جوانان کمونیست

کامران مزین: رقص يخي و حکومت اسلامي

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

وقتي از تلويزيون صحنه هاي رقص يخي (پاتيناژ) ورزشکاران در المپيک زمستاني ونکوور را ميبينم  يک افسوس بزرگ به همه ما که در ايران هستيم دست ميدهد که به واقع از چه چيزهايي محروم هستيم .زنان ومردان ورزشکار  در هياهوي و تشويق مردم  به نمايش  ميپردازند و چنان صحنه هاي زيبايي را رقم ميزنند که واقعا متحير ميشويم.زنان و مردان ورزشکار که احتملا  نسبتي نيز به هم ندارند به راحتي  باهمديگر ميرقصند و از گشت ارشاد و بسيج و اخوند و اين جنايتکاران هم خبري نيست.همه اينها جزو افتخارات مردمان خودشان محسوب ميشوند و همه انها را الگو و شايسته خود ميپندارند.و شايد ندانند اگر در ايران  بودند به جرم اقدام عليه امنيت ملي و ارائه منکرات در بازداشت به سر ميبردند و شايد جزو اعداميها و سنگساريها محسوب ميشدند. اين در حالي است  که مردم ايران  بايد براي بديهيترين حقوق خودشان  در خيابانها با اتش و گلوله روبه رو شوند در حالي که در غرب شادي و رقص و رابطه ازاد جنسي و پوشش جزو مسائلي است که اصلا به حساب نميايد. البته مي دانيم که در همين غرب هم تا جامعه به اين آزادي ها دست يافت کلي مبارزه کرد و اصلا ۸ مارس حاصل تلاش و مبارزه براي کسب همبن آزادي ها در غرب است. حتما برايشان جاي تعجب دارد که در ايران بايد براي مثلا حق آزادي پوشش هم بايد به خيابان امد و پيه زندان و تجاوز و کشته شدن را هم بايد به تن ماليد!

به واقع اگر جمهوري اسلامي در کل جهان  سيطره يابد بايد اول تقريبا کل بشريت را به زندان ببرد و اعدام  و سنگسار کند. در حالي که در غرب در نتيجه سالها مبارزه مردم ديگر زندگي خصوصي انسانها به شکلي امن گرديده است. در غرب کسي را به جرم زنا سنگسار نميکنند.حتي پرنس دايانا بعد از مشخص شدن رابطه خصوصيش مورد احترام جامعه قرار ميگيرد. انجا کسي  به ماريا شاراپوا و سره نا ويليامز   طرز پوشيدن لباسش  را  مصداق هرزگي و فاحشگي نميداند.انجا زني که بعد از پاتيناژ از لبهاي همراه خود بوسه ميگيرد  به سنگسار محکوم نميکند .همه اينها قهرمانان و افتخارات  انسان امروز هستند چرا که حاصل مبارزه طولاني انسانيت در مقابل بربريت اديان و فرهنگ هاي متاثر از آن هستند.

اما در ايران  ما بايد  هر روز مزخرفاتي درباره فوايد حجاب  را  تحمل کنيم که اقدامي است براي دور ماندن مردان  از هوسهايشان و يا فوايد علمي  اشعه ماورا ايکس! در موي زن  که حجاب توجيه علمي ميشود.و يا اوردن زني ورزشکار  با حجاب بر سر و پرچم جمهوري اسلامي بر دست  که نشان بدهند ما نيز دست وپا شکسته حضور داريم و اگر مدال نمياوريم لا اقل حجاب و ارزشمان را حفظ کرديم. اقداماتي که تنها موجب خنده و واکنش جهان به انواع محدوديتها براي حضور زنان ايران در ميادين ورزشي شده است و خود زنان نيز از اين وضعيت عصباني هستند و البته نشان قدر قدرتي جمهوري اسلامي براي به بند کشيدن ۷۰ ميليون انسان در ايران. به طوري که هروقت کميته برگزاري مسابقات خواسته است حجاب غير ورزشي در کار نباشد مثل زنان کاراته کار انها را به دور انداخته اند.

ايران و غرب تفاوت دو سنت نيست که چنين تفاوتهايي را در زندگي به وجود اورده است.حضور يک سيستم به غايت اراتجاعي و قرون وسطي است که اجازه حضور دلخواه زنان و مردان را در جامعه نميدهد. هرچند بازهم موفق نشده است.

در ايران زنان نشان دادند که با وجود همه راهکارهاي جمهوري اسلامي براي دور ماندن انان از فعاليتهاي اجتماعي  شديدا ميخواهند حقوقشان را به رژيم تحميل کنند. به طوري که انها مجبور شدند طرح ورزشکار زن اسلامي را در ميادين اجرا کنند تا بتوانند حداقل انها را کنترل کنند. اقداماتي که تنها  انها را از کسب افتخارات بين اللملي باز ميدارد. اما با اين حال زنان دست به سينه اين جماعت نشده اند. هرچه هست انها مدتهاست ميخواهند زندگي از نوع اسلامي را به دور بريزند و به مانند متمدن ترين انسانها زندگي کنند.

 

patinaj

نکته دوم

تعجب از نوع  اسلامي

 

بعد از اينکه همه جهان  از ان چه در ايران اتفاق ميافتد  تعجب ميکنند جاي تعحبي ندارد  که اين اعجوبه هاي قرن از دنياي خود شگفت زده بشوند.قصه اين است که در مراسم تشييع جنازه يکي از فعالين کارگري  انقلاب 57 به نام يدالله خسرو شاهي گويي به در خواست خانواده  شرابي به ياد او زده اند و سرود انترناسيونال و مرا ببوس را خوانده اند.همين باعث شد که تقريبا در همه سايتهاي اصولگرا و دوم خردادي اين خبر درز شود که و اسباب تعجب انها را فراهم کند و ان را تشييع جنازه به سبک مارکسيستي لقب دهند.حتما انتظار داشتند  خانواده خسرو شاهي بايد طبق رسوم اسلامي اخوندي را دعوت ميکردند و به مراسم مداحي ميپرداختند.البته اين عقب مانده هاي احمق هنوز نميدانند  خوردن شراب در تشييع جنازه  يک سنت رايج تقريبا اکثر کشورها از ژاپن و کره گرفته تا غرب و امريکاي لاتين است. سرود انترناسيونال هم که ديگر پيوند عميقي با فعالين چپ گرا دارد و عمق پيوند انسان دوستي و ازادگي و دفاع از طبقه کارگر را بيان ميکند.

انچه عجيب و مسخره  است  مراسم مسخره  اسلامي  براي ختم مردگان است که در بهترين حالت يک شعبده بازي  توهين اميز است. اخوندي مي ايد و از هرچه دلش مي خواهد ميگويد. ان همه گريه هاي نمايشي و دروغهاي شاخداراز علي و حسن و حسين  و صحراي کربلا که دست اخر پولي بگيرد و هرچه زودتر برود به مراسم عقد کنان يکي ديگر برسد و مداحي که کارش اين است که اسمان وريسمان را بهم ببافد تا گريه حضار را در بياورد. به هر صورت اين تعجب اينان دنياي جالبي است. خودتان بدانيد که وقتي  صنعت ماشيني و سينما و تلويزيون به ايران هم امد انجا هم همين اخوندها چه تعجباتي که نميکردند.

به نظرم نفوذ گسترده چپ در فرهنگ جامعه ايراني  هرچه بيشتر اين جماعت را متعجب ميکند. به طوري که فکر ميکنند اين سنتها در ايران هم به زودي اجرا ميشود و ديگر خبري ازاخوندو منبر و صحراي کربلا نخواهد بود.علت تعجبشان و البته وحشتشان  هم همين است!

يکي از مطالبت و اقدامات ما بايد برداشتن اين قوانين ارتجاعي اينست که نقش مذهب را از زندگي خصوصي و تولد و مرگ انسان ها کوتاه کنيم براي اطلاع از مطالبات ما در اين زمينه به بيانيه سکولاريسم حزب در سايت روزنه مراجعه منيد.

 

مقالات رسیده

Bookmark and Share شما اینجا هستید: