شیرین عبادی: داستان سكينه محمدى را وزارت اطلاعات به نحوى جلو انداخت كه توجه همگان به آن جلب شود.
بالاخره تلاشهای حسین شریعتمداری به ثمر نشست و یک میوه شیرین از خودش به جای گذاشت. خانم شیرین عبادی معلوم میشود درس استاد خود حسین بازجو را خوب فرا گرفته است. تا، کش از تمبان یک آخوند در میرود حسین بازجو فوری یک سر مقاله میزند که:" این کار صهیونیستهای کافر است تا حواس مسلمین را پرت کند تا آنها نبینند که ما موشک کرار ساختیم" .تازه داریم درک میکنیم چرا جایزه صلح نوبل به خانم عبادی تعلق گرفت. ولی خداییش حق حسین شریعتمداری پایمال شده است. برای کمیته صلح نوبل متاسفیم که پولش هدر رفت اما میتواند جبران کند و امسال حسین شریعتمداری را برگزیند تا جبران مافات شود.
وزیر علوم: اگر دانشگاهی این حد و مرزها( اسلام و بسیج و ولی فقیه ) را رعایت نکند باید ویران شود.
" میخوام برم دریا کنار/ دریا کنار هنوز قشنگه" میگویند وقتی امام عارفان ، پیر جماران این ترانه خانم حمیرا بگوشش رسید پاسدارانش را مورد عتاب قرار دارد که:" این دریا کنار کجاست که هنوز قشنگه. پاسداران ما مگر خوابند. هجمه ببرید دریا کنار و خراب کنید آنجا را"؛ امام وزیر به دیدار حق شتافت و نتوانست شئونات اسلامی اش را قالب کند این بماند بعد از ارتحالش شنید که در ام القرای اسلام میزنند و میرقصند پس از آن دنیا پیغام داد: اینطور نباشد که من ارتحال کنم و مردم هی حال کنند". وزیر باید بمیرد که دانشگاه اسلامی را ببیند همانطور که روح خدا به خدا پیوست و جامعه اسلامی را ندید!
سعید صالح نیا: نامه دوم به لنین!
بنده میخواهم پیش دستی کنم نامه سوم را زودتر بنویسم." لنین جان!/ از وقتی دو نامه دیگر را خواندم وصیت کردم وقتی دارفانی را وداع گفتم عکسی از من منتشر نشود اگر هم شد شطرنجی اش کنند تا شناخته نشوم. راستش تا حالا سنگ شما را به سینه میزدم اما از وقتی از قول یک کمونیست متوجه شدم که ادامه شما میشود استالین راستش تو آینه هم نمی توانم تو صورت خودم هم نگاه کنم. از کجا معلوم اگر اجل به شما مهلت میداد خودتان استالین نمی شدید؟ اگر به گفته شما یک "نویسنده لیبرال" در سال ۱۹۱۸ با وجود اعدامها از حکومت شما دفاع میکند من کمونیست سال ۲۰۱۰ نمی توانم، چون من الان مخالف اعدام هستم، حتی یک نفر. کاری ندارم که تا ۲۰ و ۲۵ سال پیش موافق بودم. من کاری ندارم کائوتسکی فقط اعدامهای حکومت شوروی را می دیده اما کشتارهای فنلاند را که آن نویسنده متذکر شده نمی دیده چکار دارم به این کارها؛ مهم این است که شما دست تان به ایشان نمی رسیده و گر نه ممکن بوده تیکه بزرگش گوشش بوده باشد. اگر به گورکی توصیه کردید که محل زندگی اش را عوض کنند احتمالا ایشان باید خود زندگی را ترک میکردند.آدمیزاده است دیگر هزار جور فکرو خیال سرش میزند. من کاری ندارم تمام طول عمرتان با مخالفین سیاسی تان مبارزه سیاسی و قلمی کردید اینها مهم نیست، مهم این است که خودتان خبر ندارید که نتیجه کارتان شد استالین. اگر راست میگوید میخواستید مخالف اعدام باشید آنطور که من امروز هستم. به کسی نگوید من دارم به خود مارکس هم شک میکنم چون استالین خودش میگفت این دیکتاتوری پرولتاریا است. غیر از مارکس کی میگفت دیکتاتوری پرولتاریا، دیکتاتوری پرولتاریا ؟ یعنی مارکس هم؟ میدانیم که تو وجود همه مان یک دیکتاتور کوچیکه است این را علم امروز ثابت کرده است، از کجا معلوم فردا روزی دستمان به قدرت رسید نشود استالین؟ حیف نیستید که جوابم را بدهید/ دوستدارصورت شطرنجی شما!
| < قبلی | بعدی > |
|---|


