جوانان کمونیست

کامران مزین: شوق انقلاب

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

نکته اول

انچه در برنامه نود تلویزیون جمهوری اسلامی به وجود آمد و در واقع شاهکار دیگری از نسل "فیس بوکی و تویتری"جامعه بود که یکبار دیگر اوج هوش و قدرت خلاقانه خود را بروز داد. آنچه در هفت ماه گذشته روی داده نتیجه همکاری و فکر جمعی همه مردم است. به طوری که هرکس  خود یک نوعی رهبر و یک خبرنگار و یک مرکز اعتراض است. از همه این اعتراضات خیابانی گرفته تا اعتراضات سمبلیک دیگر خلاقیت های بسیاری به کار گرفته شده. نگاه کنید که همه مردم برای اینکه این جنبش ادامه پیدا کند چه تلاشی میکنند. هرکس هرچه به نظرش مفید میرسد برای تقویت اعتراضات بیان میکند. این که چگونه اعتراض کنیم، چگونه آن را نشان دهیم، چگونه تبلیغات نماییم و چگونه حضور داشته باشیم، از راه مقابله با گاز اشک آور گرفته تا اعتراضات شبانه و راه های اینکه چگونه نماز جمعه و روز قدس و ۱۳ آبان و ۱۶ آذر و عاشورا و تاسوعا رت بر سر حکومت خراب کنیم. همه اینها  نو آورانه بود. ما تا همین جا هم جمهوری اسلامی و جماعت از گوربرخاسته  و احمق آن را زمین گیر کردیم و نشان دادیم که جز زبان چاقو قمه و قداره بندی و چماقداری چیز دیگری بلد نیستند. ما تا همین جا هم جمهوری اسلامی را با همه ادعاهایش سرنگون کردیم که سخن از امنیت میکرد و اکنون امنیت خانه خودشان هم ندارند. دیگر هیچ جا و هیچ برنامه ای و هیچ زمانی برای اینان جای امنی برای نمایش ارعاب شان باقی نمیگذارد. انچه این نسل برای گذشته و اینده باقی میگذارد برای همه کشورها نمونه کاملی از پیدا کردن همه ظرفیت های موجود برای اعتراض است. الگوی مبارزاتی ما باید بی شک در میان انقلابیون و آزدیخواهان دنیا تبلیغ شود.

 

نکته دوم

 

اما در قبال  شاهکارهای  جامعه ایران در برخورد با جمهوری اسلامی ما شاهد شاهکارهایی در قالب  بیانیه و درخواست و اولتیماتوم نسل عقب مانده از اعتراضات مردم بودیم. به ویژه نامه  عزت الله سحابی به مردم خارج از کشور که ما هرچه زیر و رو کردیم آخر نفهمدیم چرا این نامه خطاب به  کل مردم ایران نوشته نشده بود و دومی اینکه چرا عالیجنابان سبزپوش روشنفکری دینی(که البته  چنین مفهومی وجود خارجی ندارد) که در آن سوی مرزها هم نمیخواهند این حضرت خامنه ای را کار برکنار کنند. خوب شد که مردم ایران شعار علیه خامنه ای را با صراحت میدهند و انقدر شجاع و هشیار هستند که ابایی از مرگ گفتن ضد دیکتاتور نداشته باشند. اینها دیگر کار را به اینجا کشانده اند تازه فقط میخواهند جناب رهبر کمی از خود گذشته تر باشند و انتخابی شوند که صد البته ان هم شدنی نیست. وقتی نامه آقای سحابی را در قالب برادر بزرگتر میخوانید نمی فهمید که اصلا این بزرگوار حرف حسابش چیست! آیا کسانی که در خارج بوده اند پشت هم داد زده اند که ضد خامنه ای شعار بدهید و مردم هم حرف آنها را گوش داده اند؟ آیا مردم داخل ایران عقل و منطق ندارند که چه کسی مشکل اصلی مملکت است و چه کسی فرمان دهنده سرکوبها است؟ آیا مردم خارج  میگویند که بروید خودتان را بکشید تا ما به قول سحابی هرچه زودتر بیاییم ایران!؟ مشخص نیست این حرفها از جانب کسی که خودش را  در مقامی میبیند که یکی دوپیراهن از بقیه بیشتر پاره کرده ابراز میشود دلیلش چیست؟ و چه جالب که اینها عمری تجربه کسب کرده اند و بازهم به هیچ جا نرسیده اند و بازهم همان سیاست های شکست خورده را تکرار میکنند. به راستی باید هم این  شخصیتها در نزد مردم ایران چندان به حساب نیایند. و راستش در نزد اکثریت جامعه  این حضرات جز چند عصا به دست  هفتاد ساله  که در محفلی کنارهم می نشینند و از خاطرات خوب با مصدق بودن میگویند کار بیشتری برنمی آید و برای همین است که سالهاست از دوری روشنکفری با توده ها قلم میزنند.

من میخواهم در پایان به  این دوستان بگویم که بهتر است به تصمیم جامعه ایران احترام بگذارند. این مردم آزادیخواه ایران هستند که تصمیم خودشان را گرفته اند و میگویند جمهوری اسلامی بی جمهوری اسلامی! و ولایت فقیه بی ولایت فقیه! چرا  شما حضرات یکی دیگر را مقصر میدانید؟ معلوم است حاملا چنین سیاست هایی به میان جامعه  و خواستهای اصیل و پیشرو مردم برنمیگردند.

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: