جوانان کمونیست

نوید مینائی: شیخ مقر آمد!

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

navid_minae

مهدی کروبی معروف به شیخ اصلاحات بالاخره قبول کرد احمدی نژاد "رئیس دولت این نظام" است و چون "آقای خامنه ای" ایشان را تنفیذ کرده است کروبی هم می پذیرد. کروبی همچنین گفته مسئله دیگر انتخابات نیست چرا که مردم در زندان ها کشته شده اند. او ادامه می دهد که ما از مردم نخواسته ایم که به خیابان بیایند.

خوب آنچه معلوم است اینست که کروبی هم بعد از موسوی که دولت و احمدی نژاد را به رسمیت شناخت مقر آمده است و به ریاست جمهوری احمدی نژاد رضایت داده است. ولی آنچه مهم است اینست که چرخش ۱۸۰ درجه ای کروبی در عرض چند روز نشان از وقایع مهمی در عرصه سیاست ایران دارد. کروبی در نامه های قبلی اش اعلام کرده بود کسانی که خطا کرده اند و دانشجویان را ضرب و شتم کرده و از دانشگاه اخراج کرده اند و عامل کشتار مردم هستند بیایند توبه کنند و توبه شان پذیرفته می شود. منظور کروبی خامنه ای و دار و دسته اش بود، ولی امروز به حکم تنفیذ قاتل مردم گردن گذاشته است. این ها تلاش جمعی حکومتی ها برای مقابله با انقلاب است، ضمن اینکه اختلافات خود را هم نمی توانند حل کنند.

طرفداران پر و پا قرص ایشان می گویند کروبی گفته "رئیس دولت این نظام" و نه رئیس جمهور و اولین بار است که به جای رهبر می گوید آقای خامنه ای و از این بابت خوشحالند! گویا در سیاست و ادبیات سیاسی رئیس دولت با رئیس جمهور فرق می کند، گویا تنفیذ برای من و شما و همه امکان پذیر است و مختص ولایت فقیه شان نیست و ایشان به امر خامنه ای گردن نگذاشته است، گویا با این کار قدر قدرتی ولی فقیه شان را برده اند زیر سوال، گویا در همین چند جمله قدرت و جایگاه دست نیافتنی ای برای خامنه تصویر نکرده اند، گویا با این ادبیات حرف زدن مبارزه سیاسی به حساب می آید و ما خبر نداریم! گویا کسی انتظار دارد کروبی یا حتی موسوی بیایند یک باره به غلط کردم! بیفتند، این که چرا این اتفاق نمی افتد و رک و پوسکنده به دامان آقا باز نمی گردند را پایین تر اشاره می دهم فقط همین جا اشاره کنم که کروبی و موسوی و دار و دسته شان به آقا نیاز دارند. ولی مقر آمدن به سبک آخوندی این جوری می شود که کروبی آمده است!

تمام جنگ ایشان و موسوی برای احقاق حقوق خودشان بوده و هست، حقوقی که می خواهند با آن نظام اسلامی را حفظ کنند، معتقدند نظام اسلامی با روش احمدی نژاد بر باد است و روش و سیاست های ایشان ضامن بقای بیشتر و طولانی تر نظام اسلامی است. زهرا رهنورد هم اعلام کرده ما همچنان محکم و استوار بر حقوق ملت برای باز پس گیری رایشان ایستاده ایم! حقوق ملت! اگر مهم بود برای این جماعت یک کلمه از لغو اعدام و برابری زن و مرد در بیانیه هاشان پیدا می شد. حقوق ملت برای این ها ریاست جمهوری موسوی ۶۷ است! حالا این چه ربطی به کارگری که ۶ ماه حقوق نگرفته اند دارد؟ چه ربطی به زنی که در نظام اسلامی آدم به حساب نمی آید دارد؟ سوالی ست که ایشان باید جواب بدهند.

به این ترتیب تمام جنگ و استواری ایشان برای احقاق حقوق "ملت!" هم تمام می شود وقتی قبول می کنند احمدی نژاد رئیس دولت است و تنفیذ آقای خامنه ای این را مشروعیت می بخشد دیگر مبارزه و استواری برای همان رای ها هم پوچ و بی معنیست. باید منتظر باشیم تا ایشان اعلام کنند در دور آینده یعنی ۴ سال دیگر هم شرکت می کنند و آن موقع به حول و قوه الهی برنده می شوند و خوابشان نمی برد! این یعنی همان اعتراض نیم بندی هم که داشتند دارد ته می کشد.

هیچ کدام از این اتفاقات عجیب و دور از ذهن نبود. نه مقر آمدنشان و گردن گذاشتن به تنفیذ و ریاست دولت بودن احمدی نژاد و نه ادبیات و طرز حرف زدنشان. گردن گذاشتنشان به تنفیذ و ولایت فقیهی خامنه ای و پذیرفتن خامنه ای برای ایشان به معنی سرپا نگه داشتن جمهوری اسلامی ست. ایشان مثل هر کس دیگری می دانند جمهوری اسلامی (حکومت مشترک همه این ها) این روزها بیشتر از هر وقت دیگری به شخص خامنه ای وابسته است. همه شان می دانند خامنه نباشد یا بیشتر از این خوار و خفیف و تضعیف بشود یعنی جمهوری اسلامی خوار و خفیف  می شود و در نهایت نیست می شود. از طرفی وارد دعوای جناحی با خامنه ای شدند و بر خلاف همیشه این بار مردم بودند که میدان دار دعوای بالایی ها شدند و این شکاف ها را عمیق کردند تا جایی که حکومت در سراشیب سقوط قرار گرفته است. بی دلیل هم نیست که کروبی اعلام کرده که ما نمی خواستیم مردم بیایند به خیابان. این واقعیت را همه شان می دانند که آمدن مردم به خیابان یعنی در نهایت سقوط رژیم و این طبیعتا چیزی نیست که کروبی و خامنه ای بخواهند، کروبی دار و دسته اش شبنم می خواستند، سیل آمد!

وابستگی جمهوری اسلامی به خامنه ای و وابستگی کروبی به جمهوری اسلامی و از طرفی دعوای جناحی شان با هم و صد البته دخالت مردم که این دعوای جناحی را به خیابان کشید، کروبی و جناحش را در موقعیت متناقضی قرار داده است. تناقضی که با عث شکنندگی آنها شده و باعث صدور چنین احکامی از طرف آن ها می شود. از طرفی به خامنه ای محتاجند تا ستون خیمه حکومت  اسلام باشد و حکومتشان را حفظ کند و از طرفی مردم در موقعیت بدی انداخته اند شان!

تا همین حالا هم تعداد زیادی از کسانی که  به کروبی یا توهم داشته اند یا حتی او را بهانه ای برای مبارزه با جمهوری اسلامی کرده بودند متوجه شدند که کار ایشان تمام است و کروبی برای مبارزه با جمهوری اسلامی مهره سوخته ایست. برای کسانی که با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر خامنه ای و مرگ بر جمهوری اسلامی به خیابان امده اند دیگر کسی نمی تواند نسخه کروبی بپیچد!

بازی گردان اصلی همه این اتفاقات انقلاب قدرتمندی ست که در جریان است. انقلاب و سقوط رژیم و فردایی که همه این جماعت باید پاسخگوی جنایاتشان باشند. همین اتفاقات نشان می دهد هر چند نزدیک یک ماه از آخرین تظاهرات های مردم در عاشورا می گذرد ، ولی انقلاب در جریان است و دارد کار خودش را می کند. تعدایشان را به جان هم انداخته است و تعدادیشان را به وحشت انداخته است. این پیام کروبی و بیانیه های اخیر موسوی نشان می دهد همه سرنشینان کشتی جمهوری اسلامی می خواهند از متلاشی شدن عنقریب آن جلوگیری کنند. فکر می کنند کنار هم ایستادن مانع غرق شدندشان می شود. نمی دانند کنار هم ایستادنشان باعث می شود فشار خرد کننده انقلاب هم بر روی نقطه اتکای آنان و محل تجمعشان متمرکز تر و قوی تر خواهد شد. البته می دانند و اصلا اصلاحات و ۲ خرداد برای همین بود که جلوی تمرکز فشار جامعه را بگیرند. ولی انقلاب شروع شده و دیگر دانستن و ندانستن این جماعت چیزی را عوض نمی کند.

کروبی و موسوی و همه این جماعت از روز اول هیچ کدام ا زمطالبات به حق مردم را نمایندگی نکردند و طبیعی هم بود، هیچگاه از برابری زن و مرد و از لغو اعدام و حقوق های معوقه کارگران، از آزادی بیان بی قید و شرط و برای همه و از آزادی زندانیان سیاسی دفاع نکردند. آزادی زندانی سیاسی شان محدود به دوستان و حلقه دور و بر خودشان بود، هر گاه عطریانفر و نبوی را گرفتند و گنجی به زندان افتاد به یاد زندانی سیاسی افتادند، هر گاه از صحنه مطبوعات انداختنشان بیرون و روزنامه های برادران سابق سپاه را بستند به یاد آزادی بیان افتادند. هیچ گاه به یاد آزادی بیان من سکولاریست و کمونیست نبودند، هیچگاه به یاد حق و حقوق زن نبودند و نیستند، هیچگاه از آزادی بیان جوانانی که می خواهند به روش خودشان ابراز وجود کنند حرفی نزدند و نمی زنند. نمی شود در گرماگرم تند ترین و شدید ترین مبارزات در جامعه کسی به یاد دغدغه هایش نیفتد. نمی شود طرفدار آزادی بیان و برابری زن و مرد باشی و در هیچ کدام از نوشته ها و بیانیه هایت حرفی از آن نزنی و فقط التزام به ولایت فقیه و قانون ضد انسانی اسلامی و دوران پرشکوه امام ات را به یاد بیاوری و برایشان سینه چاک کنی. در عرصه سیاست و مبارزه این ها معنی اش این است که آزادی و برابری زن و مرد و غیره نه دلیل مبارزه این جماعت است و نه برایشان مهم است و نه اصلا می خواهند برقرار شوند.

ولی واقعیتی که کاملا مشهود است اینست که اتحاد و کنار آمدن جناح های حکومتی امری بسیار بعید است. وقتی حکومتی در بالا ترین سطوحش این چنین به جان هم می افتند، وقتی روش حفظ حکومتشان اصلا با هم جور در نمی آید وقتی روش مقابله شان با انقلاب روبه رویشان یکی نیست، نمی توانند کنار هم بایستند و سقوطشان را در کنار هم جشن بگیرند. این کوتاه آمدن ها و موش و گربه بازی کردن ها اخرین سناریو هاییست که حامیان و حافظان نظان اسلامی دارند در می آورند.

واقعیت برای جماعت حکومتی خرد کننده تر از آنیست که از ظواهر امر پیداست. دیگر چیزی از خامنه ای و ولایتش باقی نمانده تا بشود به آن آویزان شد و حکومت را حفظ کردهر قدم نزدیکی به خامنه ای یعنی به جان خریدن تنفر عمومی و زیرآب خود را زدن. ولی حکومت اسلامی با تمام مهره هایش در مقابل ۲۲ بهمن مانده اند. کروبی و موسوی می دانند این روزها و به خصوص در آستانه ۲۲ بهمن کسی به حرف و تذکر و سیاست های آنها اهمیتی نمی دهد و چاره ای جز اتحاد با هم ندارند. ۲۲ بهمن و حال و هوای و فضای مبارزاتی جامعه، اعلام آمادگی مردم برای به گور سپاری جمهوری اسلامی در این روز همه شان را به وحشت انداخته است و به چنین بیانیه ها و سیاست هایی وادارشان کرده است. در نهایت با هر قدم که انقلاب برای سرنگونی حکومت اسلامی برمی دارد، واکنش های حاکمین اسلامی  مذبوحانه تر می شود.

همانطور که اشاره کردم دیگر نه کروبی و نه هیچ مهره  دیگری از نظام برای ادامه مبارزه نه توهم زا هستند و نه بهانه. باید با پرچم مطالبات مستقیم و انسانی به خیابان رفت و شعار داد. این نیاز انقلاب از همان روز اول بود و امروز بیشتر از هر زمانی می تواند و باید نیرو حول خودش جمع کند. باید متحد و یک صدا خواهان برابری زن و مرد بود، باید متحد و یک صدا خواهان آزادی زندانیان سیاسی باشیم باید متحد و یک صدا برای براندازی کل حکومت اسلامی به خیابان بیاییم و تمام دار و دسته های جنایتکار اسلامی را با هم جارو کنیم.

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: