جوانان کمونیست

سياوش شهابي: اصلاح طلبان و جنبش انقلابي مردم

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

اصلاح طلبان و جنبش انقلابي مردم

سياوش شهابي

اخيرا بحث هاي حول اصلاحات و جنبش انقلابي جاري در ايران درگرفته که قابل بررسي هستند. گفته مي‌شود اگر مردم از اصلاح طلبان عبور کرده بودند، امروز جنبشي هم وجود نداشت! اين به نظر من بر تحليل اشتباهي از ماهيت جنبش انقلابي حاضر استوار است. اين جنبش شايد جرقه‌اش مسئله انتخابات بود، اما بياييد به اين نگاه کنيد مردم به چه اعتراض کردند و چگونه وارد اين عرصه شدند؟

خاتمي ۱۲ سال پيش از اصلاحات گفت و مردم به وي راي دادند اما نه به خاطر اصلاحات بلکه به اين دليل که جمهوري اسلامي را نمي‌خواستند. در آن زمان کانديداي مقابل خاتمي ناطق نوري بود که مورد تائيد خامنه اي بود، مردم براي مقابله با خامنه اي که محور جمهوري اسلامي ست به خاتمي راي دادند براي اينکه مخالفت خود را با جمهوري اسلامي نشان دهند.  اساس جمهوی مقابل خاتمی ناطق نوری بود که مورد تائید خامنه ای بود، مردم برای مقابله با خامنه ای که . هر چند مردم به هر حال به دنبال راههايي براي قابل تحمل کردن زندگي تحت هر شرايطي، حتي در جمهوري اسلامي هستند، اما هم آن زمان و هم امروز، دريافتند که يک فرصت استثنايى براى دخالت در سياست و در سرنوشت جامعه برايشان فراهم شده است. از اين رو سرنگوني رژيم اسلامي همواره نخستين اميد مردم ايران بوده است و نه اصلاحاش.

مردم به خاتمي اي راي دادند که با شعار اصلاحات آمده بود و تقابلش با خامنه اي فاکتور تعيين کننده اي براي ۲۰ ميليون رائيش بود. اگر خاتمي با شعار اصلاحات وارد انتخابات شد، اصلاحاتي که هنوز براي خيلي ها معلوم نبود که در نطفه شکست مي خورد، اگر با شعار عنايت! به مسئله زنان و جوانان جلو آمد و راي آورد، موسوي يک دهم اين شعارها را نداد. حرف اصلي موسوي اين بود که براي نظام احساس خطر کرده است و طبق وظيفه و عشقش به نظام و امام راحل به عرصه سياست برگشته است. اين بار هم راي مردم به موسوي براي مقابله با باند خامنه اي بود و اين بار هم موسوي منتخب هيچ کسي نبود. در نظر مردم انتخاب موسوي مي توانست گامى باشد در جهت تقابل هر چه بيشتر با منشاء و اساس رژيم اسلامي، مردم از موسوي همچون ابزاري در مقابل خامنه اي و باندش استفاده کردند. حالا در اين انتخابات تقلبي شد يا نه، به هر حال از اينکه رژيم پتانسيل تغيير و اصلاح پذيري را ندارد و به قول معروف شمشير را از رو بست، در ميانه دعواهاي جاحي رژيم، مردم خود از فرصت به دست آمده به بهانه تقلب در انتخابات نهايت استفاده را کرده و وسيعا به خيابان آمدند. در همان روزهاي اول هم معلوم شد از جمله مطالبات مردم، آزادي زندانيان سياسي، آزادي بيان، آزادي تجمع و خيلي چيزهاي ديگر است که اصلا موسوي از آنها سخني به ميان نياورده بود و هنوز هم نمي‌آورد هيچ، از آنها به عنوان ساختار شکني نام مي‌برد. اگر هم از زندانيان سياسي حرفي زدند منظورشان دوستان خودشان است نه امثال اصانلو و فرزاد کمانگر و ساير زندانيان سياسي!

از اين رو، اعتراض مردم در طول اين سالها، همواره به وجود جمهوري اسلامي بوده است و ربطي به مسئله اصلاحات يا انتخابات نداشته است. مردم اصلاح اين نظام را نمي خواهند چرا که غير ممکن بودنش را دريافته اند و به کمتر از سرنگوني‌اش تن نمي‌دهند.

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: