جوانان کمونیست

نويد مينائي: فيس بوک" چرا خيلي از "سبز" ها در قبال روز جهاني زن سکوت کرده اند؟

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

facebook_logo

طبعا چون به ۸ مارس روز جهاني زن نزديک مي شويم بحث هاي داغي حول ۸ مارس در مي گيرد و يا حتي نمي گيرد. اين مهم است که در بعضي جاها بحثي حول ۸ مارس و حقوق زن صورت نمي گيرد و حتي در مقابل اين مقوله ها مقاومت هم مي شود. در اکانت "افسانه وحدت" پستي بود که با همه کوتاهي آن بحث هاي داغي را دامن زد.

" چرا خيلي از "سبز" ها در قبال ۸ مارس، ۱۷ اسفند، روز جهاني زن سکوت کرده اند؟ آيا مثل جمهوري اسلامي ضد زن و مرد سالار هستند؟ آيا نفعي در تبعيض جنسي، حجاب و بردگي زن دارند؟ بايد پاسخ دهند" اين کل پست مورد نظر است که ده ها کامنت و بحث هاي داغي را دامن زد.

کامنت هاي زيادي رد و بدل شده و خيلي از آنها بر سر اين نکته که موسوي و کروبي و امثالهم که از سران سبز هستند خودشان طرفدار بردگي زن و حجاب هستند و نظراتشان در اين زمينه با نظرات حکومت يکي ست و براي حقوق زن ارزشي قائلند نيستند. خودشان در پرونده شان سياه ترين روزها را ساخته اند و براي زنان و مردم نمي توانند پيام آور آزادي و برابري باشند.

در ادامه اما بحثي حول اينکه آزادي پوشش خيلي مهم نيست و زنان مسائل مهم تري دارند مطرح شده است. اکانتي به نام محسن کلواني در اين بحث به اين موضوع اشاره کرده که بايد براي آزادي به دور از خشونت انقلابي  مبارزه کرد. بايد اول به آزادي رسيد و بعد در اين آزادي و دموکراسي آزادي زن هم هست. در مطلب هفته پيش به نام "آزادي زن؟ بعدا!" به اين ادعا جواب داده ام ولي اينجا مختصرا به جنبه هاي ديگر و عملي تر اين ادعا اشاره مي کنم.

اين که اول آزادي را به دست بياوريم و دموکراسي را و آن موقع حقوق زن هم در اين آزادي نهفته است هدف مشخصي را دنبال مي کند. نکته اي که در اين سياست ها نهفته است در راه حلي که ارائه مي دهند هم نهفته است. راه پيشنهادي اين خط و سياست مثلا رفراندوم است و در جايي ديگر اصلاحات و هميشه از انقلاب با بدي نام مي برند "خشونت انقلابي"، "هزينه هاي سنگين انقلاب" و غيره. اين ها همه جهت هاي ضد انقلابي هستند که مهم ترين هدفشان کند کردن مبارزه مردم و نابودي جبهه هاي مبارزه مردم است. ما بايد اول آزادي به دست بياوريم و بعد به حقوق زن هم مي رسيم! گويا مبارزه براي آزادي در خلاء امکان پذير است. گويا آزادي مقوله اي مجرد است که مي شود "کلا" آن را به دست اورد! و وقتي به دستش آوري اجزائش را هم به ما مي دهند مثل يک پکيج!

اين جهت گيري و سياست مي خواهد جبهه مبارزه براي آزادي زن را نابود کند و براي همين در غير ضروري بودنش و حتي خطرناک بودنش بحث مي کند. اين ها گويا در دنياي واقعي زندگي نمي کنند و لزوم مبارزه تن به تن و نبرد تاريخي بشريت براي کسب ابتدائي ترين حقوقشان را در طول تاريخ نديده اند. در هر کجاي دنيا از اروپا و آمريکا تا ايران هر حقي توسط مردم گرفته شده است حاصل مبارزه تن به تن و جانانه مردم با حکومت ها در همان زمينه مشخص بوده است. گويا مثلا در اروپا دموکراسي و آزادي آمد و بعد حقوق زن هم خود به خود آمد. در حاليکه مي دانيم زنان براي داشتن حقوق برابر با مردان مشخصا در همين جبهه جنگيده اند و حق راي و حق آزادي پوشش را با مبارزات طولاني و جانانه شان گرفته اند. اين پروسه هاي خيالي که آزادي بيايد(آن هم با من بميرم تو بميري! و رفراندوم و اصلاحات) و حقوق زن هم مي آيد صرفا براي کم کردن نقش زنان در انقلاب جاري و براي خانه نشين کردن آنان طرح مي شود و ادامه همين فرهنگ و قوانين ضد زن اسلامي ست که در قالب شعارهاي پوچ "آزادي بيايد" طرح مي شود.

اينجا لازم است دوباره به اهميت مسئله حجاب و نقش آن در مبارزه و در طرف مقابل جايگاهش براي جمهوري اسلامي اشاره اي بکنبم. حجاب و مشخصا حجاب زنان شاخص و سمبل جمهوري اسلامي ست که حکومت تحت هيچ شرايطي حاضر به مسالحه بر سر آن نيست، ممکن است در اثر مبارزات مردم احکام اعدامي را لغو کند يا به تعويق بياندازد ولي بر سر حجاب يک قدم عقب نشيني نمي کند. چرا که هويت اسلامي اش به آن گره خورده و براي سرکوب جامعه از نان شب برايش واجب تر است. حکومت مي داند آزادي حجاب يعني آزادي خيلي چيزهاي ديگر و با آزادي حجاب راه رسيدن به آزادي هاي ديگر در جامعه بسيار هموار مي شود. مي داند آزادي حجاب يا بي حجابي يعني اينکه نمي تواند زنان يعني نيمي از جامعه را به ساده ترين شکلي سرکوب کند و مهم ترين ابزارش را از دست مي دهد. در زمينه ديگر هم حجاب براي جمهوري اسلامي نشانه قدر قدرتي آن در مقابل خواست هاي سکولاريستي در جامعه است و اين جايگاه ويژه اي به آن در ميان نيروهاي اسلامي منطقه مي دهد و از لغو حجاب به معني نابودي موقعيت رژيم ميان نيروهاي ترويستي اسلامي مثل حماس و حزب الله و غيره است.

از طرفي آزادي پوشش براي انسان امروز يکي از اساسي تيرين و بديهي ترين آزادي هاست، جزئي از آزادي بيان است که امروز مردم و در راس آنان طبقه کارگر براي آن جنگيده و وجب به وجب اين جبهه را تسخير کرده است و امروز جزئي از آزادي هاي بديهي و تثبيت شده انسانيت است که جمهوري اسلامي دقيقا به خاطر ماهيت ضد انسانيش با تمام قوا در مقابل آن ايستاده است. به همين جهت هم براي رسيدن به بديهي ترين آزاديهاي انساني و هم براي به زير کشيدن سمبل ضديت با انسان و زن مبارزه عليه حجاب و برداشتن حجاب در اين روزهاي انقلابي از اهميت بسيار ويژه اي برخوردار است.

 

مقالات رسیده

Bookmark and Share شما اینجا هستید: