
دوست گرامی کامران،
بعضی ازسوالات شما آنچنان جامع و کامل است که پاسخ به آنها چند مقاله را ضروری میکند! اجازه میخواهم برای اینکه در حد یک مصاحبه و چالش نظری حول بیانیه باقی بمانیم از پاسخ همه جانبه به برخی سوالات در این مصاحبه صرف نظر کنم. سرعت تایپ من هم زیاد نیست و برای نوشتن پاسخ برای شما زمان زیادی احتیاج خواهد بود. پاسخ بعضی از سوالات شما در مقالات و نوشته های دیگرم موجود است بدون اینکه قصد داشته باشم که آنها را نیز جاودانه و بلاتغییر بدانم، اما بسیاری از نظرات من همچنان برایم دارای اعتبار و به روز هستند.
با این توضیح امیدوارم پاسخ های مختصر مرا بپذیرید. در عین حال بدیهی است که من به عنوان یکی از امضا کنندگان این بیانیه نظر خود را طرح میکنم و شما میتوانید به سراغ دیگر دوستان نیز رفته و این سوالات را با آنها نیز در میان بگذارید تا به نتایج بهتری دست یابیم.
با احترام
شادی امین
خانم امین این بیانیه ۵ ماده ای در واکنش به عدم موضع گیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی و جریانات همسو با انان در رابطه با زنان منتشر شده است. با توجه به محتوای بیانیه مشخص است که اگر این افراد درباره زنان هم سخن میگفتند هیچ وقت تا این حد بالا نمی امدند. شما چه انتظاری از امثال موسوی و کروبی داشتید در حالی که به نظر نمیرسد با کلیت و حتی جزییات این بیانیه موافق باشند؟
اساسا این درک که گویا ما انتظاری از آنها داشته ایم اشتباه است. بیانیه به صراحت میگوید:" ... یکی از این گروه های اجتماعی، ما زنان هستیم که خواسته هایمان و حضورمان همانگونه که انتظار می رفت در هیچیک از این بیانیه ها ملاحظه نشده است. انتظار دیگری هم نبود..." چنانچه ما امیدی به این آقایان داشتیم، مثل بسیاری دیگر، منتظر می ماندیم! ما صحبت از تغییرات " زیربنایی و ساختاری " میکنیم. آنچه آقای کروبی و موسوی در بیانیه ها و موضعگیری های خود عنوان کرده اند چنین توهمی را برای ما ایجاد نمی کند. آقای موسوی روشن میگوید:"جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر" و البته الگوی ایشان هم "امام راحل"شان است، مجموعه این آقایان هم در دورانی که در حکومت سهیم بوده و پست های کلیدی داشته اند، سیاستی جز این پیش نبرده اند. اتهام برخی از نقد کنندگان بیانیه به ما این است که" به جناحی از حاکمیت" و یا "اصلاح طلبان حکومتی" چشم دوخته ایم. به نظر می آید که عده ای تنها تعریفشان از رادیکالیسم طرح شعارهای"زنده باد" ،"مرده باد" است . و اگر بیانیه و یا مقاله ای با طرح مطالبات و توضیح نظر و ایده ای نوشته شود، حال مهم نیست محتوا چه باشد، تحت عنوان "رفرمیستی" مورد نقد قرار میگیرد. ما در این بیانیه از این روش کار فاصله گرفته ایم. ما در این بیانیه روشن و صریح خواسته هایمان را بیان کرده ایم. این بیانیه تنها در واکنش به موسوی و کروبی و دیگران نیست، این بیانیه ناظر بر بی تفاوتی مجموعه مدعیان و کنشگران و جریانات سیاسی به مسئله زنان است ، آنهایی که مسئله زنان را فرعی و جانبی می دانند. همه آنهایی که از طرح مستقل مسائل زنان به عنوان یک گروه اجتماعی با هزار استدلال طفره میروند.
این بیانیه چه چیز به واقع طلب میکند .ایا فقط همین خواستها است که باید در دستور کار جنبش اعتراضی مردمی ایران قرار بگیرد؟ به نظر میرسد خیلی از خواستها است که بیان نشده .اگر هم فرض بگیریم که این فقط مختص به زنان است ما با بندهایی مواجه هستیم که لزوما ارتباطی به زنان ندارد.مثل جدایی دین از سیاست و محاکمه عاملین و امرین جنایات سه دهه گذشته که خیلی روی ان تاکید کردید.در حالی که روی مسائلی چون ازادی بیان و ازادی زندانیان سیاسی روی تاکیدات اصلیتان نبود؟
بیانیه خواسته هایی را مطرح میکند بدون اینکه ادعای کامل بودن داشته باشد. قرار هم نبوده که یک بیانیه همه خواسته های ما را در خود بگنجاند. بسیاری از خواسته ها مثل نابرابری در محیط کار و قوانینی که به زنان اقشار گوناگون برمی گردد، مثل خواسته های زنان کارگر، یا زنان پرستار و کارمند و ... در جزییات آورده نشده است. این بیانیه، در عین حال مرکز بی عدالتی هایی که نسبت به زنان روا میشود و عوامل آن را نشانه میگیرد. آزادی بیان و تشکل و اجتماعات و همچنین لغو مجازات اعدام و شکنجه و یا آزادی زندانیان سیاسی هم از تاکیدات اولیه ما به عنوان خواستهای عمومی بوده اند. بند جدایی دین از دولت اتفاقا بر عکس نظر شما، به طور مستقیم و بیش از همه زندگی زنان را متاثر میکند. زنان به نظر من در این مورد ذینفع ترین گروه اجتماعی هستند. و وقتی خواست "دادخواهی" را طرح میکنیم، باز به نظر من ادامه مبارزات و تلاش های "مادران خاوران" و "مادران عزادار" را مد نظر دارد. زنانی که سال هاست تلاش میکنند که نگذارند این جنایات فراموش شود. از طرف دیگربدیهی است که طرح مطالبات زنان نه با این بیانیه آغاز شده و نه با آن پایان خواهد یافت. ما هنوز در راهیم ...
به نظر میرسد این بیاینه با حضور افرادی مثل شما که به مبانی و ارزشهای اسلامی رایج در ایران هیچ گونه اعتقادی ندارید تا حدودی از خواسته هایی که جریاناتی چون کمپین یک میلیون امضا و جریانات رفرمیستی بیان کرده اند فراتر رفته و از خواستهایی گفته که میتوان ان را یک بیانیه سکولار دانست.این در حالی است که بعضی از امضا کنندگان این بیانیه از طیف کمپین یک میلیون امضا هستند.ایا فکر میکنید این بیانیه به نوعی الترناتیو کمپین یک میلیون امضا هست که در ان جا ما شاهد خواستهایی چون رفع هرگونه تبعیض و یا لغو حجاب و ازادی برقراری رابطه جنسی و جدایی دین از سیاست نیستیم؟عدم حضور بعضی سران کمپین را در این بیانیه چگونه میبینید .به نظر میرسد اگر بعضی افراد مثل شیرین عبادی این را مینوشتند خیلی محافظه کارانه تر نوشته می شد؟
بدیهی است که خواسته های این بیانیه بسیار فراتر از خواسته های تا کنونی جنبش زنان است. نه اینکه این مطالبات جدا جدا جایی طرح نشده است. خیر. این مطالبات یک جا و با این شفافیت از سوی جمعی چنین گوناگون تا کنون مطرح نشده بود. از لغو قوانین تبعیض آمیز گرفته تا جدایی دین از دولت، از حق زن بر بدن خویش گرفته تا خواست مجازات مسببین سرکوب و کشتار مردم در سه دهه گذشته، از لغو حجاب اجباری گرفته تا آزادی انتخاب گرایش جنسی.
