![]()
هفته گذشته در کشور قرقیزستان شاهد ۴۸ ساعت طوفانی بودیم-البته با پیشینه ای یک ماهه- که مردم این کشور- خصوصا در پایتخت- به خیابانها آمده و با قیامی خیابانی، حکومت را سرنگون کردند.اخبار،عکسها و فیلمهای منتشر شده در مورد این رویداد نشان دهنده حضور و دخالت مردم در امر سرنگونی حکومت است. تظاهرات توده ای، شعار و طرح مطالبات، مقابله با گارد ضدشورش، حمله به صدا و سیما و مقر ریاست جمهوری، از کار انداختن و متلاشی کردن نیروی سرکوب و فراری دادن "قربان بیک باقی اف" تیتر اقدامات مردم قرقیزستان در چند روز گذشته بود.
نکته جالبی که در ایران برای مردم جالب بود و مشخصا در جلسه هفتگی سجک بیان میشد ابراز قدرت مردم و پیروز شدنشان در انداختن حکومت بود. این جنبه برای جوانان بسیار جالب بود و از این مسئله بسیار خوشحال بودند. این اتفاق حتی اختلافات زیادی بین بخشهای مختلف رژیم انداخته بود که باید با این اتفاق چگونه برخورد کنند؟پوشش خبری بدهند و یا ایگنور کنند؟ اما فشار آن روی دوش جمهوری اسلامی مشخص بود.مردم در صحبت های خود در تاکسی و انوبوس،سرکار و در اس.ام.اس ها و اینترنت ابراز شادی میکردند،نیروی مضاعف گرفته بودند و خامنه ای و سران رژیم را به سرنوشتی که سر "باقی اف" آمد، تهدید میکنند و میگویند دیر یا زود این اتفاق در ایران خواهد افتاد. و اینکه مردم باید رهبری داشته باشند که در برنامه و دستورش حمله به ارکان و پایه های حکومت باشد نه اینکه حکم بازدارنده داشته باشند در برابر اعتراض و قیام مردم. مردم در قرقیزستان علیه فقر،بدبختی و محرومیت، علیه نیودن آزادی و زندانی کردن فعالین سیاسی و فساد حکومت بپا خواستند. مردم در آنجا با درآوردن اسلحه و ابزار سرکوب از دست گارضد شورش و بکارگرفتن علیه خودشان، آنها را متواری و متلاشی کردند. با حمله به مراکز مهم و اصلی قدرت حکومت، آنجا را از اختیار شان درآورده و اعلام کردند که این صدا و قدرت مردم است. شباهت زیادی بین رویدادهای ایران و قرقیزستان وجود دارد. و اکثرا وقتی این خیر را میشنوند ایران و قرقیزستان را باهم مقایسه میکنند.
در راستای این موضوع در جلسه، سوالات و نکاتی مطرح شد که من دوست دارم به بعضی از آنها اشاره کنم و در رابطه با آن به چند نکته اشاره کنم.
نکاتی که در رابطه بالا مطرح بود اینکه چرا مردم در قرقیزستان میتوانند اعتراض و قیامشان را پیروز کنند اما در ایران بعد از ۱۰ماه هنوز ما نتوانسته ایم که به این هدف برسیم و اینکه خامنه ای و سران رژیم چرا مثل "باقی اف" فرار نمی کنند؟
من فکر میکنم که آنچه باعث بیروزی مردم در قرقیزستان شده اینست که آنها اعتراض و قیامشان را تا انتها بردند. اینکه به تظاهرات خیابانی صرفا بسنده نکنند و برای از پا انداختن یک حکومت فاسد باید به نقاط قدرتش حمله کرد. باید ارگانهای سرکوبش را از کار انداخت، باید به مراکز تبلیغاتیش مانند صدا وسیما حمله کرد و آن را از دستش درآورد. باید به کاخهای سران حکومت هجوم برد و آنها را دستگیر کرد و یا وادار به فرار کرد. اگر قرار است در برابر حکومتی فاسد و جنایت پیشه و سرکوبگر باایستیم نمیشود صرفا با شعار دادن و تظاهرات های خیابانی روردروشد.چون حکومت ضربه میزند،قربانی میگیرد،زندانی، شکنجه و تجاوز میکند،اعدام میکند تا بتواند جلوی اعتراض و انقلاب مردم را بگیرد. اگر قرار است انقلاب پیروز شود باید جواب گاردضدشورش و سرکوبگران را داد. باید انقلاب را با حمله به پایه های حکومت پیروز کرد.اینکاریست که مردم در قرقیزستان کردند و در ایران ما در تظاهرات ششم دیماه بخشا شاهدش بودیم که اعتراض مردم چنین رنگ و بویی داشت. اینکه در خیابان اسلحه و باتوم گاردیها و نیروی انتظامی را گرفنتد و آنها رامتلاشی کردند. اینکه دستگیرشان کردند و به غلط کردنشان انداختند. اینکه کنترل خیابانها و محلات را کاملا در اختیار گرفتند و نیروهای سرکوبگر را راهی بیمارستان ها کردند. این اقدامات مردم در آن روز بود که سرنگونی این حکومت را پیش چشمها نمایان کرد و حکومت گفت تا سرنگون شدن رفتیم، اما چون مردم تا ته نرفتند،سرنگون نشدیم.در آن روز بود که اسناد محرمانه آماده کردن هواپیما برای فراری دادن خامنه ای و بعضی از سران رژیم به بیرون درز کرد. اگر قرار است که ما شاهد سرنگونی این رژیم باشیم باید راهی را که در قرقیزستان رفتند را برویم و نکته ای هم که در صحبت های مردم ایران در رابطه با قزقیزستان هست اینست که درسی که از این قیام گرفته اند: اینکه باید تا انتها بروند و پیروزی انقلابشان را جشن بگیرند.
مشخصا باید برای این اقدام آماده شد و روزهایی مانند ۱مه-یازده اردیبهشت- روز جهانی کارگر و ۲۲ خرداد را در پیش داریم که ۲روز تعیین کننده و تاریخی در انقلاب جاری مردم خواهند بود که در مطالب بعدی به آن خواهم پرداخت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


