
۲۲ بهمن نزديک است. روزي که حکومت نه مي تواند از خير آن بگذرد و نه اميدوارست بتواند آن را مهار کند! هم مي خواهد برگزارش کند و هم کابوس ۱۳ آبان و روز قدس و عاشورا جلوي چشمانشان رژه مي رود. از روز قدس حکومتي تر و ارتجاعي تر روزي نيست و ديديم که مردم و جوانان چه بر سر رژيم "بهر آزادي قدس از کربلا بايد گذشت!" آوردند. ۲۲ بهمن که سالگرد شکست نظام ديکتاتورشاه ست، سالگرد تسويه حساب مردم با يک نظام ديکتاتوري ديگر است. امروز هم مردم مي خواهند هر چه زود تر يک نظام ديکتاتوري ضد بشري را سرنگون کنند و اين وجه مهم ۲۲ بهمن براي مردم و وحشتناک براي رژيم است. عربده کشي و خط و نشان کشيد هاي حکومتي ها از چند روز قبل شروع شد و وحشت در قيافه هاشان موج مي زند. پليس تهران و سپاه محمد رسول الله هم چنگ و دندان نشان داده اند و تهديد کرده اند.
مردم و به خصوص جوانان از روزها قبل به فکر ۲۲ بهمن و به اصطلاح دهه فجر بوده اند. قول و قرارها و پوسترها و شعارها را تعيين کرده اند، فضاي اعتراضي حاکم بر جامعه را زنده نگه داشته و عميق تر کرده اند. به خصوص با اتفاقات و رفت و آمدهاي سياسي ميان جناح هاي حکومتي بسياري از توهم ها ريخته است. جناح خامنه اي که قدر قدرتي اش شرط بقاي جمهوري اسلامي ست از يکپارچه کردن نظام قاصر است و هيچ يکدستي اي در ميان جناح هاي رژيم ديده نمي شود. حتي کوتاه امدن هاي موضعي جناح مغضوب هم بسيار شکننده است. هر چه خامنه اي نعره مي کشد که شفاف باشيد (يعني بيشتر و علني تر از من حمايت کنيد!) چاره ساز نيست. انقلاب و نيروي مردمقدرتمند تر از آنيست که رژيم بتواند خود را جمع و جور کند. تا همين جا هم جناح هاي رژيم باز به جان هم افتاده اند و يکديگر را تهديد مي کنند.
جوانان اما يکي از موتورهاي محرک و اصلي انقلاب هستند. اين واقعيت نه عجيب است و نه غيرقابل پيش بيني بود. جواناني که علاوه بر فقر و بي کاري که دامان همه را گرفته است، براي کوچکترين نياز متناسب با سن و موقعيت خود سال هاست با حکومت اسلامي درگير هستند. نوع پوشش، روابط خصوصي، هنر مورد علاقه، آينده و تحصيلات، آزادي نقد و علم و دانش و همه و همه نيازمندي هاي نسل جوان در ايران سال هاست دارد لگدمال مي شود. از طرفي جوانان سهم عمده اي در جمعيت دارند و پيشرو بودن انان بسيار طبيعي و البته تعيين کننده است.
جوانان با مطالباتي که دارند، با خواست آزادي و برابري کوتاه کردن دست مذهب از زندگي و امور شخصي و رفاه و تامين زندگي شايسته انسان امروزي بزرگ ترين دشمن جمهوري اسلامي هستند و اين را سال هاست عملا نشان داده و به خصوص در مدت ۷ ماه گذشته اين را ثابت کرده اند.
براي ۲۲ بهمن و اعتراضاتي که جوانان ومردم قرارش را گذاشته اند جوانان نقش تعيين کننده اي دارند. تعيين شعارهاي اساسي و گوياي خواست عميق و انساني مردم، رهبري و سازماندهي اعتراضات و تظاهرات ها، شعار نويسي و ساير فعاليت هايي که همين امروز هم در دستور جوانان است بسيار مهم و تعيين کننده است. اما نکته قابل ذکر پيشروي و عميق تر کردن اين فعاليت هاست. عبور از موانع و ساحتن موقعيت هاي جديد است که بيشتر از همه از عهده جوانان بر مي آيد. در اعتراضات شعارها و بيانيه ها بسيار نقش مهمي دارند. جوانان مي توانند با بيان عميق ترين مطالبات خود نه تنها سرنگوني رژيم اسلامي را تضمين کنند بلکه رسيدن به مطالبات شان را نيز عملي کنند.
کوتاه شدن دست مذهب و دخالت نهادهاي مذهبي و حکومتي از زندگي مردم و به خصوص جوانان، تامين زندگي مرفه و امن و شاد، آزادي بيان و انديشه و همه مطالباتي که جوانان دارند بايد شعارهاي محوري تظاهرات ها باشند. اين ها همه با شعارهاي سرنگوني طلبانه و ضد جمهوري اسلامي بخشا طرح مي شوند ولي طرح مشخص اين خواسته ها و تبديل کردن اين خواسته ها به خواست جمعي، و اراده جامعه را براي به دست آوردن انها بسيج کردن يکي از کارهاييست که جوانان در اين روزها و به خصوص براي روز هاي ۲۲ بهمن و حول و حوش آن مهم است انجام دهند.
دانشجويان هم که هموراه پيشرو مبارزات و طرح مطالبات عميق جامعه بوده اند اين روزها وظيفه مهمي بر عهده دارند. با وجود حمله اوباش اسلامي به دانشگاه، دستگيري و محروم کردن دانشجويان از دانشگاه، ربودن و حتي کشتن دانشجويان نشان مي دهد جمهوري اسلامي از دانشگاه و فعاليت هاي دانشجويان وحشت بسياري دارد. اين وحشت بي دليل نيست. جمهوري اسلامي سال ها با دانشگاه و دانشجويان درگير بود و نتوانست آنان را مرعوب کند، نتوانست در بزنگاه هاي مهم و حساس آنان را ساکت کند. روز ۲۴ و ۲۵ خرداد بلافاصله بعد از تظاهرات هاي مردم رفت سراغ دانشگاه آن جنايات را مرتکب شد ولي در ادامه مبارزات جانانه دانشجويان تمام رشته هاي سرکوبگران اسلامي را پنبه کرد. اين نشان مي دهد دانشجويان و اعتراضاتشان پتانسيل بسيار بالايي براي تغيير اوضاع و راديکال کردن فضا دارند. دانشجويان و اعتراضاتشان هميشه اين علامت را به جامعه داده اند که همه ارعاب و تهديدهاي جمهوري اسلامي پوچ و مذبوحانه است. در حالي که رژيم اسلامي عربده مي کشيد و قمه مي چرخاند و مشت آهنين به جامعه نشان مي داد هر اعتراضي را مي خواست در نطفه خفه کند، دانشجويان با سازمان دادن اعتراضات شان به هر بهانه اي نشان مي دادند اين قمه چرخاني ها از سر استيصال است و مذبوحانه.
امروز اما جمهوري اسلامي در هم شکسته و ناتوان از آرايش و انسجام دادن به صفوف خود، در حاليکه سرانش دارند روي هم چاقو مي کشند در مقابل جوانان و دانشجويان و مردم به جان آمده از ظلم ستم ۳۰ ساله خود در حال زانو زدن است. دانشجويان و جوانان مي توانند با راديکال تر کردن فضاي اعتراضي، با بردن عميق ترين و انساني ترين خواست هاي مردم و براي پايان دادن هميشگي و يکباره به اين همه ظلم و ستم نقش مهم و تعيين کننده خود را ايفا کنند. آزادي بيان و آزادي زنداني سياسي و لغو مجازات اعدام و برابري زن و مرد و سرنگوني جمهوري اسلامي همه مطالباتي هستند که از بطن جامعه مي آيند و بايد به خواست علني و شفاف جامعه تبديل شوند تا حول آنها نيروي جامعه بسيج شود. بسيج جامعه يعني حرکت جامعه براي رسيدن به اين خواست ها و هدايت انقلاب جاري براي اين مطالبات انساني. اين راه تضمين کننده پيروزي مردم بر تمام مصائب موجود است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|