اینکه تعدادی از امضا کنندگان از فعالین سابق یا فعلی کمپین یک میلیون امضا یا کمپین های دیگر هستند فقط نشان میدهد که خواسته های آنها بسی فراتر از آن محدوده است. اما این بیانیه خود را آلترناتیو هیچ کمپین یا حرکت زنان نمیداند. این بیانیه علنی منتشر شده و هر کس خود را به آن نزدیک دیده و آن را تایید میکند، بیانیه را امضا کرده است. بدیهی است دوستانی که بیانیه را امضا نکرده اند(حال با هر گرایشی) قطعا آن را قبول نداشته اند و این نشان میدهد که در جنبش زنان نیز گزایشات گوناگون هر یک حرف خود را میزنند. من نمیدانم منظور شما از "محافظه کارانه تر" چیست؟ به نظرم این بیانیه شفاف و صریح نوشته شده و ردی از محافظه کاری در آن نیست. وبدیهی است که نظر و اندیشه نگارندگان از قلم آنها جاری شده و یک بیانیه را شکل میدهد. همانطورکه اگر به جای شما کس دیگری سوالات را تنظیم میکرد ، نتیجه دیگری حاصل میشد.
در بیانیه ما جای مسائلی مربوط به زنان را خالی میبینیم .خودتان ایا این بیانیه را کامل میدانید و فکر میکنید همه خواستهای زنان را بیان کرده است؟ ممکن است خیلیها بگویند خیلی چیزها از قلم افتاده مثلا حقوق مساوی زن و مرد کجاست؟ یا درباره حق زن بر بدن خویش بعضی دوستان سوال میکنند که اگر زن بر بدن خویش اسیب رساند هم ایا ازاد است؟
همانطور که گفتم من نه این بیانیه، هیچ برنامه عملی را کامل و مطلق نمی دانم. این رسالت را هم نگارندگان بیانیه برای خود قائل نبوده اند که حرف آخر را بزنند. تساوی زن و مرد اما در بند ۱ و آنجا که از " لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز و ضد زن موجود" حرف میزنیم آورده شده است. و اما در مورد حق زن بر بدن خویش! عده ای آسمان و ریسمان را به هم بافته اند که این بند را به چالش بکشند. صریح هم حرف نمیزنند که دستشان رو شود. میگویند" حق شما بر بدن خودتان یک حق بی در و پیکر است. شما میتوانید با این اجازه حتی کارهای خلاف با بدن خودتان بکنید." کارهای خلاف یعنی چه؟ آیا اینها مخالفین سقط جنین نیستند که حق زن بر بدن خود را وارونه تفسیر میکنند تا جلوی آن را بگیرند. اصلا مگر مردان نیازی به این بند دارند تا بر بدن خود حق داشته باشند؟ چرا شما از حق مردان بر بدن خودشان بر نمی آشوبید؟ گویا در جمهوری مورد نظر ایشان برای هر بدنی یک مامور ویژه استخدام خواهد شد تا کسی با بدن خود"کارهای خلاف" نکند! بعد هم حجاب و برقع و ... را قاطی این بحث کرده اند تا ما را متهم به فمینیسم اسلامی کنند! البته تعریفی هم که ایشان از فمینیسم اسلامی دارند باید جالب باشد. ببینید شما با گرفتن حق زن بر بدنش، سلامت او را تضمین نمی کنید، اسارت او را تضمین میکنید. ما از این حق صحبت میکنیم، این حق در جنبش زنان تعریف شده است. یعنی حق "نه" گفتن به بارداری ناخواسته. یعنی حق "نه" گفتن به رابطه جنسی حتی در اتاق خواب، بدون اینکه مورد ضرب و شتم قرار گیرد یا به زور به او تجاوز شود. یعنی حق "نه" گفتن و مقابله با انواع آزار های پوشیده و آشکار جنسی. یعنی حق"نه" گفتن به ازدواج اجباری و تحمیلی. یعنی حق داشتن رابطه جنسی یا نداشتن آن ، یعنی بستن بحث باکرگی زنان و دختران در جامعه ومقابله با ارزش دانستن آن . یعنی حق پوشیدن لباس مورد علاقه اشان. یعنی کوتاه کردن دست مردان محله و خانواده از سرنوشت زنان. یعنی پایان دادن به حس مالکیت مردان بر زنان و "ناموس" خواندن آنان. حال عده ای می آیند و به جای تاکید بر این حق از سوی زنان ، که در بیانیه ما روشن ذکرشده است، از"آسیب رساندن زنی بر بدن خود" ابراز نگرانی کرده! و به این حق می تازند.
به نظر شما جنبش زنان نسبت به بیانیه باید چه راهکاری نشان دهد ؟ایا حول این خواستها باید متحد شود یا فقط خواسته نشان دهد که خواستهای زنان فراموش نشود؟
راهکارهای لازم در مورد پیشبرد بند های بیانیه بایستی به بحث گذاشته شود. بدیهی است بسیاری از فعالیت های تاکنونی زنان، به ویژه فعالیت های متشکل آنها در خدمت پیشبرد بند هایی از بیانیه بوده است. بایستی مسائل زنان به یک گفتمان اجتماعی بدل شود. تنها در چنین موقعیتی است که میتوان از ترسیم راه کارهای واقعی برای پیشبرد مسائل زنان سخن گفت. به نظرم یکی از وظایفی که این بیانیه در پیش روی کلیه امضا کنندگان آن ،چه زن و چه مرد، میگذارد، ضرورت توضیح و بحث بر سر بند های آن است. در همین پروسه ارائه راهکارها نیز ضروری است. یک چیز اما از همین امروز روشن است. زنان هستند و با زبان و مطالبات خود در این جنبش حضور دارند. نادیده گرفتن آنها دیگر ممکن نیست.
از جدایی دین از دولت گفته اید.میخواستم این مساله را کمی بازتر کنیدو این را کمی تعریف نمایید.ایا به معنای این است که فقط قوانین دینی از دولت و و سیستم سیاسی و قضایی کشور خارج شود؟مثلا یک شخصیت حقوقی یا حقیقی حق استفاده از سمبلهای دینی در اماکن مربوط به دولت را دارد؟یا فقط مختص به قوانین است
به نظرم این بند نیز در کلیت خود مطرح شده و دلیلی هم نداشته که در جزئیات طرح شود. این بند به نظر من جدایی دولت و نظام آموزش و پرورش از مذهب را مد نظر دارد. تمام اماکن دولتی، نهادها و سازمان های عمومی بایستی به طور جدی از نهاد های مذهبی تفکیک و از نفوذ مذهب در امان باشند. سمبل های دینی و مذهبی (متعلق به هر مذهبی که باشند) در آنجا جایی ندارند. ضمن اینکه مذهب امری شخصی خواهد بود(تاکید میکنم شخصی و نه خصوصی) بایستی از تسلط مذهب در خانواده و در سلب حقوق کودکان و زنان جلوگیری کرد.
با توجه به این که امضا کنندگان این بیانیه از جریانات مختلف سیاسی هستند به نظر شما جنبش زنان باید چگونه خود را تعریف کند؟چه هنگام است که میتوانیم بگوییم جامعه از مرد سالاری زدوده میشود و تساوی زن و مرد به وجود میاید.هنوز در غرب هم با وجود پیشرفتهای زیاد نوع زیادی از تبعیض را میبینیم.فکر میکنید راهی که بتوان به واقع نشان داد که زن و مرد متساوی هستند چیست؟
جنبش دانشجویی چگونه جنبشی است؟ جنبش جوانان؟ اینها همه متشکل از آحاد اقشار و طبقات مختلف اجتماعی هستند. درست مثل جنبش زنان.جنبش زنان به نظر من جنبشی فراطبقاتی است و به این معنی جنبشی است متشکل از زنان اقشار و طبقات مختلف که ضمن وحدت بر سر برخی مطالبات زنانه شان (مثل حق حضانت و ولایت بر فرزندان، یا حق طلاق ولغو حجاب اجباری و ممنوعیت خشونت بر زنان و ...) ، میتوانند در بسیاری از خواسته های خود مثل( حق بیمه درمانی، حق اشتغال، حق اعتصاب، حق شیرخوارگاه برای زنان شاغل ، حق مزد برابر با مردان و ...) با زنان طبقات صاحب سرمایه در تقابل قرار گیرند. آنچه به نظرم بایستی فعالین جنبش های اجتماعی مد نظر داشته باشند، تاکید بر نقاط اشتراک و وحدت زنان از اقشار گوناگون بر روی خواسته های عمومی شان است.
آنچه به مرد/پدر سالاری بر می گردد به نظرم راه طولانی ای در پیش داریم. بدیهی است در جامعه ای که بنای آن بر بی عدالتی است صحبت از آزادی و رهایی زنان بی معنی است. اما پایان یافتن بی عدالتی اقتصادی نیز همچنان که تجربیات تاریخی نشان می دهند ضرورتا به معنای رهایی زنان نیست.
وبه عنوان اخرین سوال درباره جنبش زنان بعد از انتخابات میبینیم که زنان در صف اول تظاهراتها بوده اند.تا همین جا خیلیها میپرسند چه شده که زنان در صف اول هستند.برای خیلیها جالب است که زنان بدون هیچ گونه واهمه ای میایند و خیلیها هم از شجاعت انها تعجب میکند.چه چیزی به نظر شما انها را به واکنش برداشته؟در ضمن باید زنان چگونه مطالبات خود را بیان کنند؟مبارزه با حجاب و سمبلهای اسلامی و به دست اوردن حقوق خودشان را چگونه بیان کنند؟.به نظر شمالازمه اینکه زنان به همه حقوق حود برسند چیست؟
بله به گواه تصاویر، فیلم ها و گزارشات از اعتراضات اخیر زنان نقش به سزایی در این حرکات داشتند. اما خواسته های آنان کمتر مد نظر قرار گرفته است. اگر زنان با این شهامت در مقابل ارگان های سرکوب رژیم قد علم میکنند حاصل سالیان تعدی و ظلم به آنهاست که خشمی متراکم را باعث شده است. زنان از موفقیت این خیزش ها و پیروزی آن بیشترین بهره را خواهند برد. به همین دلیل است که با شهامت در این جنبش ظاهر میشوند. اینکه زنان تا چه حد به حقوق خود دست یابند بستگی به توازن قوای عمومی این جنبش دارد.میزان موفقیت این جنبش در عین حال بسته به این است که دیگر اقشار و گرو ههای اجتماعی هم وسیعا در این جنبش با خواسته های خود حضور یابند.در مورد مبارزه با حجاب اجباری و تسلط و دخالت مذهب در زندگی زنان نیزراه های ممکن و لازم مبارزه را در وهله اول بایستی دوستانی که در متن مبارزه جاری هستند تعیین کنند. به نظر من این راهها از نوشتن و بحث و گفت و گو تا طرح شعار های مشخص در تظاهرات ها و یا بر هم ریختن کلیشه های جنسیتی، و یا در نهایت همانطور که به کرات در عکسهای اعتراضات اخیر دیده ایم: بی اعتنایی به روسری و رها کردن آن تا ...را در بر می گیرد.
آنچه مسلم است زنان و فعالین جنبش زنان بایستی ضمن تاکید بر خواست های عمومی این جنبش برمطالبات ویژه خود پافشاری کرده و اجازه ندهند که بار دیگر تحت عنوان حفظ "وحدت" و یا "فرعی بودن مسائل زنان" و یا اینکه" با سرنگونی جمهوری اسلامی خواسته های زنان هم پاسخ خواهد گرفت" ، مطالباتشان کمرنگ یا به فراموشی سپرده شود. سرنگونی رژیم یک گام مهم و حیاتی در این راه است اما هنوز تضمین رهایی زنان نیست! آنها که با این وعده زنان را به سکوت دعوت میکنند، ریگی در کفش دارند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


