
حول ۲۲ بهمن بحث های زیادی صورت گرفته است. آن انتظاری که ما مردم از ۲۲ بهمن داشتیم برآورده نشد، بعضی ها که از همان روز اول آغاز اعتراضات میلیونی مردم انقلاب را تخطئه کرده بودند و با هر پیشروی جمهوری اسلامی قند توی دلشان آب می شود که "دیدید گفتیم؟ جمهوری اسلامی مقتدر و با ثبات است" باز بر همان طبل کوبیدند. بعضی هم که می خواهند موسوی و امثالهم را به مردم و انقلاب بفروشند بحث های داغی حول تاکتیک های شکست طلبانه دوستان و یاران خود راه انداخته اند که گویا عامل اصلی "شکست!" داستان و طرح اسب تروا بوده است و بعضی شان هم نتیجه گرفته اند که پیروی از طرح و نقشه خارج نشینان غلط است و فقط باید پیرو موسوی و کروبی و خاتمی بود!!(ندای سبز آزادی) و در مقابل عده ای دیگر در آمده اند که خیلی وقت ها طرح های خارج نشینان هم خوب بوده و ۲۲ بهمن هم نه تنها بدون اسب تروا امکان حضور سبز ها نبود بلکه خسارات زیادی هم متحمل می شدند.(جرس)
اول باید به این جماعت گفت مگر حرف سازگارا و سید نبوی با موسوی چه فرقی داشت؟ اولی می گفت از همان اول با هویت خود بروید دومی می گفت از همان دوم با هویت خود ظاهر شوید! این تمام اختلاف ایشان با هم بود. تمام اختلاف "فرماندهی عملیاتی" این جماعت در این بود که کی اول و کی دوم را گفت! همین جا باید گفت که این به قول ایشان"شکست!" که ایشان را سردرگم کرده حاصل اسب تروا نبود بلکه تاثیر فضای به شدت امنیتی ای بود که جمهوری اسلامی به تهران تحمیل کرده بود (در همین زمینه گزارشاتی در همین شماره از نشریه می آوریم) جمهوری اسلامی هم مثل مردم می دید که ۲۲ بهمن بزرگترین مصاف او با مردم خواهد بود وتمام انرژی اش را خرج کرد تا آن را از سر بگذراند. در اینکه چگونه گذراند و نتایجش چه خواهد بود می توان بحث جداگانه ای کرد.
نکته ای که اینجا می خواهم به آن بپردازم اول شکست طرح های سازشکارانه ایست که موسوی و شرکائش توصیه می کنند. تاثیر این جماعت و نقششان در تظاهرات ها و همینطور به درجاتی در ۲۲ بهمن این است که مقابل رادیکال شدن حرکات و اعتراضات مردم می ایستند. از رادیکال شدن اعتراضات با توصیه"ساختار شکنی نکنید"، "شعارهای تند دردی را دوا نمی کند" و غیره در حد توانشان جلو گیری می کنند. دلیلش معلوم است به همان نسبت که اعتراضات رادیکال تر شود امکان مصالحه با حکومت و حفظ آن کمتر می شود. موسوی مشخصا از همان دوره مناظره های انتخاباتی اعلام کرد برای حفظ حکومت به میدان آمده است و برای حکومت احساس خطر میکند، هنوز هم با توصیه ساختارشکنی نکنید بر همان خط و جهت حرکت می کند. تمام شکست ایشان این بود انتظار و توصیه های همیشگی شان یعنی هویتشان (نماد های سبز) به اهتزاز درنیامد و الله اکبری گفته نشد. این تمام توصیه ها و نهایت خط و جهت ایشان برای تظاهرات هاست و اتفاقا ساختار شکنی ای که به شدت مخالفش هستند هم صورت نگرفت. یعنی اتفاقی که در ۲۲ بهمن افتاد خیلی هم با خط و سیاست امثال موسوی در تضاد نبود. ایشان بر هویت سبز تاکید دارند و الله اکبری که نماد اسلام و عصمت و خاندان پیامبر است و اکیدا در مقابل ساختارشکنی می ایستند. معلوم است که ایشان ترجیح می دهد به قیمت به اهتزاز در نیامدن هویت سبزشان ساختارشکنی هم نشود.
اما آیا معنی این حرف ها اینست که پس ۲۲ بهمن شکستی برای مردمی بود که برای شکستن ساختار جمهوری اسلامی به میدان آمده اند؟ به نظر من نه! درست است که ۲۲ بهمن انتظارها را برآورده نکرد اما حکومتی که برای حفظ خود در هر حرکتی، حتی حکومتی ترین حرکت ها مجبور است تمام نیروی خود را با هزاران اتوبوس از سراسر کشور جمع کند و گله های حزب الله را به جان مردم بیندازد و باز هم طبق شواهد موجود در یوتویوب و سایر گزارشات نتواند شهر را کنترل کند، شکست محسوب می شود. فرض کنیم حکومت به راحتی و با کمترین نیرویی و فقط با تی تاپ و ساندیس می توانست ۲۲ بهمن را از سر بگذراند. در آن صورت بله شکست از آن مردم بود که صحنه را خالی کرده بودند، ولی حکومتی که با حداکثر توان بسیج نیروی خود توانست بخشی از شهر را برای چند ساعت کنترل کند دیگر "حکومت" نمی شود، دیگر بهش پیروز نمی گویند. هیچ حکومتی نمی تواند این چنین رفتار کند و به بقای خود ادامه دهد. حکومت که برای بقای خود هر لحظه مجبور است نیروی بیشتری بسیج کند و مرزهای امنیتش مدام در حال عقب رفتن است نمی تواند پیروز میدان باشد. و این عقب رفتن حاشیه امنیت رژیم، این بسیج تمام نیروی حکومت برای حفظ چند ساعته بخش کوچکی از تهران یعنی پیروزی برای مردمی که مترصد سرنگونی آن هستند. حکومت هر روز نمی تواند هزاران اتوبوس از سراسر کشور بیاورد تا چند خیابان از تهران را برای چند ساعت تسخیر کند و تازه اگر هم بتواند سایر امور حکومتی اش فلج می شود. ضمن اینکه خشم و نفرت مردم بعد از ۲۲ بهمن به قدریست که امکان پیشروی راه ها و سیاست های سازشکارانه را تنگتر کرده است.
اما این همه تصویر ۲۲ بهمن نیست. نیمه دیگر تصویر ۲۲ بهمن در خارج کشور بود. ۲۲ بهمن در خارج کشور شاهد تعرضی ترین اعتراضات مردم به جمهوری اسلامی بود. سفارت خانه ها و کنسولگری های جمهوری اسلامی با شدید ترین تدابیر امنیتی و رفتار وحشیانه پلیس به تسخیر مردم خشمگین در نیامد. مردم در خارج کشور این بار در بیشتر کشورها و تظاهرات ها دیگر زیر علم و پرچم سبز موسوی و اصلاحات نبودند. ۲۲ بهمن در خارج کشور شعار های سرنگونی طلبانه را تثبیت کرد و طیف اپوزیسیون حافظ نظام دیگر نتوانستند خشم و نفرت مردم علیه جمهوری اسلامی را مهار کنند و به بهانه مردم در ایران!! راهپیمایی های سکوت و سوگواری برگزار کنند. نتوانستند مصالحه و گفتمان با جمهوری اسلامی را به مردم بفروشند و مردم شریف و آزادیخواه را زیر پرچم اصلاح حکومت اسلامی به سکوت وادارند.
در مجموع ۲۲ بهمن برای تمام طیف حافظ نظام از درون رژیم تا بیرون آن روز پیروزی نبود. البته برای مردم هم خوشایند نبود ولی درسی که ۲۲ بهمن به همه داد این بود که "ساختار شکنی نکنید" و "نافرمانی مدنی" و این گونه موعظه ها به ضرر مردم و مطالبات شان است. راه پیروزی مردم و انقلابشان برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری آزادی و برابری هرچه رادیکال تر کردن اعتراضات و شکستن همه ساختارهای موجود است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


