کامران مزین: به نظر میرسد اعتراضات هرچه بیشتر رنگ و بوی انقلابی و رادیکال میگیرد. خیلی ها دیگر دارند از انقلاب سخن میگویند .به هر صورت میگویند این حوادث از بعد انتخابات شروع شد و از شعار پس گیری رای به پس گیری زندگی رسیده است. مردم معترض که آمدند بیرون دارند اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و خامنه ای و خمینی را هدف میگیرند. در برابر خشونت رژیم مقابله به مثل صورت میگیرد. یک فضای کاملا انقلابی را نشان میدهد. چقدر این فضا درست است و چرا به این سمت رفته؟
مصطفی صابر: این "فضای انقلابی" چیز جدیدی نیست. بیش از هفت ماه است که فضا انقلابی است. دو هفته قبل از انتخابات میشد این فضا را کاملا در رفتار و روحیه مردم حس کرد و با شروع تظاهرات های میلیونی دیگر قطعی بود که ما با یک انقلاب مواجه ایم. از ابتدا هم معلوم بود که مساله این مردم "رای مرا پس بده" نبود. بلکه تغییر کل نظام بود. وقتی توده های میلیونی پا در صحنه سیاست و بر سر مساله قدرت میگذارند دیگر با انقلاب روبرو هستیم. اینرا حزب ما در بیانیه ۲۴ خرداد ۸۸ به روشنی اعلام کرد و بد نیست اگر دوباره به آن بیانیه رجوع کنیم. اوضاع آنطور پیش رفت که ما ارزیابی کردیم.
اما آنچه که این روزها بطور مشخص با آن روبرو هستیم گام جدیدی از همین انقلاب علیه جمهوری اسلامی است. انقلاب دارد رژیم را سرنگون میکند. و اینکه بقول شما تازه خیلی ها متوجه شده اند که این انقلاب است، برای اینکه دیگر نمی شود انکارش کرد و به جوک سیاست تبدیل نشد. می بینیم که چطور این انقلاب در ۶ دی (عاشورا) به معنای دقیق کلمه طومار رژیم را درهم پیچید. خامنه ای وحشت زده عقب نشسته تا مگر برای خود زمان بخرد و قوای سرکوبش را سر و سامانی بدهد و لااقل این ۲۲ بهمن را از سر بگذراند. جناح موسوی و کروبی و رفسنجانی هم به همان درجه وحشت کرده و در تلاش برای نوعی سازش با خامنه ای و حفظ نظام هستند. و البته مردم دست هر دو را خوانده اند و کار خودشان را میکنند. مردم دارند از این صحبت میکنند که در ۲۲ بهمن باید کار اینها را تمام کنند.
چرا انقلاب به این سمت رفته؟ باید میرفت. انقلاب برای همین بود. مردم جمهوری اسلامی را نمی خواهند و راه دیگری برای رهایی از شر جمهوری اسلامی جلوی پای جامعه نبود. سیر منطقی و واقعی انقلاب همین است که می بینیم: درهم شکستن کامل جمهوری اسلامی.
کامران مزین: چه عواملی در تند شدن اعتراضات دخیل بوده است؟ در خود حکومت و بین کسانی که خودشان را عاقل میپندارند اینطور گفته میشود که تندروها این کار را کرده اند و تندرویهای هردوجناح را محکوم میکنند. یک عده دیگر میگویند که تقصیر حکومت است و یک عده دیگر میگویند که اغتشاش وشورش نتیجه افراط گرایی مردم و عوامل خارج از کشور است. فکر میکنی عوامل خشم مردم تا جایی که به حوادث عاشورا رسید و خیلی از ماموران امنیتی کتک خوردند چه بود؟ چقدر این فضا به نظرتان درست است؟ الان خیلی ها را دچار شوک کرده. جریانی مدام داره میگه مردم خشونت نکنند. چون خود حکومت طرفدار خشونت است ما نباید به دام خشونت بیفتیم و حتی نامه نگاری میکنند ومردم خارج از کشور را مقصر میدانند و میگویند نکنید و بگذارید سیر مسالمت آمیز تظاهرات ادامه داشته باشد. شما چه فکر میکنید؟ آیا برای مردم خط تعیین کرد که چه بکنند و چه نکنند و این خط کشی اگر هست تا کجا مجازه؟
مصطفی صابر: اینها که به مردم میگویند آرام باشید و خشونت نکنید، همانها بودند که مدتها کوشش کردند تا این انقلاب را بعنوان جنبش اصلاح جمهوری اسلامی معرفی و محدود کنند و نتوانستند. بی بی سی و سی ان ان و صدای آمریکا هم در خدمتشان بود و شب و روز تفسیر وارونه دادند و حریف نشدند. حالا که یخ شان نگرفته دارند به بهانه خشونت نکنید همان هدف را دنبال میکنند. کسانی که میگویند خشونت نکنید در واقع دارند میگویند انقلاب نکنید. دارند میگویند جمهوری اسلامی را حفظ کنید. میگویند فقط آنقدر اعتراض کنید که در ۴۰ – ۵۰ سال آینده یواش یواش یواش جمهوری اسلامی اصلاح شود. و البته این وسط خود همین حضرات آی خشونت نکنید و آی انقلاب نکنید ها به یک نان و نوایی برسند. یا صحیح تر به نان و نوایی که قبلا در همین جمهوری اسلامی داشتند برگردند. اما این یک توهم ارتجاعی بیش نیست. منصور حکمت سالها پیش جواب این ها را با یک تمثیل جالب داده بود: بادکنک را نمی شود سوزن زد تا بادش خالی شود، وقتی سوزن زدید میترکد! و نکته این است که الان بادکنک ترکیده و اینها هنوز دارند میگویند بگذار آرام آرام بادش خالی شود! اینها همینقدر نامربوط اند.
آنها که در درون نظام میگویند تندروها این وضع را بوجود آورده اند، به نظر من حتی از دسته بالا تقلبی ترند. اگر تندرو های نظام (در واقع خود خامنه ای و یگان ویژه و کیهان و لباش شخصی و سپاه و غیره) توانسته بودند انقلاب را سرکوب کنند، همین ها که به تندروها ایراد میگیرند، با سلام و صلوات از هنرهای علی وارشان در ریختن خون کفار و زدن سر متجاسرین سخن میگفتند. شکست خورده اند دارند از این حرفها میزنند.
اما سیاست ما در قبال انقلاب خیلی روشن در اسناد کنگره هفتم حزب و از جمله بیانیه اخیر حزب مربوط به وقایع بعد از ۶ دی (عاشورا) آمده است. ما حرفمان ساده است: انقلاب به پیش! یک لحظه هم نباید به جمهوری اسلامی مهلت داد. کند کردن شتاب و سرعت انقلاب در این لحظه اشتباه محض است.
کامران مزین: یک عده ممکن است فکر کنند شما دارید افراطی فکر میکنید و میخواهید خون بپاشید و... جوابتان چیست؟
مصطفی صابر: کاملا برعکس، کسانی که دارند برای خامنه ای و جمهوری اسلامی فرصت میخرند، چه بخواهند و نخواهند شریک کسانی شده اند که دستشان تا آرنج در خون مردم آغشته است. آنچه که به انقلاب خون می پاشد ضد انقلاب است. تا همینجا دیده ایم که خامنه ای و جمهوری اسلامی که اینها میگویند اگر در پرقو بخوابانیدش سرانجام اصلاح میشود، دارد به انقلاب خون می پاشد. تنها راه پایان دادن به خشونت در جامعه این است که مردم کل دستگاه آدم کشی و اعدام و جنایت حاکم را درهم بشکنند و خودشان به صورت قدرت بلافصل شهروندان متشکل شوند. حتی در همین ۶ دی (عاشورا) دیدیم که مردم انقلابی با سرکوبگران خود وقتی تسلیم میشدند چه رفتار انسانی داشتند. مردم اهل خونریزی نیستند، برای پایان دادن به آن به میدان آمده اند. ولی بر خلاف تصور شارلتان هایی که میخواهند انقلاب را با "خشونت نکنید" متوقف کنند، آنقدر نادان نیستند که بگذارند جمهوری اسلامی یعنی رژیم مدهشترین خونریزی های ۳۰ سال گذشته جان سالم بدر برد.
کامران مزین: برگردیم به جمهوری اسلامی و ببینیم آیا شانسی دارند بمانند ؟ در دورن حکومت دارند راه کارهای مختلف میدهند. از دولت وحدت ملی حرف میزنند و یا این که یک عده معذرت بخواهند و توبه کنند و یک عده قدرت بگیرند. حتی از برداشتن احمدی نژاد هم حرف میزنند. هرچیزی در داخل حکومت ممکن است اتفاق بیفتد. به نظر شما هرکاری بکنند بازهم سقوط میکنند؟ آیا ممکن نیست ضرب جنبش را کم کنند یا به تظاهرات مردم خون بپاشند و به حالت معلقش دربیاورند؟
مصطفی صابر: خوب خودشان هنوز امیدوارند که یک جوری نظامشان را نجات دهند. مردم هم انقلاب کرده اند تا جمهوری اسلامی را برای همیشه به گذشته بسپارند. بنابر این یک جنگ عظیم اجتماعی است و جمهوری اسلامی تا همینجا بشدت باخته است. همه شواهد حکایت میکند که مردم به قدرت و پیشروی تاکنونی خود بخوبی آگاه اند و به شدت مصمم اند تا به آخر بروند و جامعه را از شر جمهوری اسلامی پاک کنند.
بعید میدانم که احمدی نژاد را به همین راحتی بردارند، این به معنی تغییر توازن قوای شدید در بالای جمهوری اسلامی و تکانهای شدید است. ولی اگر این کار را بکنند به نظرم مردم جلوتر خواهند رفت و در هر حال به اینها مهلت نخواهند داد. اما همانطور که گفتم بنظر میرسد خامنه ای فعلا مجبور است کمی کوتاه بیاید تا برای خودش وقت بخرد و بموقع "اقدام قاطع" کند. اما حقیقتش چندان چیزی هم برایش باقی نمانده که "اقدام قاطع" کند. سیاست سرکوب که خامنه ای در نماز جمعه بعد از انتخابات نعره اش را سر داد و کلی آدم کشت در تظاهرات ۶ دی شکست سختی خورد. خامنه ای همینقدر راضی است که صورتش را با سیلی سرخ نگاه دارد و وضع موجود را بدرجه ای حفظ کند تا گذشت زمان راهی جلوی پایش بگذارد. ولی گذشت زمان بشدت به زیان جمهوری اسلامی است. مملکت کاملا فلج است، اقتصاد در حال سقوط کامل است، سیستم اداری در حال از هم پاشیدن است، موقعیت بین المللی رژیم دائما تضعیف میشود، نفرت و انزجار جهانی از جمهوری اسلامی بالا میرود و اعتراض و مبارزه از هر گوشه جامعه بیرون میزند و صف انقلاب وسیع تر و قدرتمندتر میشود. جناح مغضوب هم در کل این اوضاع رژیم قابل تعریف است و موقعیت چندان بهتری از آن یکی جناح ندارد. جز چندتا مناظره آبکی از تلویزیون و پایین آوردن دوز نعره های یا "مرگ یا توبه" امثال علم الهدا چیز زیادی گیرش نیامده است. در واقع خودش را ارزان فروخته است. البته نرخی هم ندارد چون بسیار بی افق و وحشت زده است. هم نگران موقعیت خود است که از خامنه ای و جناح مقابل نخورد و هم نگران موقعیت کل نظام و خطر سقوط جمهوری اسلامی است. هم از خامنه ای میترسد و هم به او احتیاج دارد! خامنه ای هم اینرا خوب میداند. در هر حال اینها هم قدرت ابتکار و راه حلی برای نجات جمهوری اسلامی ندارند و مثل خامنه ای منتظرند ببینند چه میشود. این است که کل جمهوری اسلامی فریز کرده است. ممکن است هر آن اتفاق عجیبی بیفتد و دیوانه ای پیدا بشود و کاری بکند. اما آنچه که بطور قطع فاکتور تغییر دهنده اوضاع است انقلاب و تعرض مردم است. مردم اینرا میدانند. مردم در تدارک حرکت و تعرض بعدی (مشخصا ۲۲ بهمن) هستند. با توجه به کل اوضاع و روحیه ای که در ۶ دی ماه دیدیم تعرض بعدی بمراتب قدرتمند تر و رادیکالتر خواهد شد. و نتیجه آن تشدید تمام تناقض های فوق الذکر جمهوری اسلامی و تضعیف بیشتر آن خواهد بود. حتما اینها هنوز چنگ و دندان دارند و جنایت خواهند کرد اما روشن است که راه نجاتی ندارد و زیر فشار قدرتمند انقلاب درهم خواهند شکست. و هرچه زودتر، بهتر!
| < قبلی | بعدی > |
|---|


