به نقل از جوانان کمونیست 514
جنبش خلاصی فرهنگی جوانان همان حرکتی است که باعث شده برخی روزنامههای صبح امروز آن را به موجودات فضایی ربط دهند! روزنامه هفت صبح در گزارش ویژه خود مینویسد: «هیاهوی اجتماع آب پاشها و خزپوشها همچنان ادامه دارد... سوال این است که این جوانان از کجا آمده اند و از چه منبع فرهنگی تغذیه میشوند؟» جواب این سوال را هم ادمین صفحه ویزه این اجتماع در فیسبوک اینطور داده است: «آقایون حکومت! ما نسلی هستیم که به خدا فقط یه کوچولو شادی میخوایم. همین! به خدا این از قدرتتون کم نمیکنه!»
در شرایطی که جامعه ایران همچنان از حرکت گروهی جوانان در تهران به وجد آمده و به نکوهش دو حرکت آببازی و خز پوشی در دو پارک تهران ادامه میدهند، اما در مقابل حکومت از این حرکت جوانان به خشم آمده و علیه آن موضع گرفته است.
بیبیسی فارسی در این مورد مینویسد: «سرتیپ دوم حسین ساجدی نیا، رئیس پلیس تهران در گفت و گو با خبرگزاری مهر از برخورد پلیس با جوانانی که در یکی از پارک های پایتخت اقدام به اعمال "خلاف شئون اسلامی" کرده بودند و دستگیری بعضی از آنها خبر داد.» و این در حالیست که طبق گزارشهای مختلف در صفحات اجتماعی، پلیس کمترین دخالتی در برگزاری این برنامه نداشته است.»
در همین حال، سایت خبری تابناک دیروز در خبری مدعی شد: «تعدادی از دختران و پسران جوان ظهر یکشنبه با حضور درپارک حضرت مریم مقدس حوالی پل کریمخان تهران اقدام به آب بازی کردند. این گزارش مدعی است به دنبال حضور پلیس و دادن تذکر به این جوان ها آنان متفرق شده و به این بازی مضحک در ملاء عام پایان دادند.»
موضوع چیست؟
این حرکت جوانان که دارد تبدیل میشود به یکی از معضلات رژیم، به نظر من یکی از اهداف فوری انقلابی است که از سال ۸۸ آغاز شد یعنی رسیدن جامعه به مطالبات جوانان. آزادی و خلاصی فرهنگی! این هم تحلیلا و هم تحقیقا درست است. آنچه در نظر اول در جمهوری اسلامی به چشم میخورد اختناق فرهنگی شدیدی ست که حکومت اسلامی بر جامعه اعمال کرده است. حجاب و نوع پوشش و تعیین چگونگی روابط مردم با هم اولین نشانههاییاست که به چشم میرسند. اینها طبعا در حکومت اسلامی قبل از هر کسی دامن گیر جوانان است. تعیین حجاب و نوع پوشش، دخالت در روابط شخصی افراد، اعمال محدودیت در همه عرصههای زندگی و ممنوع کردن مظاهر مدرنیت و امروزی بودن در وحله اول یعنی شاخ به شاخ شدن با جوانان. برعکس جوانان در ایران علیرغم اعمال ۳۰ ساله این محدودیتها و سرمایهگذاری عظیمی که جمهوری اسلامی کرده است دارای فرهنگ مدرن و امروزی هستند. جوانان در ایران قبول نمیکنند مثل هر جوانی در دنیای آزاد زندگی نکنند، قبول نمیکنند در زندگی شخصیشان، مذهب دخالت کند. مبارزات جوانان با حجاب و مبارزه با موازین و قوانین مذهبی به خصوص در سالهای اخیر گستردهترین عرصه مبارزه مردم با جمهوری اسلامی بوده است.
از طرفی مشکلات دیگری که جمهوری اسلامی برای جامعه ایجاد کرده بر جوانان تاثیرات مخربی دارد. بیافقی و ناامیدی از داشتن یک زندگی مرفه و شاد، بیکاری و اجحافی که در همه زمینهها بر جامعه اعمال میشود جوانان را بسیار عاصی و ناراضی کرده است. اینها جنبههایی از مشکلاتی ست که جمهوری اسلامی با جامعه ایران دارد و به بحران تبدیل شده است. در واقع بحران حکومتی جمهوری اسلامی ناشی از این است که مردم و به خصوص جوانان چنین وضعیتی را قبول نکردهاند و در این عرصهها حکومت را سالهاست به مصاف کشیدهاند. بدبختی جمهوری اسلامی اینجاست که همین عرصههای مبارزه مردم با او یعنی از جمله مسائل فرهنگی و اسلامی و معیشتی پایههای نظامش هستند و کوتاه آمدن از هر کدامشان به معنی سرنگونیاش است. این است که نقش جوانان در مبارزه با جمهوری اسلامی، و امروز انقلاب در ایران بسیار برجسته است، ضمن اینکه جمعیت جوان سهم بزرگی از جمعیت ایران را تشکیل میدهد.
در طی دو سال گذشته بالاخره این مبارزات چندین ساله وارد مرحله جدیدی شدند و به امواج عظیم انقلاب تبدیل شدند. انقلابی نه فقط محدود به تظاهراتهای خیابانی بلکه انقلابی عظیم در حوزه های مختلف فرهنگی و اجتماعی که عاملان نظام به تمامی آنها حملهور شدهاند. اجتماعاتی نظیر «خزپوش»ها و «آببازی» تنها نمونهای از نمایش اعتراض جوانان به وضعیت موجود و تلاش برای رسیدن به فرهنگ مورد نظر خودشان است.
عملا میبینیم که جوانان بخش عظیم نیروی انقلاب را تشکیل میدهند، حضورشان در خیابان و دانشگاه تحقیقا نشان میدهد یکی از اهدافشان خلاصی فرهنگی از [ساختار] نظام است. به همین معنی جوانانی که برای خلاصی از فرهنگ موجود* و دخالت آن در زندگی به خیابانها آمدهاند را نمیشود به کمتر از فرهنگ مدرن و امروزی راضی کرد. نمیشود به این جوانانی که در مبارزه برای خلاصی کهریزک و اوین را به جان میخرند دوباره اسلام نوع دیگر را تحمیل کرد. بی دلیل نیست که یکی از جوانان در صفحه ویزه این میتینگ مینویسد: «هی مینویسن این ور اون ور ما خون دادیم! آییی! ما خون دادیم، شهید دادیم! یعنی چی؟ خون دادین آببازی نکنیم؟ اگر هدفتون در این حد بوده، ای کاش نمیدادین!»
نمی شود قانون اساسی جمهوری اسلامی را به این نسل فروخت و به خانه فرستادشان. این در واقع هم نقش جوانان و هم خصلت زیر و رو کنندگی نقش آنان در انقلاب جاری را نشان میدهد. جوانان را نمیشود با وعده های دروغین افزایش حقوق یا پول نفت سر سفره به خانه فرستاد. جوانان اسلامیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفتهاند، اسلامیتی که ستون خیمه جمهوری اسلامی است، این است که خصلت زیر رو کنندگی و انقلابی اعتراضات جوانان بسیار بالاست.
برای همین جنبش خلاصی فرهنگی جوانان همان حرکتی است که باعث شده برخی روزنامههای صبح امروز آن را به موجودات فضایی ربط دهند! روزنامه هفت صبح در گزارش ویژه ۱۱ مرداد خود مینویسد: «آیا این جوانان هنجارشکن، موجوداتی فضایی هستند که ناگهان سر از پارکهای تهران در آوردهاند و باید با اشعه مرگبار آنها را از بین برد؟... هیاهوی اجتماع آب پاشها و خز پوشها همچنان ادامه دارد... سوال این است که این جوانان از کجا آمدهاند و از چه منبع فرهنگی تغذیه میشوند؟»
جواب این سوال را هم ادمین صفحه ویزه این اجتماع در فیس بوک اینطور داده است: «آقایون حکومت! ما نسلی هستیم که به خدا فقط یه کوچولو شادی میخوایم. همین! به خدا این از قدرتتون کم نمیکنه!»
اکنون میدان دار انقلاب و تلاش برای به زیر کشیدن حاکمیت ارتجاع جوانان هستند. به نظر من، هر تصمیمی از بالا سر این جوانان، محکوم به شکست است. دهها جلسه و همایش سبز و غیر سبز بیاید و برود، بدون حضور و توجه به مطالبات این جوانان، محال است نتیجهای حاصل شود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


