
به روزهای ۲۲ و ۲۵ و ۳۰ خرداد نزدیک می شویم. روزهایی از سال ۸۸ که سیل عظیم مردم به جان آمده از جنایات ۳۰ ساله جمهوری اسلامی به جریان آمد و می رود تا بنیان حکومت اسلامی را برکند. روزهایی که می رفت تا پیوستن مردم در نقاط مختلف تهران پایتخت سقوط کند و مردم معترض به حکومت جانیان اسلامی ریشه ظلم و ستم را بخشکانند. حکومت اسلامی اما با جنایات بیشماری توانست تا امروز برجا بماند، سقوط نکند، ولی فقط همین! سقوط نکرد ولی اوضاع و احوالش روز به روز وخیم تر می شود و با تکرار و ادامه جنایات هنوز انقلاب و مردم انقلابی در مقابلش به طرق گوناگون صف بسته اند. هر روز شکاف درونی شان عمیق تر می شود و هر روز خشم نفرت مردم نه تنها در ایران که در کل دنیا از این جانیان بیشتر می شود. هر روز بر انزوای بین المللی شان افزوده می شود و نمایندگانشان در هیچ نقطه ای از دنیا از دست اعتراضات مردم، و امروز نه فقط مردم که سران دولت ها در امان نیستند. دیگر در پارلمان اروپا و سازمان جهانی کار نمی توانند با خیال راحت شرکت کنند، چرا که همه جا ندا و فرزاد در مقابلشان ظاهر می شوند و آنان را به عنوان قاتل و جانی معرفی می کنند. در داخل هم که هر روز بیشتر به جان هم می افتند و گلوی هم را پاره می کنند و حتی به یادگار امام جنایتکارشان هم رحم نمی کنند.
از جمهوری اسلامی چیزی باقی نمانده است. حکومتی که نه برنامه اقتصادی دارد نه برنامه سیاسی و فرهنگی و قدم از قدم نمی تواند بردارد. فقط هر روز صبح خوشحال است که سقوط نکرده است. هر روز بر فقر و فلاکت مردم افزوده می شود و حکومت هر روز سعی می کند با وضع قوانین اسلامی عرصه را بر مردم و به خصوص جوانان تنگتر کند. برای خندیدن و اندازه ناخن ها و رنگ لباس و حتی برای برنزه کردن هم قانون وضع کرده اند، جوانان را دستگیر می کنند و جریمه های سنگین وضع می کنند!حکومتی که خود را با همه چیز و همه کس درانداخته است. حکومتی که روز روشن در خیابان آدم کشته و همچنان پشت دیوارهای زندان هایش اعدام می کند، به این خیال که مردم معترض به خیابان آمده را خانه نشین کند.
چنین حکومتی عملا نمی تواند ماندگار باشد. دیگر نمی شود انتظار داشت مردم خانه نشین بشوند و بعد از مدتی حکومت اسلامی به سبک وسیاق سابق به حاکمیت ادامه دهد. اعتراضات مردم چه در ایران و چه در سطح بین المللی از یک طرف، اعتراض دولت ها و نهاد های بین المللی مدافع حقوق انسانی از طرف دیگر و دعواهای درون رژیم و شکاف عمیقی که بین جانیانی که همه در پرونده جنایات جمهوری اسلامی شریکند اجازه برگشت حکومت اسلامی به دوران قبل از خرداد ۸۸ را نمی دهند.
اما جوانانی که در این میان موتور محرک اعتراضات و انقلاب هستند این روزها حسابی دست به کار شده اند. دانشگاه ها را برای سران رژیم جهنم کرده اند و تمام تلاش های حکومت برای ساکت کردن دانشگاه را بی اثر و خنثی کرده اند. فی الحال اکثر شهر ها و دانشگاه ها شاهد اعتراضات دانشجویان هستند. برای آزادی زندانیان سیاسی، برای لغو احکام کمیته های انضباطی، در مقابله با طرح های ضد زن و آزار و اذیت کردن جوانان و همچنین مطالبات صنفی دانشجویان، همه و همه دانشگاه را به سنگر مبارزه با جمهوری اسلامی تبدیل و حفظ کرده است. جمهوری اسلامی با حمله روز ۲۵ خرداد ۸۸ به دانشگاه تلاشی مذبوحانه کرد تا این سنگر را فتح کند. بعد هم سیل احکام انضباطی و آزار و اذیت جوانان و گسیل اوباش بسیجی و ماموران نهی از منکر به دانشگاه ها باز هم نتوانست این سنگر را تسخیر کند.
در آستانه ۲۲ خرداد برای شروع دور جدیدی از تعرض به رژیم باز هم دانشگاه ها پیشتاز هستند. دانشجویان چندین دانشگاه فراخوان تجمع و تظاهرات و راهپیمایی داده اند و از همه مردم در سراسر کشور دعوت کرده اند تا در صفی متحد و یکپارچه اخرین ضربات را بر پیکر پوسیده نظام فاشیستی اسلامی وارد کنند.
این بار اما تعرض و مبارزه با جمهوری اسلامی جهت و هدف مشخص تری دارد. اگر تا چند ماه پیش هنوز کسی به "جنبش رای من کو؟!" توهمی داشت، اگر کسانی فکر می کردند باید برای رای و اصلاح امور جمهوری اسلامی تلاش کنند. امروز دیگر توهمی به این مطالبات گول زننده نیست. امروز دیگر کسی به فکرش نمی رسد بگوید رای من را دزدیده اند! در حالی که حکومت دست به قتل جوانان و مردم در خیابان و پشت دیوار های زندان هایش می زند. امروز دیگر قابل تصور نیست این نظام را کسی بخواهد با برگزاری "انتخابات آزاد" اصلاح کند. حکومتی که ندا و سهراب و اشکان و ترانه را روز روشن کشته است، حکومتی که فقط زبان باتوم و اسلحه برای حرف زدن دارد را فقط باید سرنگون کرد. این حکم مردم انقلابی ایران است.
به این منظور باید اهداف و مطالبات مشخصی را که سال های سال است مردم ایران آرزوی آن را دارند روشن و با صدای بلند فریاد زد. آزادی و برابری، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام، آزادی زندانیان سیاسی، محاکمه عوامل کشتار مردم و برخورداری از زندگی مرفه و شاد، عدم دخالت دین در امور زندگی و حکومت. جمهوری اسلامی با طرح چنین مطالباتی و مبارزه برای آنها سرنگون می شود. مردم باید بگویند آزادی بیان بی قیدو شرط و نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، برابری بی قید و شرط زن و مرد و سایر مطالباتی که می خواهند. این خواست خود وسیعترین جبهه ها را علیه جمهوری اسلامی بسیج می کند و در ضمن نیروهای ارتجاعی تا دیروز شریک در حکومت یا هر نیروی ضد مردم دیگری نمی توانند باز جمهوری اسلامی یا هر حکومت مشابه دیگری به مردم بفروشد.
برای دور جدید مبارزه علیه جمهوری اسلامی باید به سیاست های انسانی و رادیکال مجهز بود. باید مطالباتمان را با روشن ترین زبانی در وسیعترین سطحی بیان کنیم و آنها را فرموله و به مطالبت و شعارهای عموم جامعه و مردم ناراضی از شرایط تبدیل کنیم. در اعتراضات و تظاهرات ها سازمانیافته شرکت کنیم و مبارزات را به مطالباتمان یکی کنیم. مثلا اگر حجاب و دخالت مذهب در زندگی را نمی خواهیم باید این را در مبارزاتمام نشان دهیم. باید عملا و در شعارهایمان، در بیانیه هایمان بگوییم هیچ نظامی که بر اساس نابرابری در هر سطحی استوار است را نمی خواهیم، نمی خواهیم بار دیگر به نام خدا و شاه محدودمان کنند، استثمارمان کنند باید بگوییم همه آزادی و برابری مطلق را می خواهیم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


