
پایه گذاران دستگاه های اطلاعاتی
در ادامه مقاله علی دروازه غاری بنام" آقای گنجي، آن گنجی که يافت می نشود، آنم آرزوست" سوابق تعدادی از همراهان اکبر گنجی آمده است که همگی پس از سالها شرکت در دوایر امنیتی رژیم و کشتار و اعدام انقلابیون و مخالفین، به صف اصلاح طلبان دولتی پیوستند. نکته قابل توجه افشاگری این مقاله در این نکته نهفته است که بخشی از سالهایی که جماعت اصلاح طلبان تلاش میکنند بر ان خاک فراموشی بپاشند، مجددا به زیر نورافکن اورده شده است. سالهایی که در مورد ان سکوت میشود، سالهایی که این جماعت مشغول "خدمت" در ارگانهای سرکوب بودند و امروز منکر آن شده اند. اسامی زیر بخشی از "یاران" اکبر گنجی است که از مهر ه های بنام در پایه گذاری سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ، بوده اند.
" آقای گنجی بگذارید بعضی از بچه محل ها یتا ن را از نازی آباد و سیزده آبان معرفی کنیم و نشان بدهیم که شما کجا ایستاده بودید:
عمادالدين باقي متولد ۵ ارديبهشت ۱۳۴۱ عضو انجمن حجتيه، انجمن اسلامي گروههاي جنوب تهران كه پايگاه اوليه آن در "مسجد هرندي دروازه غار" بود را راه اندازي كرد. خطبه عقد ش را حضرت امام جاري كردند. امام خميني وكيل زن عمادالدين و آيت الله توسلي وكيل عمادالدين باقي در اجراي خطبه عقد شدند. این مساله از اینجا مهم هست که آقای باقی در اواسط سال ۱۳۵۹ در كنار تدريس در آموزش و پرورش (۱۸ سالشان هست) به سپاه پاسداران پيوست و ابتدا به كمك تعدادي از همكاران سپاهي خود يكي از مناطق فرهنگي سپاه در تهران را تأسيس و كلاسهاي آموزشي برپا كردند كه بيشتر دوستان و همكارانش در اين منطقه فرهنگي به شهادت رسيدند. سپس او به دفتر سياسي سپاه پاسداران رفت و در بخش خارجي اين دفتر مسئوليت اخبار و تحليل اروپا و آمريكا را بر عهده داشت.در اثر عكس العمل هاي تندي كه يكي از مقامات بلند پايه سپاه در آن زمان عليه مقالات حزب قاعدين داشت كه معروف به نوعي جانبداري از انجمن حجتيه بود ناگزير از استعفا دادن از سپاه در سال ۱۳۶۳ شد. هر کسی که گذارش به کمیته هرندی افتاده باشد هیچگاه فراموش نمیکند که چه انسانهای پستی آن جا کمیته چی بودند.
عبدالله رمضان زاده فرزند دوم یک خانوادهٔ هشت نفری از والدینی کرد است که در سال ۱۳۴۰ در شهرستان گچساران به دنیا آمد. پس از تولد به همراه خانواده به شهرستان بیجار، محل زندگی پدری خویش، بازگشت. در سال ۱۳۴۹ به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند و در محله سیزده آبان در مجاورت شهر ری سکنی گزیدند. هنگام ورود خمینی به تهران از محافظین او بود. رمضان زاده در سال ۱۳۵۹ از دبیرستان هدف دیپلم ریاضی خود را گرفت. وی در سال ۱۳۶۱ پس از اتمام دوره سربازی که مصادف با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی بود، در کنکور آن سال نمره عملی پذیرش در دانشگاه امام صادق را کسب کرد. و به سبب شرایط زمانی بعد از انقلاب اسلامی و دغدغههای مذهبی و انقلابی در رشته علوم سیاسی به عنوان اولین دوره دانشجویی وارد دانشگاه امام صادق شد. وی مدرک لیسانس و فوق لیسانس خود را از دانشگاه امام صادق کسب کرد. رمضان زاده از شاگردان آیت الله مهدوی کنی محسوب میشود. برای ادامه تحصیل به کشور بلژیک اعزام شد و توانست طی مدت چهار سال مدرک دکتری خود را از دانشگاه لوون (Katholieke Universiteit Leuven) کسب کند. در سال ۱۳۶۱ کنکوری برگزار نشد، افراد دست چین شده بودند. لازم به تذ کر هست که "رمضان زاده" مورد سوء قصد یک تیم از طرف سازمان مجاهدین قرار گرفت اما جان سالم به در برد.
محمد شریعتمداری وزیر بازرگانی در دولت دوم محمد خاتمی بوده است. وی عضو جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی و از حامیان محمد محمدی ری شهری در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ بود. ایشان در سالهای اولیه انقلاب از اعضای ارشد وزارت اطلاعات بوده اند. محمد شريعتمداري هنگام تأسيس وزارت اطلاعات پي ريزي وزارت و جذب نيرو و ايجاد ارگانهاي اطلاعاتي زير مجموعه وزارت را عهده دار شد. در اين مجموعه كسي هم چون سعيد حجاريان طراح قانون تأسيس وزارت سمت سرپرستي را داشت. او و شاهچراغي كه بعدها سرپرست كيهان و بعد هواپيمائي شد و در يك سانحة هوائي مشكوك به قتل رسيد، احمد پورنجاتي و اصغر حجازي (قمر وزير ولي فقيه و مسئول اطلاعات ويژه) محمدي گلپايگاني رئيس دفتر خامنه ای، مديران ارشد وزارت اطلاعات بودند.
تقی محمدی بچه نازی آباد و یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. سازمانی که حجاریان، بهزاد نبوی، محسنآرمین، مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده، محمدباقر ذوالقدر، احمد توکلی و ... از بنیانگذاران آن بودند. وی همچنین یکی از اعضای اولیه دفتر اطلاعات نخست وزیری بود. ریاست این دفتر در آن دوران با خسرو تهرانی مشاور امنیتی خاتمی بود و سعید حجاریان مسئولیت بخش خارجی و ضد جاسوسی آن را به عهده داشت. تقی محمدی یکی از همراهان سعید حجاریان بود، او و دیگر مهرههای اطلاعاتی و امنیتی رژیم به خوبی وی را میشناسند.
تقی محمدی هیچ گاه مخالف رژیم نبود و هیچ گاه به جرگه مخالفان رژیم آن گونه که دستگاه های تبلیغاتی رژیم این روزها در بوق کردهاند نپیوست. وی در سال ۶۴ در حالی دستگیر شد که کاردار دولت جمهوری اسلامی در افغانستان بود. با توجه به نقش مخرب دولت جمهوری اسلامی در افغانستان و حمایت از نبرد جنگجویان بنیادگرا علیه دولت نجیبالله، میتوان به نقش حساس وی در رژیم پی برد.
در سال ۶۴ ابتدا با دستگیری تقی محمدی شروع کردند و سپس به خسرو تهرانی و بهزاد نبوی رسیدند. هر دوی آنها مدتی در اوین آب خنک خوردند و عاقبت تقی محمدی که شدیدا تحت فشار قرار گرفته بود در سلول انفرادی دست به خودکشی زد . به دنبال این واقعه به دستور خمینی ، پرونده مختومه شد. ضمناً برخی خودکشی او را در زندان که به دنبال شکنجه های طاقت فرسا [توسط تیم لاجوردی ] روی داده ، زیر سئوال می برند .
سعید حجاریان (متولد ۱۳۳۳ هجری شمسی-۱۹۵۴ میلادی) که دارای سوابق امنیتی و اطلاعاتی بود و جزو موسسین وزارت اطلاعات به حساب میآید، پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ در نخستین انتخابات شورای اسلامی شهر تهران به عنوان نایب رییس به این شورا راه یافت و در عین حال سمت مشاور سیاسی رییس جمهور وقت را نیز بر عهده داشت. همچنین مدتی نیز ریاست سازمان مطالعات استراتژیک در طی سالهای دهه ۷۰ را بر عهده داشت. سعید حجاریان در مورد خودش مدعی هست که: " من آدم تئوريكي بودم".
حجاريان رفيق نزديک تقي محمدي کاردار ايران در افغانستان بوده است. تقي محمدي در رابطه با بمب گذاري در ساختمان نخست وزيري دستگير شد. تا شروع به بازکردن پرونده کرد، جنازه او را کف سلول ديدند. بعد از مرگ محمدي پرونده ادامه پيدا نکرد. اگر او کشته نميشد نفر بعدي بايد "سعيد مظفري" (حجاريان) را ميگرفتند چون با هم بودند. حجاريان در دفتر اطلاعات نخست وزيري در سمت معاون خسرو تهراني در امور ضد جاسوسي فعاليت نموده است و در تاسيس وزارت اطلاعات نقش اساسي داشته است و در دوران وزارت ري شهري مديرکل آن وزارتخانه بود.حجاريان پس از دولت "ميرحسين موسوي" به تدريج خود را از وزارت اطلاعات جدا ساخته و به مرکز تحقيقات استراتژيک رياست جمهوري پيوست که موسوي خوئينيها رئيس آنجا بود. وي در آنجا به سمت معاون سياسي موسوي خوئينيها منصوب شد. علي رغم اينکه حجاريان در مصاحبههاي خود اعلام مي کند دليل خروجش از وزارت اطلاعات، علاقمندي به کار در رياست جمهوري بوده است اما علت خروج حجاريان از وزارت اطلاعات مخالفت وي با سپردن وزارت اطلاعات به علي فلاحيان بود.
عباس عبدي متولد ۱۳۳۵ در محله دولاب تهران، بزرگ شده در محله نازيآباد تهران در كنار سعيد حجاريان است. همکلاس دوران کودکي و همفکر دوران نوجواني كه بعدها در اطلاعات نخست وزيري در كنار خسرو تهراني همکارش گرديد. در سال ۱۳۵۳ وارد دانشكده پلي تكنيك تهران (دانشگاه اميركبير كنوني) شد و در سال ۱۳۶۳ در رشته مهندسي پليمر فارغالتحصيل شد. از دانشجوياني است كه در تصرفسفارت امریکا نقش فعال داشت. عبدي هرچند به عنوان سخنگوي دانشجويان اشغال كننده سفارت ظاهر شد اما در واقع به لحاظ تشكيلاتي عضو شوراي بازو بود. به گفته «دكتر پور يزدان پرست» از دانشجويان خط امامي شوراي مركزي دانشجويان عبارت بودند از: اصغرزاده، رضا سيف اللهي، محسن ميردامادي، حبيب الله بيطرف و رحيم باطبي. بعد از اين شوراي مركزي، شوراي بازو بود. ( سايت مركز انقلاب اسلامي۱۱ آبان ۱۳۸۵) به دعوت دوستان عباس عبدي به دفتر اطلاعات نخست وزيري در بخش بررسي روابط خارجي آمد. اين قسمت بعدها به طور كامل به وزارت اطلاعات منتقل شد و مدت كمي را در آن وزارتخانه و در اداره بررسي اطلاعات كشورهاي همسايه فعاليت كرد.
عبدي دربخش اطلاعات خارجي نهاد اطلاعات نخست وزيري مشغول به كار شد و در زمان دادستاني موسوي خوئينيها عبدي سمت معاونت سياسي او را داشت. به همين دليل از آمران اصلي قتل عام سياه سال۶۷ شناخته شده است. در سالهاي بعد عبدي به اصلاح طلبي روي آورد وبه روزنامه نگاري پرداخت. اوعلاوه بر روزنامه سلام در روزنامه هايي از قبيل بهار، صبح امروز، مشاركت، نوروز، راه نو مقاله مي نوشت و به خاطر اختلاف نظرهايش با بخشهايي از هيأت حاكمه چند بار دستگير شده و به زندان افتاد. عبدي عضو مؤسس، شوراي مركزي و دفتر سياسي جبهه مشاركت و نويسنده سه بيانيه اين حزب در کنگره هاي اول تا سوم بوده است.
(براي اطلاعات بيشتر از فعاليتهاي عبدي مراجعه شود به مقاله يكي از پنج روزنامه نگار برتر سال ۸۵ نوشته مازيار رادمنش، ۱۷ارديبهشت ۸۶، در سايت اينترنتي روز آن لاين)
خسرو قنبری معروف به خسرو تهرانی (زاده ۱۳۳۳) مقام اطلاعاتی و کارشناس امنیتی ایرانی است. او رئیس دفتر اطلاعات نخست وزیری (نهادی که به وزارت اطلاعات تبدیل شد) و مشاور امنیتی سید محمد خاتمی بودهاست. تهرانی پیش از انقلاب از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود و یکی از مقاماتی بود که پس از انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به دست داشتن در این حادثه متهم گردیدند و حتی مدتی نیز زندانی شد. تهرانی فوق لیسانس علوم سیاسی خود را از دانشگاه امام صادق دریافت کرده، پایان نامه او «ساخت روانی و جامعهشناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» نام داشت و سابقه تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران را دارد
"محمد علی رحیمی" ، متولد سالهای ۱۳۳۵-۱۳۳۷، قبل از انقلاب کمی مذهبی و گاها طرفدار "حزب پان ایرانیست" به رهبری "محسن پزشک پور" بود. در مرکز رفاه خانواده ۱۳ آبان تایپ کردن را به خانمها یاد میداد. ازآنجایی که درکوچه ی فروردین مینشستند با مسجد "امام رضا" میا نه خوبی داشت. در همان مسجد با "عباس دوز دوزانی" آشنا شد. نمیدانم که "محمد علی" بعد از انقلاب چه کاره بود ولی خوب میدانم که تحصیلات دانشگاهی نداشت. در پاکستان مسوًل فرهنگی یا دیپلمات ایران بود و در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) در پاکستان ترور شد. (در سال ۱۹۹۰ تعداد کشته شدگان جنگهای شیعه و سنی و قومی در آن منطقه به حدود ۲۰۰ نفر رسید. حکومت ایران شدیدا در آن منطقه فعال بود.
اسامی زیادی هم مانند "عزیز رجب زاده" فرماندهٔ کنونی پلیس تهران یا برادرش "فوری"(Foori)، که توسط زنش به قتل رسید هست که فعلا از باز گو کردن آن خود داری خواهم کرد ولی در شرایط دیگری اگر احتیاج بود نام آنها را در پیشگاه مردمم باز خواهم گفت. اما نمونه های فوق صرفاً نشان دهنده انست که آقای اکبر گنجی، حجاریان، عباس عبدی، محمد علی رحیمی همه از سران بالای اطلاعات رژیم بودند. سوال اینست که شما که در سالهای ۱۳۵۸-۶۳ در ردهٔ بالای رژیم بودید چه اطلاعاتی را دارید که امروزه بعد از ۳۰ سال هنوز آنرا "خلاف مصالح" میدانید؟ محمد علی رحیمی مسول فرهنگی در پاکستان بود، گنجی در ترکیه و آقای عمادالدين باقی به قول خودشان مسئول دفتر بخش خارجي سياسي سپاه پاسداران و مسئول اخبار و تحليل اروپا و آمريكا و سعید حجاریان جزو موسسین وزارت اطلاعات به حساب میآید. این امر از این جهت مهم هست که اینان نه تنها رتبههای بالایی داشته اند بلکه انبار اطلاعاتی هم هستند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|

