![]()
برای اولین شماره نشریه جوانان کمونیست در سال جدید به سراغ مصطفی صابر رئیس دفتر سیاسی حزب آمده ایم تا ببینیم در سال گذشته مهم ترین و تعیین کننده ترین اتفاقات چه بوده.
جوانان کمونیست: به نظر می رسد در سال گذشته مهم ترین خبر دنیا انقلاب مردم ایران بوده است. نصف سال گذشته اخبار مربوط به انقلاب در ایران برای سرنگونی سفاک ترین حکومت قرن در راس اخبار دنیا بود و توجه دنیا را به خود جلب کرد. شما در مورد سال گذشته چه میگویید؟
مصطفی صابر: در سال ۲۰۰۹ اتفاقات مهمی رخ داد. شروع انقلاب در ایران از مهمترین ها بود. اما دستکم نباید دو واقعه مهم دیگر را در توضیح سال گذشته از نظر دور داشت. اول بحران اقتصادی بی سابقه جهانی و دوم شکست نئوکنسرواتیوها در آمریکا و پیروزی اوباما بر بوش. این هر سه تحول مهم سال گذشته بنوعی در ارتباط با همدیگر هستند. هریک در سطحی از شرایط متفاوت در قرن بیست و یک خبر میدهند.
بحران اقتصادی جهانی به همه نشان داد که چگونه دنیا به هم وصل است و سرمایه اکنون همانطور که "مانیفست کمونیست" پیش بینی کرده بود "جهانی همانند خویش" ایجاد کرده است. همینطور نشان داد که تخیلات نئوکنسرواتیوها که گویا بازار خودش تناقضات سرمایه داری را رفع میکند بی پایه بود. آن ماه عسل جنون آمیز "اقتصاد بازار آزاد" که بعد از سقوط سرمایه داری دولتی جهان را در کام خود کرده بود، پایان یافت. یک بار دیگر ثابت شد "مارکس راست میگفت" و بروز بحران ها در سرمایه داری اجتناب ناپذیر است. البته به زحمت و با هزینه های گزاف از جیب مردم و خانه خرابی صدها میلیون بحران را بدرجه ای مهار کردند. اما بعد از این بحران، سرمایه در سطح جهانی تراکم و تمرکز و قدرت بیشتری پیدا کرد و میلیاردها پرولتر جهان فقیر تر و همسرنوشت تر شدند. یعنی، باز بقول "مانیفست"، بحران را تنها به قیمت فراهم کردن شرایط برای وقوع بحرانی به مراتب پردامنه تر پشت سر گذاشتند.
اما پیروزی اوباما بنوعی خبر از تحولات سیاسی عظیم قریب الوقوع در جهان داد. مدتها بود که تهاجم راست جدید همراه با مخلفات آن (از نسبیت فرهنگی و تعریف انسان بر اساس مذهب و قومیت گرفته تا تروریسم اسلامی تا شوک تراپی و گوانتامو و غیره) به بن بست و پایان خودش رسیده بود. به روی کار آمدن اوباما به این معنی است که حالا جناح مرکز و چپ بورژوازی میکوشد به دنیای پر آشوب پس از سقوط بلوک سرمایه داری دولتی شرق و عروج "نظم نوین جهانی" و "جنگ تروریستها" راه حلی بدهد. اما راه حل روشنی ندارد. چنانکه می بینیم اوباما در واقع همان بوش است با ماسک رنگی و لبخند بر لب. دیر یا زود بوی این ماجرا بالا می آید و در بسیاری کشورهای مهم دنیا و از جمله و بویژه در خود آمریکا، ما با انقلابات و تحولات اجتماعی و سیاسی عظیمی روبرو خواهیم شد. تحولاتی که پایه اش همان اقتصاد سیاسی است که بالاتر اشاره شد. تحولاتی که طی آن مردم جهان که اکثریت عظیم آن برده مزد اند، جهانی دیگر با نظم اجتماعی انسانی، زندگی شاد، آزاد و برابر طلب خواهند کرد. و برای تحقق این چاره ای ندارند جز آنکه به "مانیفست" و فراخوان مشهور توجه کنند: "پرولترهای همه کشورها متحد شوید!"
و بالاخره انقلاب در ایران در واقع زنگ شروع اینگونه تحولات را نواخت. میلیونها انسان به میدان آمدند تا یکی از مهمترین محصولات دهه های سیاه اخیر، یعنی جمهوری اسلامی، این مهد اسلام سیاسی را به گور بسپارند. اما جمهوری اسلامی به این سادگی نمی رود. ریشه های این رژیم نه در اسلام ۱۴۰۰ سال پیش که در همین سرمایه داری مدرن حاضر است. بقول منصور حکمت خمینی از قم و در صف ملاهای سوار بر خر وارد تهران نشد. بلکه از فرانسه و با "پرواز انقلاب" آمد. در نتیجه رفتن جمهوری اسلامی با رفتن بسیاری چیزها که ساختندش همزاد خواهد بود. از مردسالاری و حجاب و زن ستیزی گرفته تا حاکمیت خرافه های مذهبی و قومی، از دولت های پلیسی و فاشیستی که همه جا باب شده گرفته تا بی حقوقی مفرط انسان و تحمیل زندگی مادون برده به بردگان زمان ما، همه با جمهوری اسلامی خواهد رفت. درست است که اکنون مردم شعار "سیدعلی سرنگون است" را میدهند، اما نه فقط سیدعلی با چنگ و دندان به این دنیا چسبیده بلکه دنیای سرمایه داری هم به او چسبیده است. چرا که مشکل دارد مثل انقلاب 57 یک "رهبر روحانی انقلاب" در ماه کند و انقلاب دوم ایران را هم در خون خود غرق کند. در این عصر فیس بوک و ساتلایت، با این درجه شعور سیاسی و فرهنگی نسل جوان و با وجود جریانی مثل ما این کار بسیار دشوار است. در هر حال انقلاب در ایران تازه شروع شده و برای پیروزی خود ناگزیر است که پاسخی از نوع جدید، یعنی از نوع مانیفست ، به مسائل اساسی جهان امروز بدهد. مردم ایران و نسل جدیدی که اکنون در خیابانهای تهران و سایر شهرها میجنگند پیشقراولان یک تحول اجتماعی عظیم با ابعاد و دامنه ای بشدت جهانی اند. اینرا همین امروز و در توجه شایان مردم جهان به این انقلاب میتوان دید.
با این اوصاف شاید بتوان گفت "قرن بیست و یک"، بعنوان قرنی با مشخصات کیفیتا متمایز در زندگی بشر، تازه با ۲۰۱۰ شروع میشود!
| < قبلی | بعدی > |
|---|


