به مناسبت اعتراضات دانشجویی در شانزده آذر
هنوز هزاران تن از دانشجویان سال 59 می توانند گواهی دهند که رژیم اسلامی چگونه در اردیبهشت ماه 59 با رهبری بنی صدر؛ رفسنجانی و سروش ؛ با تشکیل ستاد جنگی با کشتار دانشجویان ؛ دانشگاه را تصرف کردند. می توانند شهادت دهند که با چشم خود دیدند که آدمکشان حزب الله ( و دو دهه بعد ژورنالیست؛ استاد دانشگاه و محقق در صفوف دوم خرداد) کلت بدست؛ استادان دانشگاه را که چپ و کمونیست و آزادیخواه بودند از سر کلاس درس به اوین بردند که تعدادی از آنها دیگر هرگز بازنگشتند. می توانند بازگو کنند چگونه دانشجویان را به رودخانه انداختند؛ چگونه هر معترضی که بدفاع از دانشجویان برخاسته بود در آنروز در سالن فرمانداری به رگبار بستند. لشگریان اسلام بر دانشگاه خیمه زدند. دانشگاه را تعطیل کردند.
چند سال بعد با استقرار حراست؛ انجمن اسلامی و دفتر تحکیم وحدت( اسم اصلی اش دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه است)؛ دانشگاهها را بازگشایی کردند؛ البته شباهت چندانی به دانشگاه نداشت. از بیم و وحشت نفوذ چپ؛ دانشجویان را برای ورورد به دانشگاه؛ بازجویی کردند. امتحان ایدئولوژیک گرفتند؛ تحقیقات کردند که اگر کسی حتی همسایه اش زندانی سیاسی بوده به دانشگاه راه ندهند. میخواستند به خیال علیل اشان با سرکوب و تحمیل عقب مانده ترین خرافات اسلامی؛ سکوت گورستانی را بر دانشگاه ها حاکم کنند و دانشجویان " مومن ومسلمان " تحویل جامعه بدهند. اما نسل جدید بی پروایی که وارد دانشگاه شده بود اسلام و مقدساتش را به مبارزه طلبید و کابوس بزرگی را برای آیت الله های ایران بوجود آوردند.
کلید داران و نگهبانان شریعت به ترتیب قدمت خدمت به رژیم اسلامی برای خواباندن " غائله" یکی پس از دیگری روانه دانشگاه شدند. آخرینشان آسید ممد رییس جمهور دوم خردادی بود که پس از نیم ساعت سخنرانی در دانشگاه در برابر شعارهای چپ و سخنرانی های افشاگرانه دانشجویان؛ لبخند ملیحشان را فراموش کردند و دانشجویان را تهدید کرد که از سرنوشت دانشجویان چپ سالهای 60 درس عبرت بگیرند( بزبانی آدمی یعنی اگر زورمان رسید شما را هم اعدام می کنیم). سروش معمار " انقلاب فرهنگی" رژیم و از سرکردگان کشتار دانشجویان ؛ کلتشان را مخفی کردند و با برگزاری سخنرانی های فلسفی در دانشگاهها؛ اینبار در مقام " فیلسوف اسلامی" اما در همان سنگر دفاع از دین با موج مذهب گریزی عمومی در جامعه و بخصوص در دانشگاهها ؛ به مقابله برخاست. دیروز تحمیل مذهب و امروز رهانیدن مذهب از موج برگشت ضد مذهبی در جامعه. دکان دوم خرداد و پادو های دفتر تحکیم در دانشگاه یکسره تخته شد. شعارهای چپ و شیوه های رادیکال در مبارزات دانشجویی هر بیشتر دست بالا پیدا کرد. انتشار نشریات دانشجویی با مضامین چپ و ضد مذهبی مخفی و نیمه علنی؛ از سر گرفته شد. این وضعیت در دانشگاهها انعکاسی از مبارزات روزانه مردم بر علیه رژیم اسلامی بود و تصویر گویایی از توازن قوا در جامعه را بنمایش می گذاشت.
چندی بعد؛ زمانیکه صندلی ریاست جمهوری را به کلیددار سقاخانه های تهران تحویل دادند؛ فشار بر دانشگاه جهت تمکین به مذهب و عقب نشینی در برابر قوانین مذهبی؛ افزایش یافت. جدا سازی دانشجویان پسر و دختر؛ ترور دختران دانشجو و دستگیری دانشجویان در شهرهای مختلف همه بر متن پروژه اسلامی تر کردن دانشگاه و ایجاد رعب و وحشت ؛ انجام گرفت. اما تلاش دولت احمدی نژاد برای تشدید خفقان در دانشگاهها در اول راه شکست خورد. انتصاب آخوند عمید زنجانی به ریاست دانشگاه تهران موجی از اعتراضات دانشجویی را به همراه داشت. تقابل با اسلامی تر کردن محیط دانشگاه با انتصاب آخوند عمید زنجانی به موضوع مستقیم مبارزه دانشجویان تبدیل شد و زمانیکه خود احمدی نژاد به دانشگاه رفت با شعار فاشیست برو گمشو دانشجویان ، بدرقه گردید.
سه سال پیش در 16 آذر سال 2005 مسئله دست مذهب از دانشگاه کوتاه در تبلیغات ما بر جستگی خاصی داشت. علت آنهم، فشار رژیم برای حاکم نمودن قوانین اسلامی بر دانشگاهها و تقابل با فضای چپ و رادیکال ایجاد شده بین داشنجویان بود. امسال و پس از تمامی تلاشهای شکست خورده رژیم برای به بند کشیدن دانشگاه، تم بسیاری از قطعنامه های دانشجویی، ضد مذهب و ضد قوانین اسلامی است. مطالباتی مانند لغو حجاب اجباری، مخالفت با طرح بومی- جنسیتی، مخالفت با جدا سازی دختران و پسران همه بی واسطه بر علیه قوانین اسلامی رژیم است. برجسته شدن مطالباتی از این دست، نشان از آن دارد که تاکیدات و اصرا های سیاسی ما مبنی بر پس راندن اسلام از کلیه شئونات زندگی ، در جامعه و در عرصه مبارزه مردم با رژیم اسلامی، مادیت یافته است. نتیجه جدال های سیاسی حزب ما بر سر اسلامی نبودن جامعه، امروز در اعتراضات جاری و در خیابانها قابل مشاهده است. انتشار قطعنامه های رادیکال و چپ دانشجویی که کل قوانین اسلامی رژیم در دانشگاه ها را به چالش کشیده است ، نشان داد که شعارها و سیاست های ضد اسلامی جنبش کمونیسم کارگری در مبارزات مردم بر علیه قوانین اسلامی، هواخواهان بسیاری دارد. روشن شد که ابراز وجود ضد اسلامی در جامعه، اغلب و از دید هر ناظری، بلافاصله با سیاست های ضد مذهبی کمونیسم کارگری ، تداعی میشود. این تصویر گویای این امر است که جنبش ضد مذهبی در روند سیاسی طی شده خود، هر چه بیشتر به سیاستهایی متمایل شده است که بی تخفیف و بی اما و اگر در مقابل اسلام و قوانین اسلامی ، قد علم کرده است. این تصویر بورژوازی ایران چه در حاکمیت چه در اپوزیسیون را به هراس انداخته است. تلاش اخیر راست در اپوزیسیون و حاشیه نشینان رژیم اسلامی در تبلیغ بیوقفه " مذهب" عرفی شده ، بیانگر نگرانی کل بورژوازی ایران از عمق یافتن جنبش ضد مذهبی در جامعه است که تبلور آنرا همین چند روز اخیر در حرکات اعتراضی دانشجویان در 16 آذر مشاهد کردیم. اتفاقی نیست که کیهان شریعتمداری بازگشت مارکسیسم به دانشگاه و جامعه را از اعتراضات 16 آذر نتیجه میگیرد و به حکومت هشدار میدهد.
مردم به نقطه تصیفه حساب نهایی با مذهب رسیده اند. این یکی از مهم ترین عرصه های مبارزه در براندازی رژیم اسلامی است. باید تمامی احزاب و جنبش هایی که قصد توقف مردم و سازش با مذهب را دارند، با نقد سیاسی به عقب برانیم و جامعه را برای همیشه از شر اسلام خلاص نماییم.
| < قبلی |
|---|


