ آنچه جريان دارد وام دار سنت وتحت فشار مردگان نيست ،فقط شكستخوردگان بازمانده از ۵۷ اند كه از ديدن ريسمان سياه وسفيد هم وحشت زده شده اند و مثلا از منتظري مرده خميني ميسازنند ويا از مردمي كه مرگ بر خامنه اي مي گويند "پيروان جنبش سبز"وآنها را تحت رهبري امثال موسوي مي بينند والا  وزارت اطلاعاتي ها هيچ توهمي ندارند، مي دانند كه آنچه در جريان است كل جمهوري اسلامي را هدف قرار داده است. وزارت اطلاعات ميزند و ميكشد چون به وضوح ميداند كه اين "جنگ بين جناحها"نيست، لذا با تمام توان دارد سعي مي كند انقلاب را سد كند، كار ما اتفاقا اين است كه تلاشهايشان را بشكست بكشانيم. آنها وارد فاز "ترور وهمزمان نمايش دموكراسي"  شده اند. جانيان اسلامي تيمهاي ترور وكشتار تعليم ديده دارند. جلسه مي گذارند كه چه زماني و چه كسي را به  قتل برسانند؟ تا انقلاب متوقف بشود. اين دستور كارشان است* .آدمهايي دارند كه براي اين كار سالها پول گرفته اند .جانيان حرفه اي كه البته روزهاي آخر زندگيشان را ميگذرانند. بايد در اين زمينه ها افشاگري كرد بايد دست اين تيمهاي جنايت و طراحان وتحليلگران جنايتكار جمهوري اسلامي را رو كرد.از آنطرف هم شروع كرده اند به بازي دموكراسي در تلويزيون، تلويزيوني كه رسواي اش در پخش خبر يكسويه شهره خاص وعام است .

اين روزهاي انقلاب جاري   شاهد ترور وبمب گذاري خواهيم بود،آقاي لاريجاني  وعده اي  آن را داده است. هر چه باشد رئيس مجلس قانون گذاري اسلاميست، ايشان تصويب مي كند و مجريان اجرا مينمايند! ايشان ناخود آگاه در جلسه مجلس فرموده بودند كه از اين ترورها خبرداشته اند.ادعاي خبر از بمب گذاري عوامل موساد وسيا عينك آفتابي معروف براي چشم اسفنديار را تداعي كرد، گويا ماموريت ماموران سيا و موساد لو رفته بوده! هر چند كه انجام گرفته است! ادعا آقاي رئيس فقط يك كد بود، كد آدم كشي. خودشان طرح ترور ريخته اند و خودشان هم از آن مطلع اند.

اما قربانيان اين جنايات هم حساب شده انتخاب مي شوند، هر كسي را هر موقعي نمي شود كشت، اگر امروزموسوي را بزنند از روز هم واضحتر است كه كار خودشان است،  كساني را مي زنند كه در عرصه خارجي ودر مدياي بين المللي با "تحليل" ساخته شده اي  تيمهاي آدمكشي جور درآيد و در عرصه داخلي هم وحشت بپراكنند و مردم را مرعوب بكند. اينطوري بوده است كه انساني مثل مسعود علي محمدي را انتخاب كرده اند. در عرصه خارجي ادعا مي كنند كه ايشان "دانشمند هسته اي و ولايي" بوده كه توسط امريكا واسرائيل  ترور شده وبا اين ادعا جلو مدياي ماهواره اي واينترنتي سپر ميسازند تا به هدفشان برسند، اما هدف داخلي است، در داخل هم هدف توليد ارعاب است، خيال ميكنند  كساني كه بايد پيام آدم كشان را بگيرند تحت تاثير قرار خواهند گرفت، نقشه و برنامه اين بود - هر چند كه افتضاحاتي ببار آمد- خانواده ايشان نيز جالب است، روي اين هم فكر شده است، بلاخره خانواده اي يك استاد دانشگاه محافظه كار تر از آني هستند  كه روي تلويزيونهاي ماهواره اي ظاهر بشوند واعتراض بكنند، بعدا مي توانند آدمهاي معترض بين آنها را هم سر به نيست بكنند، كافيست خبر  ترور را تلويزيون  جمهوري اسلامي پخش بكند و خانواده بهت زده و درحيران مانده را چند مامور اطلاعاتي كه مثلا براي بررسي ودستگيري "تروريستها" در پرسو جو از اعضا خانواده اند، جو گير بكنند. از ايندست ترورهاي   وعده  داده شده ي لاريجاني باز هم خواهيم داشت، والبته ممكن است آقاي رئيس بار ديگر كمي احتياط بكند تا مثل اين بار "فيزيك هسته اي" با "فيزيك ذرات بنيادي" يكي گرفته نشود. اينبار ممكن است يكي مثل "مرتضوي " ويا "مطهري" را بزنند ، ممكن است نفر بعد يكي از شاهدان يكي از قتلهاي اين روزها باشد، حول اينها هم مي توانند فريبكاري بكنند.

به هر حال مشخصات اين دست قتلها به شرح زيرند: هرگز قاتل يا قاتلين آنها دستگير ويا شناسايي نمي شوند، در همان لحظه وقوع خبرنگاران تلويزيون جمهوري اسلامي در محل حاضر مي شود و تشخيص مي دهند كه قتل سياسي است و عاملان اسرائيل و امريكا آن را انجام داه اند، مثلا هرگز حدس نمي زنند كه ممكن است قتل حاصل يك اختلاف خانواده گي بوده باشد، همه ارگانهاي  دست اندركار قتل با هم اطلاعيه مي دهند و ترور را محكوم مي كنند، خودشان كشته اند و خودشان محكوم مي كنند. از آنطرف هم همزمان در فجيع ترين اركان فاشيزم يعني صدا وسيما دموكرات ميشوند، ترور وتظاهر به "پخش صداي"مخالف دو وجه هستند كه باندهاي جنايي به آن رسيده اند، ذهن جاني بيكار "گارگاه شيطان است " وانقلاب  اين كارگاه را نيز تعطيل مي كند.

به هر حال انقلاب مدام جلوتر مي رود وجانيان اسلامي چهره اي کريه شان را هر چه بيشتر به نمايش عمومي مي گذارند. تنها سلاح اينها قتل و جنايت است و ما مي توانيم اين را هم خنثي كنيم، حداقل يك راهش توضيح روشن چرايي اين قتل هاست، نبايد امان بدهيم كه قتل بعدي را برنامه ريزي بكنند، بايد دانست كه با گل آلوده تر كردن فضا مي توانند جنايات بسيار بزرگتري را طراحي و اجرا بكنند. اتفاقا  دست زدن به اينگونه قتل ها ثابت مي كند كه فعلا نمي توانند به راحتي قبل اعدام بكنند، به اين رسيده اند كه بايد فضا را بسيار گل آلودتر بكنند. انقلاب يك جنگ سياسي تمام عيار است و رهبري آن دست كسي ميافتد كه جواب نيازهاي وسوالات مردم را به موقع بدهد ومدام به "نه" مردم را عمیق تر بکند. يك اختلاف جدي بين اين انقلاب و انقلاب ۵۷ اين است كه رهبري انقلاب حاضر دست مشابهين خميني نيست ونمي تواند باشد، تمام مدياي غرب و شكست خوردگان ۵۷ و بورژواهاي رانده شده از حكومت همگي هم دست و هم صدا  دارند سعي مي كنند انقلاب را به "سبز" موسوي گره بزنند و با اين حربه آنرا  كنترل كنند اما واقعيت مسلم اين است كه مردم بطور آشكاري علاوه بر استفاده از اختلافات سران نظام راه خودشان را ميروند و اين رهبري را قبول ندارند و البته هر چه سريعتر بايد ما را بيابند، انقلاب بي رهبري دچار مشكل مي شود، امكان رهبري ما به  بلندي نظرمان گره خورده است. اتفاقا بايد جواب همه سوالات را بدهيم، گيج سري همه را بايد پاسخ بدهيم. حتي آدمهايي مثل نوريزاده وسازگار بايد حقيقت را از ما نقل بكنند، البته اگر بخواهيم رهبر انقلاب باشيم.

ضروريست همه به ما تكيه بكنند. ضروريست چرا كه مردم براي ادامه نبردشان مدام نيازمند انگيزه اي تازه اند .مدام جان تازه براي "نه"اشن مي خواهند.

ادامه دارد

----------------------------------------

*منصور حكمت جايی از اينكه بشر امروز "قصاب خانه" دارد ،جايي دارد كه در آن حيوانات را كشتار ميكند شكوه كرده بود، فقط وقتي اين جانيان سرنگون وبه دادگاههاي عادلانه سپرده شوند است كه معلوم ميشود چه جناياتي در اين سي سال رخ داده است وبشريت از اين حيث بسيار شرمنده تر خواهد شد.

 

یک نکته:

منصور جان این که برای به دست آوردن رهبری انقلاب باید گیج سری ها را برطرف کرد و جواب سوالات را داد و خود را در معرض انتخاب مردم قرار داد شکی نیست ولی این دعوا طرفینی دارد که قرار نیست با هم آشتی کنند. به نظر من امثال نوریزاده و سازگارا و امثالهم نمی توانند تا آخرین لحظه یعنی پیروزی انقلاب،  تاریخ را به روایت ما نقل کنند و این به نظر من درست نیست که ما بخواهیم شرط رهبری مان را بر این بگذاریم که این جماعت واقعیت را به نفل از ما بیان کنند، این حکم درباره کارگر و زن و جوان صدق می کند ولی درمورد تئوریسین های بورژوایی نه. البته بحث من بر سر شخص نوریزاده و سازگارا نیست بلکه  صف این تئوریسین های بورژوایی ست که در هر مرحله برای انقلاب سد و مانع و ایستگاه تعریف می کنند. این جماعت فقط پیروزی انقلاب و قدرت حکومت آینده است که می تواند گوششان را بگیرد و از مانع تراشی منصرفشان کند. قربانت نوید

 

مقالات رسیده

Bookmark and Share شما اینجا هستید: