جوانان کمونیست

نوید مینائی: حق زن؟ بعدا!

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

navid-m-web

از روزهای آغازین انقلاب جاری در خرداد ماه امسال نقش زنان و دختران در انقلاب و تحولات بسیار برجسته بود. حضور گسترده و تعرضی شان در تظاهرات ها، کوتاه نیامدنشان از حضور در هر جا و هر تظاهراتی علیرغم همه تهدید ها و جنایاتی که رژیم ضد زن اسلامی انجام می داد و اخبارش که از همان روزهای اول به بیرون درز کرده بود، همه نشان می دادند یکی از ویژگی های منحصر به فرد این انقلاب زنانه بودن آن است. زنانه بودن به این معنی که مطالبات زنان و ظلم ستم بی پایانی که در این ۳۱ سال به انان شده یکی از موتورهای محرک انقلاب است.

وضعیت زنان و ستم بی پایانی که در جمهوری اسلامی به آنان شده است، داستان غم انگیزی ست که همه می دانیم، شهروند درجه ۲ مودبانه ترین و کمترین تحقیری ست که وضعیت زنان را توصیف می کرد. در این جا هم نمی خواهیم به این مظالم بپردازیم.

در این نوشته بیشتر می خواهیم به این موضوع بپردازیم که علیرغم نقش برجسته و تاثیر گذاری عظیم زنان در انقلاب و اعتراضات جاری هنوز عده ای طرح مسائل زنان مثل حجاب و غیره را برای اعتراضات غیر ضروری، زود رس و فرعی می دانند. هنوز هم عده ای می گویند مطالبات زنان فرعی ست و مثلا دموکراسی و اتحاد مهم است. گویا اتحاد تناقضی با حق زن دارد! و وقتی به دموکراسی رسیدیم مسائل متعدد زنان هم مثل حجاب و حق طلاق و غیره حل می شودو امروز نباید از لغو حجاب که مشخص ترین تحقیر و توهین و تضییع حقوق اولیه زنان است حرفی بزنیم یا بخواهیم آن را عملی کنیم، و همه این هجمه ها به بی حجابی و حق زن در آستانه ۸ مارس (۱۷ اسفند)روز جهانی زن صورت می گیرد و اتفاقا در این روزها برجسته تر می شود!

گویا این ادعا ظاهر خیلی منطقی هم دارد، ولی پشت آن شارلاتایسم سیاسی گندیده ای نهفته است. سیاستی که هنوز هم می خواهد زنان را از صحنه به در کند، یا حد اکثر اگر نمی تواند از صحنه بیرونشان کند می خواهد مطالباتشان مطرح نشود. می خواهد بگوید زن و خواسته هایش همچنان درجه دو هستند و انشاء الله بعدا رسیدگی می کنیم!حضور پر رنگ زنان و دختران در تظاهرات ها، شکستن دیوارهای جداسازی جنسیتی، و ضد مذهبی بودن فوق العاده اعتراضات زنگ خطری برای این جماعت است. ضدیت با مذهب و همه این مشخصات بالا را امروز در ایران بیش از هر کسی زنان نمایندگی می کنند. زنانی که از مذهب و جداسازی جنیستی به جز تحقیر و سرکوب و بی حقوقی و نابرابری ندیده اند.۳۱ سال حقشان پایمال شد و به هیچ گرفته شدند و در بهترین حالت ها در ردیف اولویت های اخر قرار گرفتند و امروز هم همچنان بعضی ها پیدا می شوند که می گویند مسائل زنان بعدا طرح و حل می شود فعلا چیزهای مهمتری هست!

اما آیا این که می گویند وقتی دموکراسی بیاید حقوق زنان هم می آید درست است؟ چرا می گویم شارلاتانیسم سیاسی ست؟ اگر این خط و سیاست بر مبارزات و اعتراضات غالب بشود، اگر چنین تفکری که، حالا وقت طرح مطالبات زنان نیست، زنان به همین حجاب و تحقیر اسلامی تن بدهند تا فردا ببینیم چه می شود دست بالا بگیرد و در جامعه پذیرفته شود، خیل عظیم زنان و دخترانی که بعد از ۳۱ سال که تحت همین سیاست ها از طرف حکومت بوده اند، عرصه را خالی می کنند. زنان می دانند وقتی از همان روز اول چنین برخوردی بشود و چنین سیاسیتی در پیش گرفته شود روز آخر معلوم نیست حق زن سر از نا کجا آباد در خواهد آورد. امروز که در گرماگرم مبارزه و انقلاب، با حضور میلیونی زنان در صحنه و نقش تعیین کننده شان قرار نیست حق و حقوقشان مطرح شود و باز در شهروند درجه دو محسوب می شوند و به ته صف رانده می شوند، وای به حال فردا که این شور و شوق مبارزه و اعتراض بخوابد و مسائل از کانال های اداری و نظر این مرجع عالی قدر و آن آیت الله بخواهد بگذرد!

دومین نکته مهم اینست که کسانی که می گویند وقتی دموکراسی آمد حقوق زن هم می آید چه تضمینی دارند "دموکراسی " مورد نظر ایشان حقوق زن را برآورده می کند در حالیکه امروز می گوید حرف "حق زن" را نزنید! از کجا معلوم کدام نوع دموکراسی با چه مشخصاتی در ایران فردا حاکم شود؟ از کجا معلوم فردا باز هم اولویت های بالاتری وجود نداشته باشد که حق و حقوق زن را به ته صف مطالبات جامعه براند؟! به نظر من اگر این خط و سیاست که امروز حق زن را در ته صف قرار می دهد به قدرت برسد، فردا هم چنین می کند و باز کلاه حق زن پس معرکه است. همانطور که می دانیم دموکراسی تعریف یگانه ای ندارد و معلوم نیست در کدام نوعش حق زن کجای اولویت ها قرار می گیرد و این شعار "اول دموکراسی بعد حق زن" نشان دهنده نوعی شارلاتانیسم سیاسی ست که اصلا با حق زن در تضاد است.

سوم اینکه وقتی زن ها به خیابان آمده اند و حق برابر می خواهند، اگر کسی بگوید "بعدا" در واقع دارد همین چیزی که هست را به زبان بی زبانی تایید می کند. این که به حق زن بگوییم بعدا نوبت تو می شود! ادامه همین سنت و فرهنگ ضد زن اسلامی ست که همیشه زنان را در پس تو ها و در اندرونی ها می خواهد و نه در صف اول مبارزه و مطالبه حقوق از دست رفته. با این خط و سیاست که به حقوق زن و لغو حجاب می گوید اول دموکراسی بعد حق زن، بعد آزادی پوشش، بعد برابری زن و مرد می توان با همه مبارزات برخورد کرد. مثلا به کارگران گفت اول دموکراسی و بعد حقوق معوقه، فعلا فقط برای دموکراسی مبارزه کنیم و وقتی دموکراسی آمد حقوق شما هم پرداخت می شود. به جامعه بگوییم برای آزادی بیان مبارزه نکند و طلبش نکند بلکه فقط برای دموکراسی مبارزه کنیم. برای آزادی زندانی سیاسی هم همین صادق است. ولی وقتی این خط و سیاست فقط در مورد زنان تبلیغ می شود پرده از چهره ضد زن این جماعت برداشته می شود. معلوم نیست اتحاد و دموکراسی ای که امروز حقوق زن را نمی خواهد مطرح کند چه مشخصاتی دارد؟! معلوم نیست اصلا جایگاه حقوق زن کجای این دموکراسی و اتحاد است، معلوم نیست اصلا به آن پایبند باشد یا نه هیچ تضمینی وجود ندارد! در واقع این دموکراسی و اتحاد برای سرکوب حقوق زن و زنان به میدان آمده اند. امروز می گویند حجاب را رعایت کنید تا فردا بگویند ما فعلا حجاب را داشته باشید، فعلا از حقوق برابر زن و مرد حرفی نزنید.

مبارزه ای که موهوم باشد و معلوم نباشد مشخصات و مطالباتش چیست! معلوم نباشد مردمی که به خیابان آمده اند مشخصا و دقیقا چه نمی خواهند و چه می خواهند و در شعارهایشان خواسته های واقعی شان مطرح نشود را می شود خیلی راحت به بیراهه برد. به هوای دموکراسی بردش و سرش را زیر آب کرد و کارش را تمام کرد. هر مبارزه ای برای اینکه پیروز بشود قبل از هر چیزی باید بداند چه نمی خواهد و تا کجا نمی خواهد. آیا آزادی بی قید و شرط و برابری مطلق زن و مرد را می خواهد یا مثلا آزادی دوچرخه سواری آن هم با روسری های گل گلی را می خواهد؟ حضور زنان در مبارزات جاری و نحوه حضور آنان به هر ناظری این را نشان می دهد که زنان در ایران همه آزادی و از نوع بی قید و شرطش را می خواهند و رنگ این خواست را به انقلاب زده اند.

و اما حجاب که مشخصه ضدیت با زن و تحقیر عملی و علنی در جامعه و در دنیا ست در ایران نقشی اساسی در حکومت بازی می کند. حضور زنان با حجاب چه در ایران و چه در خارج از ایران نشان می دهد زنان در ایران تحت چه ستم و تحقیرعظیمی هستند. حکومت هم جانش به این تحقیر و بی حقوقی زنان بسته است، اصلا حجاب پرچم حکومت اسلامی ست و حتی برایش از "خون شهدا" مهم تر است چرا که هم با همین حجاب به ظاهر ناقابل و چند متر پارچه همه جامعه را مرعوب می کند و هم در سطح بین المللی سیگنال های مهمی به دار و دسته های تروریست اسلامی می دهد. از این رو حضور بی حجاب زنان در جامعه و در مبارزات و حمایت عمومی از بی حجابی یکی از بزرگ ترین مبارزات در مقابل حکومت اسلامی و بی حقوقی مطلق زنان در ایران است.

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: