جوانان کمونیست

کامران مزين: شيرين عبادي امروز کجا ایستاده است؟

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

 

بعد از سلسله اعترافات سکينه محمدي آشتياني  و پخش از سيماي جمهوري اسلامي  فعال بين المللي حقوق بشر!!!  از طريق مصاحبه با  رسانه خودش يعني بي بي سي به نوعي خواست اين پرونده مختومه اعلام شود تا به کارهاي مهم تري برسند.
و در جايي ديگر گفت “۱۷ زندانى سياسى اعتصاب غذا كردند و تا پاى مرگ ايستادند، امّا متأسفانه نه در سطح ملى و نه در سطح بين المللى آن گونه كه بايد به اين مسئله توجه نشد؛ چون داستان سكينه محمدى را وزارت اطلاعات به نحوى جلو انداخت كه توجه همگان به آن جلب شود و مسئله بزرگتر، يعنى زندانيان سياسى اعتصاب كننده را فراموش كنيم.”
آنچه شيرين عبادي در اين مصاحبه انجام داد به نوعي باور کردني نيست . او سعي کرد با بي تفاوتي اعلام کند که  اصلا سکينه محمدي آشتياني کيست که اين همه ماجراي او در بوق و کرنا ميشود و حتي در مقام کارآگاه  کشف نمود که قضيه را خود جمهوري اسلامي به وجود آورد تا قضيه مهم اعتصاب غذاي شيوا نظر آهاري و۱۷ نفر ديگر   فراموش شود. هرچه است  اوردن اين دونفر توسط اين برنده جايزه صلح نوبل (وجايزه هاي ديگر)به نوعي  بدين معني است که اين خانم عبادي هيچ ارزشي براي شهروندان اين جامعه قائل نيست و اولويت بندي ميکند که بايد ما به کدام مساله در ابتدا برسيم.

به اين مساله بيشتر خواهيم رسيد .ولي بهتر است کمي تاريخ قبل و بعد جايزه صلح نوبل را نيزبراي ايشان ياد آوري کنيم. بد نيست بدانيم  خانم عبادي جايزه صلح نوبل خود را وقتي دريافت کرد که او را به خاطر دفاع از امثال سکينه محمدي ميشناختند. البته از آنجايي که جايزه صلح نوبل بيشتر از هر چيزي پروژه اي سياسي براي برجسته تر کردن سياست و سياستمداراني ست که با سياست عمومي اروپا سازگاري دارند، ايشان هم در زماني که قرار بود در انتخابات مجلس ايران بين اصلاح طلبها و جناح راست رقابتي صورت بگيرد اين جايزه را دريافت کردند تا کفه ترازو به نفع اطلاح طلبان سنگين شود که البته عمر اين تلاش سياسي غرب و اصلاح طلبان بيشتر از دوهفته نبود! در ضمن به خاطر دفاع از دختري که توسط چند مرد تجاوز شده بود و دادگاه به دليل آنکه زن نصف حقوق مرد حق دارد از حکم اعدام  مردان خود داري ميکرد. يا دفاع از کودکان زير هجده سال که در استانه اعدام بودند و به طور کل به عنوان  وکيلي  شناخته ميشد که ميتوان روي او در دفاع از مردم عادي حساب کرد.اما جايزه صلح نوبل و عواقب سياسي آن براي يشان و افزوده شدن اعتبار ايشان در جايگاهي که هستند سبب شد که ما يک شخصيت ديگر از ايشان ببينيم. شخصيتي که هرچه به جلو ميرفت محافظه کارتر و ترسوتر و اسلامي تر  ميشد. هرچند بازهم بعد از صلح نوبل انواع و اقسام جوايز مختلف شجاعت و شهامت را گرفت و از بس اين جوايز زياد شد که اين اواخر با گشاده دستي به اين و آن تقديم نمود اما ديگر ما از شيرين عبادي وکالت هيچ فرد گمنامي را نديديم.هرجا که جهان روي پرونده اي زوم ميکرد.هر جا که يکي از شهروندان غربي  بازداشت ميشد يک نفر هم به عنوان وکيل علم ميشد و انهم شيرين عبادي بود. اما جاي تعجب داشت   که او در رابطه با اعدام زنان چون شهلا جاهد و دلارا دارابي و ...هيچ اقدامي انجام نداد. مخصوصا وقتي که رژيم جمهوري اسلامي ۲۴ ساعت قبل از هرکدام اين اعدامها اعلام کرد که حکم را اجرا ميکند ما هيچ اقدامي از سوي ايشان نمي ديديم جز اعلام تاسف، گويي ايشان براي اعلام تاسف دارند فعاليت ميکنند!
استنباطي که از سخنان شيرين عبادي ميشود اين است که ايشان شديدا  بر تمايز زندانيان گمنام با زندانيان مشهورکه رفيق ايشان هم هستند اعتقاد دارند و حقوق بشر ايشان شامل بشرهاي سرشناس مي شود! ايشان ديدند که در قضيه سکينه محمدي آشتياني نام ديگري به نام مينا احدي  نيز به چشم ميخورد که مثل او فکر نميکند و هرجا که کسي در آستانه اعدام است بي انکه بداند مشهور است يا نه  به نجاتش ميرود و  هميشه سايه او را به عنوان يکي از جدي ترين منتقدان فعاليتهايش ميبيند. سکينه  اعدام شد يا نشد خيلي مهم نيست و اگر هم سنگسارو اعدام شد زياد مساله اي نيست چون به هر صورت گناهي انجام داده بود. او ميخواهد فعاليت مينا احدي را لوث کند اما براي اين کار مجبور است سکينه را قرباني کند. فرض کنيد همين مصاحبه را برود و در اتحاديه اروپا انجام دهد و با شهرتي که دارد  نمايندگان حقوق بشر را قانع کند که سکينه را رها کنيد. ببينيد چه اتفاقي مي افتد ؟ به نظر مي رسد فعاليت حقوق بشر براي خانم شيرين عبادي يک مسابقه و رقابت تبديل شده که وقتي ميبيند مثلا مينا احدي  يک کاري انجام ميدهد او ميرود يک مساله ديگر را علم ميکند و حتما به رقيبش فخر هم ميفروشد که کيس شما هيچ اهميتي ندارد. ولي کيس من مهمتر است و بايد فقط روي ان مانور  داد. کاري که مينا احدي هميشه مخالف ان بود. او زماني گفته بود که  هيچ گاه اينجا را ميدان رقابت نمي بيند و اگر کساني هستند که ميتوانند در دفاع از زنان کاري بنمايند خوشحال هم خواهد شد.
فعاليت شيرين عبادي ديگر به جايي رسيده که به  جملات متاسفم و اميدوارم اين طوري نشود و اميدوارم فلاني سنگسار نشود و يا من با اعدام مخالفم تمام ميشودبه اين جملات در همين مصاحبه توجه کنيد "من شخصاً مخالف حكم سنگسار هستم و معتقدم خانم سكينه محمدى پس از اين كه مجازاتش را در زندان متحمل شده، بايد بيرون بيايد. "
شما فرض بگيريد اين حرف را در سال هاي قبل جايزه صلح نوبل و جايزه شجاعت  گفته بود که فقط مخالف سنگسار است و همين مخالفت تنها  براي سکينه و امثال سکينه کافي است آيا يک شاهي هم به او ميدادند؟ تازه ايشان معتقد است سکينه حتما جرمي مرتکب شده و قوه قضائيه هم  بي ربط نمي گويد پس بايد مجازات هم بشود. ولي الان ديگر کار به جايي رسيده هرچه  دوست دارد ميگويد و اسلام  را مدافع حقوق بشر معرفي ميکند. به مراسم دفاع از کسي که مدافع حقوق ازادي بيان است نميرود (ماجراي ترک سالن مراسمي که به کاريکاتوريست دانمارکي جايزه مي دادند) و اشکال شرعي به اين مراسم وارد ميکند. اين هم ازتقسيم بندي شهروندان جامعه و کسي هم جلوي او را نميگيرد که بي بي سي و امثالهم منتظرند ايشان دهنش را باز کند تا ميکروفن را جلويش بگيرند.ماجراي ايشان از اي قرار است که حالا که سرشناس شده و مي تواند نقش مهمتري داشته باشد بايد در قبال اهداف جنبشش که همان جنبش ملي اسلامي ست و دفاع از دين اسلام و احکام آن و حداکثر داشتن حکومتي که زنان را سنگسار نکند وظيفه سنگين تري دارد.

در حاشيه:

کامران جان اين نظر که سکينه و پرونده اش باعث شده ساير جناياتي که در ايران روي مي دهد از نظر پنهان شود منحصر به شيرين عبادي نيست. از جمله اخيرا مطلبي از بابک داد ديدم که چنين نظري داشتند. و معتقدند مثلا خبر آزادي سکينه باعث شده مثلا آلودگي هواي تهران يا زندانيان سياسي  غيره ديده نشوند. البته ايشان بسيار محترمانه نظرشان را بيان مي کنند و مثل خانم عبادي اين پرونده را دست ساز وزارت اطلاعات رژيم نمي دانند.

اما نکته که اينجا بايد به آن اشاره شود اينست که هر کسي اگر فعال عرصه اي هست بايد برود کارش را بکند. گويا در عرصه مبارزه با جمهوري اسلامي اگر کسي پيروزي اي به دست اورد بازار بقيه کساد مي شود. اين نگاه مي تواند نگاهي کاسبکارانه به مبارزه باشد ولي مشکل اصلي اين کاسبکاري نيست!  شيرين عبادي اساسا با مطرح شدن کمپين سکينه از طرف کمونيست ها مشکل دارد از طرفي با احکام اسلامي مشکلي ندارد و نتيجه اش اين مي شود که تو هم شاره کرده اي يعني برايش اينکه کمونيست ها مطرح بشوند مهم تر از حکم سنگسار و اعدام انسان هاست! اما در فضايي که جمهوري اسلامي را رسواي عالم وآدم کرده ايم، در شرايطي که فعاليت هاي عليه سنگسار و عليه اعدام جمهوري اسلامي را در موقعيت ضعيفي قرار داده است اگر کسي واقعا مسئله اش آلودگي هوا و يا زندانيان سياسي ست و غرض و مرض سياسي ندارد و صادقانه هر آنچه در دل دارد را مي گويد از اين موقعيت تضعيف شده رژيم استفاده مي کرد و آرمانش را پيش مي برد. منتها مسئله اينجاست که امثال عبادي مشکل اساسي اي با نظام اسلامي ندارند چرا که ايشان فعال حقوق بشر از نوعي هستند که حقوق بشر ايشان با اسلام منافاتي ندارد.

صورت مسئله و مشکل اين جماعت به همين سر راستي ست: چون جمهوري اسلامي به دليل اجراي احکام وحشيانه سنگسارو اعدام زير ضرب است، چون همه فهميده اند سيستم قضائي و امنيتي آن چطور کار مي کند، چون براي عالم معلوم شده اعتراف گيري چگونه صورت مي گيرد و نه فقط معاوم شده که زير نظر گرفته شده و چون موقعيتش تضعيف شده و نگاه خشم آلود افکار عمومي جهاني و حتي مناسبات سياسي تحت تاثير اين وضعيت است، نمي شود در اين موقعيت براي زندانيان سياسي کاري کرد!

منطق ايشان به همين سادگي ست و البته کمدي بودنش تقصير بنده نيست دليلش نتاقض در خوداين جماعت است. نويد

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: