آخرين لحظات سال ٨٨ و لحظات آغازين سال ۸۹ و من در حالي که آسمان گيلان زيرباران سرماي شديدي را اورده است منتظرم که اين اخرين لحظات هم بگذرد.اگر بخواهم سال ٨٨ را ورق بزنم خيلي مسائل است که بايد به آنها بپردازيم.اما احساس من از اين سال خوب بود. چون شاهد يک انقلاب اجتماعي عظيم عليه جمهوري اسلامي بوديم. انقلابي که هرچند تا امروز نتوانسته موجبات سقوط نهايي رژيم را فراهم اورد اما تاثيرات عميقي از خود در معادلات جامعه چه در سطح داخلي و چه بين المللي برجاي نهاده است و اگر بتواند با توان بيشتري کار کند بي شک در اينده نزديک به هدف خود يعني سرنگوني رژيم دست خواهد يافت. رژيمي که با تبليغات سنگين هر دوجناح ميخواست يک انتخابات بزرگ برگزار نمايد با مشکل اختلافات حل نشدني و بحرانهاي بزرگي که همواره گريبان گيرش بود روبه رو شد. چيزي نگذشت که هر دوجناح ان مجبور شدند براي تاييد خود بخشي از جمهوري اسلامي را زير سوال ببرند و در ادامه هم خود نظام کار را تمام کرد و با سرکوب شديد در خيابانها هويت واقعيتري از خود را به جامعه جهاني و به ويژه نسل جوان نشان داد. نسلي که با دهه شصت چندان اشنا نبودند. اما انچه در بازداشتگاه ها و و خيابانها گذشت و همه ظرفيت هاي جنايتکارانه رژيم اعدامها و شکنجه ها و مرگ نداها و سهراب و محمد کامراني و ...هيچکدام نه تنها خللي در مبارزه مردم ايجاد نکرد که عزم و اراده عمومي براي سرنگوني، اتحاد و همدلي مردم و انزواي جهاني رژيم اسلامي را چندين برابر کرد. جمهوري اسلامي ديگر نميتواند به اين سبک و سياق ادامه دهد. دعواهاي جناحهاي رژيم به عاليترين مقامات رسيده است. تضاد جامعه و حکومت به حدي رسيده که ديگر هيچ گونه راه حلي براي برون رفت از اين وضعيت به جاي نگذاشته. بحران اقتصادي و فقر و تورم جمهوري اسلامي را در منگنه فشار مردم قرار خواهد داد. انزواي بين المللي بيشتر گشته و روسيه و حتي چين هم دارند به تحريمهاي بين المللي عليه رژيم مي پيوندند.کاري به غلطي تحريمهاي اقتصادي ندارم ولي هرچه است انزواي جمهوري اسلامي بيشتر مي شود. چهره کريه رژيم هر لحظه بيشتر رو ميشود. همه مناسبات نمايشي سالهاي قبل رژيم به محل نمايش مردمي براي اعتراض تبديل شده است. روز قدس و عاشورا و ١٣ ابان به کابوس انها تبديل شد. هرچند هنوز دزديها وچپاول ادامه دارد. هرچند سپاه پاسداران ادعاي قدرت نمايي دارد اما قدرت نمايي در يک سيستم بحران زده تنها کار را برايشان سخت تر ميکند. اگر همه اينها را روي هم بگذاريم ميبينيم که سال ٨٨ با پيروزي مردم همراه بود. شهردار تهران ميگويد ١۴ ماه است در کشور کار جدي صورت نگرفته. همه سرمايه ها را خرج کردند که بتوانند چند صباحي ديگر بيشتر بمانند اما ايا اين ميتواند وضعيت را درست کند؟ بايد گفت به هيچ وجه!
جا دارد در پايان اين سال ياد و خاطره قربانيان اين سال را گرامي بدارم و با خانواده هاي داغدار همراهي نمايم. همچنين با خانواده زندانيان سياسي که ميدانم تا چه اندازه از نبود عزيزان خود در سفره هفت سين ناراحتند هم دردي ميکنم. عيد نوروز را به اميد ازادي و برابري براي همه جامعه ايران ارزو نمايم که اين ارزو به دست مردم ايران شدني است.