جوانان کمونیست

نوید مینائی: انقلاب جنسی، آزادی زن و تفکر اسلامی

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

navid-m-web

حضور قدرتمند زنان در عرصه مبارزه با جمهوری اسلامی، حضور پر رنگ و همه روزه و گسترده زنان و دختران در اعتراضات اخیر و همچنین ایفای نقش انان در عرصهه ای مختلف اجتماعی که منجر به حضور آنان در مبارزات اخیر شده است حکومت اسلامی را به وحشت انداخته است. وقتی آمار قبولی دختران در دانشگاه ها بیشتر از پسران شد، مسئولان حکومت به دست و پا افتادند که با انواع موانع که همه هم با تکیه بر قوانین ارتجاعی و زن ستیز اسلامی هم هستند، مانع حضور زنان در این عرصه بشوند، در محل کار بیشترین فشارها بر زنان وارد می شود و حتی در اعتراضات اخیر هم شاهد بودیم که نوک حمله اوباش اسلامی متوجه زنان بود.

طرح عفاف و حجاب یکی از طرح های حکومتی برای مقابله با حضور و ایفای نقش زنان در جامعه است. انواع و اقسام مسئولان حکومتی از امام جمعه تا فرمانده سپاه اسلام و فلان استاد بسیجی دانشگاه به فکر چاره افتاده اند تا جلوی این سیل خروشان برای رهایی از قید و بندها ی ارتجاعی اسلامی حاکم را بگیرند.

نیمه زنان در جامعه تحت حکومت اسلامی  علاوه بر تمام مصائب و مشکلات موجود در جامعه، نفس زن بودنشان هم برایشان مشکل آفرین است! در بهترین حالت و طبق قانون اساسی اسلامی در نقش مادر و همسر دیده می شوند که گاهی بهشت را هم زیر پایشان پهن می کنند! ولی تمام تلاش حکومت برای اینست که زنان را که در ایران یکی از عظیم ترین و جدی ترین دشمنان حکومت اسلامی هستند را خانه نشین کنند، چه با پند و اندرز و آیات و روایات و چه با اسید و پونز و پلیس و لباس شخصی و چاقو و قمه! بدون شک بخشی از جامعه که بیشترین فشار را تحمل می کند بیشترین انگیزه را هم برای رهایی از این فشار دارد و نقش و پررنگ زنان در مبارزات از هیمن روست.

در راستای انواع طرح های ضد زن اسلامی بعضی متفکرین شان هم مغزشان را به کار انداخته  اند و برای مقابله با اعتراضات زنان فکر چاره کرده اند. البته این متفکرین عظیم الشان وجه زنانه اعتراضات و مبارزات مردم، یعنی خلاصی از شر فرهنگ ضد زن و قوانین تبعیض امیز و سرکوب گرانه برای زنان را انقلاب جنسی می نامند. تا اینجای کار مشکلی نیست. انقلاب جنسی هم در ایران لازم است، کلا در ایران امروز برای داشتن هر درجه از آزادی باید انقلابی کرد که اولین هدف آن سرنگونی جمهوری اسلامی ست. هیچ نوع آزادی ولو اندک با وجود حکومتی که حتی اندازه ناخن ها و رنگ لباس جوانان و مردم را تعیین می کند قابل تصور نیست. نمی شود با حکومتی که اندازه ناخن ها و نحوه خندیدن زنان را طبق قوانین اش تعیین کرده در مورد آزادی بیان و یا هر آزادی دیگری حرف زد!

یکی از این متفکرین والامقام دکتر ابراهیم فیاض استاد حوزه و دانشگاه است که در سخنان اخیر خود ان چه به عقل اخوندیش رسیده برای جلوگیری از "انقلاب جنسیتی" در ایران جلوی پای رژیم گذاشته است. دكتر ابراهيم فياض يكي از اساتيد دانشگاه در گفت‌وگويي با هشدار نسبت به شكل‌گيري انقلاب جنسي درايران به دولت پيشنهاد داد تا خانه‌هايي را براي تخليه جنسي ايجاد كند." پيشنهاد من اين بوده كه دولت به سرعت و به صورت انقلابي خانه‌‌هاي ده‌ متري، بيست و سي متري بسازد كه حالت دنج و كم مئونه‌ دارند، تا از انقلاب جنسي در ايران جلوگيري شود.... با اين وضعيت اگر پيش برويم ما در ايران حتما در چند سال آينده با مشکل مواجه خواهيم بود. كه اوج آن در همجنسگرايي و روابط زنان و مردان همسردار خواهد بود كه احتمالا با تبليغات دشمن هم تقويت خواهد شد".

می بینید؟ انقلاب جنسیتی از نظر ایشان با ایجاد مراکز تن فروشی جواب می گیرد! یعنی ایشان که از قضای روزگار استاد دانشگاه هم هستند و در دانشگاه و حوزه هم درس خوانده اند کل چیزی که از "جنسیتی" و انقلاب می فهمند رفع نیاز جنسی جنس ذکور است! البته در سیستم فکری این ها کلمه "جنس" حالا مربوط به هر چیزی باشد یادآور جنسیت و سکس و در ذهن مریض ایشان "فحشا" است. تمام چیزی که از جنسیت می فهمند همین است!

اینکه ایشان به عنوان انقلاب جنسیتی آدرس می کنند در واقع رفع نیاز جنسی مرد به مردسالارانه ترین شکل آن است و هیچ ربطی به انقلاب جنسی و یا آزادی جنسی ندارد و  همین طور هیچ ربطی به مشکلات امروز جامعه هم ندارد. اولا چیزی که به نام  انقلاب جنسیتی در دنیا شناخته شده است جنبشی عظیم در غرب در دهه ۱۹۶۰بود برای تغییر فرهنگ و قوانین موجود در جامعه نسبت به حق زن و روابط جنسی. برای برابری انسان ها و بخشا برای برابری حقوق زن و مرد در این عرصه مشخص و عدم دخالت دیگران در روابط شخصی و جنسی افراد بود و به این معنی مفهومی برابری طلبانه داشت. اتفاقا آنچه که این استاد حوزه و دانشگاه مشاهده کرده است درست است، انقلاب جنسیتی در ایران در حال وقوع است و به هیچ قیمتی نمی شود جلویش را گرفت چه برسد با طرح های اخوندی و زن ستیز جناب استاد!

شاید بتوان گفت انقلاب جنسی به معنای رهایی از شر دخالت قوانین و مذهب و نهادهای حکومتی و غیره در زندگی فردی و به خصوص روابط جنسی و آزادی جنسی یکی از خصلت های انقلاب جاری در ایران است.انقلابی که در ایران به راه افتاده یکی از مهم ترین خصوصیاتش حضور قدتمند زنان در آن است.  حضوری که برای پایان دادن به ده ها سال تحقیر و توهین و شهروند درجه دو و سه بودن، برای پایان دادن به برده جنسی بودن، برای پایان دادن به جداکردن زنان از جامعه و تلاش برای خانه نشین کردنشان. همانطور که بالاتر هم اشاره کردم با وجود حکومت اسلامی که امروز به خصوص خود را در تمام عرصه های زندگی عمومی و خصوصی ترین زوایای زندگی افراد درگیر کرده است نمی توان آزادی و برابری زن و مرد و یا هیچ چیز دیگری که به حقوق انسانی مربوط باشد انتظار داشت. و اتفاقا این درگیری و دخالت حکومت برای جلوگیری از همان انقلابی ست که جناب استاد را به وحشت انداخته. برای جلوگیری از اعتراضات مردم برای ایجاد فضای رعب و وحشت برای سرکوب مردم در همه زمینه ها، چون حکومت می داند و عملا هم همین طور است که کوچکترین روزنه ای برای حضور و مردم و به خصوص زنان در جامعه منجر به اعتراض و گسترش مبارزه می شود. و در مقابل چنین جامعه ای حکومت اسلامی مجبور شده برای ا ندازه ناخن ها و طرز خندیدن جوانان و زنان قانون جزائی وضع کند. این یعنی اینکه حکومت اسلامی که تا امروز به موی زنان بند بود از امرو به اندازه ناخن های مردم هم بند شده و این یعنی مبارزه با حکومت گسترده تر و گسترده تر می شود. اعمال هر محدودیتی در جامعه به معنی گسترش جبهه نبرد مردم با حکومت است و حقوق زن و مبارزه برای برابری زن و مرد از جمله کسترده ترین جبهه ها و تعیین کننده ترین آنهاست.

از این روست که جوانان و زنان باید برای مبارزه خود با جمهوری اسلامی متشکل و متحد شوند، پلاتفرم هایی مثل "مانیفست آزادی زن" بهترین راه کارها را جلوی پای زنان و جوانان برای رهایی از شر حکومت زن ستیز اسلامی می گذارد. باید حول چنین پلاتفرم هایی جمع های خود را سازمان بدهیم و متشکل و متحد در دانشگاه و جامعه برای آزادی خود از یوغ قوانین ارتجاعی و زن ستیز اسلامی، علیه حکومت بربریت اسلامی و برای سرنگونی آن مبارزه کنیم و عملا در جریان زندگی و مبارزه توام حجاب ها را برداشت و زیر قوانین ارتجاعی زد.

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: