
سیر تحولات در ایران و تغییر موازنه قدرت به نفع مردم و در پس آن شکستن اقتدار پوشالی نظام جمهوری اسلامی در کنار عزم و اراده ای که با تحمل ۳۰ سال ظلم و جنایت حکومت اسلامی در ایران از سوی مردم می رود تا بنیانهای رژیم فریبکار جمهوری اسلامی را فرو ریخته و آحاد مردم را به مطالبات معوقه خود نزدیک کند. حتی چشمان کور مغرض ترین، بی تفاوت ترین و محافظه کارترین تحلیلگران سیاسی و قدرتهای دنیا را که پرده منافع مالیشان مانع از دیدن واقعیات حاکم بر ایران بوده را باز کرده است .
ادبیات سیاستمداران دنیا که تا کنون با مسئله پایمال شدن حقوق بشر ایران آنهم به غیر انسانی ترین وجه آن با مسامحه و چشم پوشی برخورد می کردند تغییر کرده و مقاومت و قیام بی وقفه مردم در هفت ماه گذشته معادلات سیاسی بسیاری از جامعه بین الملل را نسبت به نظام جمهوری اسلامی بر هم زده است، چرا که از داخل ایران امروز ندای مردم آن به گوش می رسد. مردمی که با شکستن مقدسات دروغینی که حکومت نیرنگ و ریا در سی سال گذشته برایشان تحمیل کرده بود می روند تا با یک حرکت عظیم، انقلابی انسانی و بدور از هر رنگ آمیزی ملی، مذهبی و عقیدتی برای خود رقم بزنند.
در این میان اما جریانات سیاسی داخل کشور که در دو دسته شرکای قبلی حکومتی -- که خود کارنامه ای به مراتب سیاه تر از وضع موجود دارند-- و احزاب حاشیه ای و منتقد که هیچگاه به بازی گرفته نشده اند با چشم پوشی بر جنایات وحشیانه جمهوری قتل و شکنجه یا به سهم بیشتر از قدرت فکر می کنند و یا با ملاحظات محافظه کارانه چشم خود را بر این جنایات بسته و سکوت کرده اند همه در جنایات صورت گرفته شریک هستند، یکی کمتر، یکی بیشتر!
هفته پیش با ایمیلی که از سوی یکی از دوستان حزبی سابق خود دریافت کردم متوجه شدم شورای مرکزی حزب ایران سرفراز که من هم با هزار امید به آینده ای انسانی برای ایران از موسسین، شورای مرکزی و دوره ای قائم مقام آن بودم در التماس نامه ای که بعد از فشارهای اطلاعاتی وزارت کشور و کمیسیون ماده ده احزاب در این وزارتخانه برای عدم تمدید مجوز آن در پی خروج من از کشور تنظیم کرده چنین نوشته است که : (ارتباط تشکیلاتی این حزب با نامبرده (بهزاد جوادیان)به علت تخلفات حزبی در پی همکاری وی با احزاب خارجی و معاند نظام در خارج از کشور به استناد مقالات و مطالب پیوست در نشریات معاند راه را برهرگونه تعامل بسته و و همکاری با نامبرده را در جهت اهداف حزبی و سیاسی در چارچوب نظام غیر ممکن کرده است و عملا به تایید شورای مرکزی حزب از ایشان سلب اختیار و عضویت شده است. ...امیدواریم این نامه بتواند به سوالات وزارت کشور پاسخ داده و تصمیم قانونی در خصوص تعیین تکلیف وضعیت وی در هیات موسسین حزب گرفته شده و نسبت به تمدید مجوز اقدام شود.)
اما توصیه من به این دوستان و دیگر احزاب کوچک و بزرگ که با سیاست جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن تحزب و فعالیت سازمان یافته آنان را به موسسات وابسته بی برنامه و بی خاصیت تبدیل کرده است اینست که : عزیزان از یاد نبرید که بزرگترین خیانت ۳۰ سال گذشته به احزاب در دوران ریاست جمهوری خاتمی که به ظاهر دوران طلایی فضای باز سیاسی ایران بود ، با تصویب طرح صدور پروانه فعالیت برای احزاب همراه شد که برای همیشه احزاب را خانه نشین و وابسته به دستگاه حکومتی نمود. طرحی که حتی در خلاف قانون اساسی متناقض نظام جمهوری اسلامی حد اقل حق فعالیت آزاد و غیر وابسته را از احزاب گرفت و داستان قدیمی خودی و غیر خودی را در تایید و صدور مجوز های حزبی به تصویب رساند .
همه شما می دانید که حق ابراز عقیده سیاسی به عنوان حق مسلم افراد و گروهها در جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده و این امر این اواخر که نظام خود را در پرتگاه سقوط همیشگی می بیند شدید تر شده است. بنابراین وقتی در دولت خاتمی چنین خیانتی به احزاب شد از دولت سرا پا جنایتکار و غیر انسانی احمدی نژاد که فقط مجری فرمان ولایت فقیه در نظام جهل و جنایت است چه انتظاری دارید؟
شما که در داخل کشور و در ارتباط مستقیم با خواسته ها و مطالبات مردم هستید باید بکوشید خود را در مسیر این مطالبات قرار دهید. امروز پشت کردن به خواسته های مردم که پس از سه دهه تحمل فقر و بدبختی ، بی حقوقی و نابرابری ، تبعیض و سرکوب ، شکنجه و زندان و اعدام که در پس هر اعتراض سعی در تغییر و اصرار بر رسیدن به حق خود را دارند برایتان مسئولیت بزرگی را ایجاد می کند که در فردای ایران باید پاسخگوی آن باشید و قطعا نخواهید توانست از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کنید.
شکی نیست که شما هم مطالبات مردم را در خواسته های آنان ، در شعارها ، در رویگردانی از سیطره حکومت مذهبی در امور زندگیشان و در مکالمات روزمره مردم در کوچه و بازار شنیده اید و اگر با آنان نیستید تا یک بار برای همیشه به این جنایات پایان دهید شاید دل در گرو تغییر و اصلاح امور همین حکومت دارید! ولی به خاطر داشته باشید که دستگاه اطلاعاتی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را خواهد کرد که این انقلاب و جنبش عظیم مردمی را به تاخیر بیندازد و بی تفاوتی احزاب و وگروههای سیاسی در داخل کشور یکی از عوامل مهم این تاخیر به شمار می رود بنابراین نقش تاریخی احزاب در این برهه نه نظاره گر بودن و نه آب به آسیاب دشمن مردم ریختن و نشان دادن سر سپردگی به روشی مثل رویه حزب ایران سرفراز بلکه همراهی و حتی هدایت و رهبری خواسته های بر حق مردم است .
دوستان گرامی تجربه تاسیس باشگاه احزاب در مقابله با احزاب دولت در در سال ۸۷ و توطئه وزارت کشور در فروپاشی این حرکت در همان بدو تولد آن یکی از تجربیاتی است که تکلیف سیاسی شما را برای همیشه با نظام جمهوری اسلامی روشن کرده است بنابراین از خط مصالحه و امید به مشارکت در قدرت سیاسی دست بردارید و به صف مبارزات مردم بپیوندید.
اما چند جملی ای خطاب به دوستان سابقم در حزب ایران سرفراز: بدانید آنچه شما به عنوان یک اتهام برای من به آن اشاره کرده و سعی دارید به این وسیله وابستگی خود را به دستگاه فاسد حکومتی نشان دهید برای من افتخاری بی پایان است، چرا که امروز دشمنی و معاند بودن با رژیمی که سر تا پا جنایت است و بوی تعفن اقدامات وحشیانه و ضد بشری آن تمام دنیا را فرا گرفته است اگر در مقابل آن نباشی لاجرم همراه آنی و من نیز با افتخار می گویم که مانعد نظام جمهوری اسلامی بوده و خواهم بود تا زمانی که طومار ننگین آن را بسته ببینم.
| بعدی > |
|---|

