زهرا رهنورد در پيامي که به مناسبت سال جديد داده و در آن خواستار آزادي زندانيان سياسي در فصل بهار شده است، آدم را به ياد ملکه انگليس مي اندازد.
ميگويند روزي يکي از وزراي ملکه( احتمالا ملکه ويکتوريا) به او اطلاع ميدهد مردم ناراضي هستند و ممکن است شورش کنند. ملکه ميپرسد چرا ناراضي هستند؟ وزير جواب ميدهد چون گرسنه اند و نان ندارند بخورند. ملکه هم با اي کيووي ملوکانه ميگويد خوب کيک بخورن. حالا حکايت زهرا رهنورد است. ۱۰ ماه است انقلاب عظيمي کل نظام اسلامي را به پرتگاه سقوط نزديک کرده است و ايشان هنوز فکر ميکند با راهنمايي هاي خود ميتواند "رابطه ملت و حاکميت ، تا حدودي بهبود" دهد.
ايشان مينويسد: در بهار ، اغلب ، شکارچيان ، پرنده ها را صيد نمي کنند،در بهار پرنده داران نيز ، پنجره قفس ها را باز مي کنند تا در باغ بلبلانه چهچه بزنند. هر مناسبتي در سالي که گذشت ،مي توانست فرصتي باشد تا زندانيان سياسي آزاد شوند و به اين بهانه ، رابطه ملت و حاکميت ، تا حدودي بهبود يابد . مناسبت هايي چون ماه رمضان ، عيد فطر ، عيد قربان ، ايام محرم ، دهه فجر و ۲۲ بهمن ، روز ملي شدن نفت ، عيد نوروز ، ۱۲ فروردين و سيزده بدر . اما هنوز هم ” بهار ” هست و فرصت باقي است" . و در ادامه به طبقه بندي و شناسايي زندانيان سياسي ميپردازد .
در اين پيام زهرا رهنورد تلاش ميکند با ارائه تلفيقي از افکار و اعتتقادات اسلامي و ناسيوناليستي حرفش را بزند و ژست منتقد حکومت بگيرد. اماهرچه بيشتر توضيح ميدهد ارتجاعي بودن افکار و پرت بودنش از تحولات جامعه را نشان ميدهد. براي نمونه ارزش زن در جامعه ايران از نظر او اين است که "مظهر رافت و محبت و باروري" هستند شاهد هم از نطر ايشان انتخاب واژه مادر براي زن در قرآن و تنديسهاي الهه ها و مادران در ايران باستان است. حالا اين ارزش گذاري زهرا رهنورد را مقايسه کنيد با باجايگاه واقعي زن در جامعه،با خواست برابري کامل زن و مرد که سالهاست مبارزه عظيمي در جامعه حول آن شکل گرفته است، با مبارزه زنان و دانشجويان براي لغو آپارتايد جنسيتي در محل کار و درس، با مبارزه هرروزه زنان بر عليه حجاب.
خواست آزادي زندانيان سياسي در اين پيام دستآويزيست که رهنورد تلاش ميکندبا آن پيام ديگري را (که چندان هم جديد نيست) بدهد. اعلام حضوريست در صف مقدم نيروهايي که هر چند فعلا دستشان از قدرت کوتاه شده، اماوجودشان به حفظ جمهوري اسلامي و وضع موجود گره خورده است. تلفيق زمخت و بي تناسب اسلام با ناسيوناليزم عاريه اي در اين پيام نشان ميدهدکل جناح مربوطه به بن بست رسيده است. یکی از نکات مهم ایشان این ست که حکومت با آزاد کردن زندانیان سیاسی(که منظورشان دوستان خودشان است!) رابطه مردم با حکومت را بهبود بخشد. مردمی که برای سرنگونی رژیم امده اند را ایشان می خواهد با حکومت آشتی بدهد! یعنی موضعی کاملا برخلاف خواست و اراده مردم گرفته اند و تازه منتش را هم بر سر زندانیان سیاسی می گذارد.
واقعيت اين است که جمهوري اسلامي در موقعيت کاملا شکننده اي قرار دارد. روندانقلابي که از خرداد ماه شروع شده هنوز به سرانجام نرسيده. رژيم هنوز سرنگون نشده اما انقلاب را هم نتوانسته است سرکوب کند. مردم نا اميد نشده اند و براي به زير کشيدن جانيان اسلامي به دنبال موقعيت هستند. نفرت از کل حاکميت و مقدساتش در ميان مردم موج ميزند. چنين شرايطي نميتواند براي مدت طولاني ادامه پيداکند اين را خودجناحهاي رژيم هم ميداند.
از طرف ديگر جناح مغلوب، که زهرا رهنورد يکي از چهره هايش به حساب مي آيد،ديگر نميتواند در برابر جناح مقابل ادعاي داشتن پشتوانه اعتراضات مردم را بکند.مردم عملا نشان دادن به هيچ يک از جناح هاي رژيم توهمي ندارند.
در اين پيام زهرا رهنورد براي روز موعود که چندان هم دور نيست به دنبال متحد ميگردد. در پاراگراف اول جناح خامنه اي را نصيحت ميکند که با آزاد کردن زندانيان سياسي ، رابطه مردم ونظام را بهبود دهدبا اين اميد واهي که هنوز امکانش وجود دارد. اما چون براي مهار موج بعدي انقلاب به آنها اميد ي ندارد، بخش عمده پيامش را به جذب نيروهاي ديگري که بلقوه ميتوانند متحدش باشندميپردازد. شووينيسم فارس ،ناسيوناليستهاي مختلف، طرفداران دمکراسي وفعالان حقوق بشر جراياناتي هستند که ايشان اميد وار است با متحد کردن آنها زير بيرق رنگ پريدهه اسلامي خودش تمام يا بخشي از نظام را از خطر انقلاب نجات دهد.
مردم اين راميدانند که برپايي جامعه اي آزاد، شاد ، مرفه وانساني بدون سرنگوني جمهوري اسلامي ومحو هرنوع مناسبات نابرابر اقتصادي ،سياسي و اجتماعي امکان پذير نيست. سرنگوني جمهوري اسلامي توسط انقلاب مردم تنهاشکليست که به مردم امکان برپايي چنين جامعه اي را ميدهد.
بهمن ذاکرنژاد
۶ آوريل ۲۰۱۰
| < قبلی | بعدی > |
|---|


