
حقوق بشر اسلامی! این که آیا چنین موجودی یا چنین پدیده ای در جهان وجود دارد یا نه بحث مفصل و زیادی نمی طلبد. البته بعضی ها معتقدند که وجود خارجی دارد ولی واقعیت نشان داده که چنین پدیده ای وجود خارجی ندارد. حقوق بشر از نوع اسلامی یا اینکه اسلام با حقوق بشر منافاتی ندارد بحث هایی هستند که عده ای از جمله خانم عبادی مطرح می کنند و امثال محمدجواد لاریجانی نهادش را درست می کنند!
این هفته یکی از خبرهای مربوطه در این زمینه این بود که جمهوری اسلامی درخواست عضویت در شورای حقوق بشر را پس گرفت. به این موضوع بیشتر می پردازیم ولی این اتفاق تا همین جا یک پیروزی برای مردم دنیا و به خصوص مردم ایران محسوب می شود. این که حکومتی مثل جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل باشد مایه ننگ بشریت است و تهدیدی ست برای حقوق بشر در کل دنیا. چرا که جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت ضد انسان یک وزنه بسیار مهم و سنگین در پایمال شدن حقوق انسانی محسوب می شود و حضورش در هر جایی باعث پایمال شدن حقوق بشر و تهدیدی برای آن محسوب می شود. درست مثل وزنه ای سنگین که روی صفحه پلاستیکی قابل ارتجاعی قرار بگیرد، اطراف خود را تا جایی که بشود با خود فرو می برد و امکان پارگی صفحه هم منتفی نیست، مثل سیاه چاله ای که فضای اطراف خود را منحنی می کند و همه چیز را نابود می کند. در واقع این سیاه چاله جمهوری اسلامی ست و آن صفحه نازک که احتمال پارگی اش هست وضعیت حقوق بشر در دنیاست که زیر تیغ سرمایه و سیاست های ارتجاعی دول غربی و حضور جمهوری اسلامی و جنگ بین این دو قطب هر آن امکان پارگی اش هست. شنود تلفن ها و مکالمات و مکاتبات در کشورهای غربی از جمله پارگی هاییست که در جنگ بین دو قطب تروریستی اسلامی و نظامی غربی به صفحه نازک حقوق بشر نیم بند موجود عارض شده است. این البته یکی از مثال ها ست. مثال معروف دیگر سیاست مالتی کالچرالیسم یا همان نسبیت فرهنگی ست که می گوید مردم کشورهای اسلام زده خودشان قوانینی مثل قصاص و سنگسار و تمکین زنان به مردان و حجاب و غیره را می خواهند و هر کجای دنیا که باشند باید همان قوانین بهشان اعمال شود و اگر در آلمان و یا سوئد مردی زنش را کتک زد باید طبق قوانین مبین اسلام با او برخورد شود که نتیجه اش تمکین زن و کتک خوردن بیشتر او در سوئد و آلمان است.
بر گردیم به موضوع اول یعنی پس گرفتن درخواست عضویت ایران در شورای حقوق بشر. از جمله معترضان به عضویت ایران در این شورا شیرین عبادیست که ذکرش بالاتر رفت ولی دلیل ایشان برای مخالفتش اینست که حکومت ایران را متوجه عملکرد نادرست خودش بکند! به این می گویند دایه دلسوزتر از مادر. مثل یک مادر دلسوز که می خواهد فرزندش را تربیت کند و او را متوجه اشتباهش بکند رفتار می کنند ایشان. گویا سران جمهوری اسلامی متوجه نیستند، گویا اگر متوجه هم بشوند آن وقت معجزه ای روی می دهد و ایران دوباره همان مهد حقوق بشر با لوحه های گلی منشور مانند می شود!
همه می دانیم علت اصلی پس گرفتن درخواست عضویت ایران در این شورا این ست که امروز فضای عمومی جهانی بر علیه جانیان اسلامی ست. تمام رفتار و کردار این جانوران زیر نظر مردم دنیاست. حتی مسخره ترین حرفشان هم که "بد حجابی" را عامل زلزله اعلام کردند هم دیدیم که چه عکس العملی در دنیا به وجود آورد و آکسیون های متعددی در فیس بوک و خیابان ها به راه افتاد تا به آنها نشان دهند زن ها عامل مصیبت و بلا نیستند. در چنین فضایی هیچ کس نمی تواند طرفدار عضویت جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر باشد. هر قدر هم دلسوز نظام اسلامی باشد.
اما جمهوری اسلامی بعد از این شکست از دهان محمد جوادش اعلام کرده است که ایران پرچم دار حقوق بشر است. ایشان اعلام کرده به همین منظور یک ستادی در قوه قضائیه درست شده که ایشان یعنی محمد جواد لاریجانی رئیس ستاد حقوق بشر است و وزرای امور خارجه، کشور، اطلاعات، دادگستری و ارشاد، فرمانده نیروی انتظامی، رئیس سازمان زندان ها و تعدادی از قضات ارشد در آن عضویت دارند تنها مرجع رسمی رسیدگی به امور حقوق بشری در حکومت اسلامی ست. فکرش را بکنید، پلیس و زندان و وزارت اطلاعات و وزارت کشور و وزارت تروریسم بین المللی(خارجه) که خود در راس پایمال کنندگان حقوق بشر هستند و همه اتهامات به سوی آنها نشانه رفته و به عنوان بازوهای اجرایی نقض حقوق بشر عمل می کنند ستادی را تشکیل داده اند تا حقوق بشر را پاسداری کنند. اینها در واقع جنایات خود را می خواهند مستمالی کنند! این ستاد و ادعای محمد جواد را لازم نیست خیلی به زبان آدمی زادی ترجمه کنیم. دستگیری تعداد زیادی از فعالین حقوق بشر، دستگیری ده ها و صدها دانشجو و فعال حقوق زنان و فعالین حقوق کودک و کارگر و مردم عادی توسط نهادهای عضو ستاد حقوق بشر معنی این حرف را در عمل جمهوری اسلامی نشان داده است. حقوق بشر نوع اسلامی در بیانیه موجودیتش از دهان رئیس اش اعلام می کند این ستاد "تنها مرجع رسمی کشور در فعالیت های حقوق بشری" است. یعنی بقیه باید خفه شوند! این ستاد در اولین قدم آزادی بیان و فعالیت سایرین را ممنوع اعلام می کند و اعضای محترمش بازوهای اجرائی این فرمان عادلانه ستاد هستند، یعنی خفه کردن سایرین!
خلاصه اینکه به زعم امثال شیرین عبادی نه تنها اسلام با حقوق بشر سازگار نیست، نه تنها جمهوری اسلامی پرچم دار حقوق بشر نیست، بلکه برای حق حیات، این پایه ای ترین حق هر انسانی باید جمهوری اسلامی را سرنگون کرد. حکومتی که ستاد حقوق بشرش خود را تنها مرجع رسمی می داند یعنی برای کوچکترین حقوق انسانی ای باید هر چه زود تر سرنگون بشود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


