
جوانان کمونیست516
جنبش آزادیخواهانه وبرابری طلبانه ای که دانشگاه مهمترین سنگر آن در ایران است، یکی از معضلات همیشگی جمهوری اسلامی بوده است. در سالهای اخیر شاهد گسترش حملات حاکمیت به دانشگاهها و دانشجویان بوده ایم.حمله به کوی دانشگاه، دستگیری،اخراج و ستاره دار کردن دانشجویان معترض، اخراج استادانی که قالبهای حکومتی را نمی پذیرفتند واعلام جهاد علیه علوم انسانی، از جمله حملاتی است که تنها طی یکی دو سال اخیر صورت گرفته است. با انتشار دفترچه های انتخاب رشته کنکور معلوم شد امسال محدودیتهای بی سابقه ای را برای ورود دختران به دانشگاه اعمال کرده اند. این خبر تا همینجا با بهت و انزجار بسیاری از جوانان، رسانه ها و بخصوص داوطلبان ورود به دانشگاهها روبرو شده است. بنظر می رسد جمهوری اسلامی بااعمال سهمیه بندی جنسیتی در پذیرش دانشجو، قصد دارد امسال با دانشگاه و بخصوص دختران دانشجو، تعیین تکلیف نهایی کند.
علیرغم تمام نابرابریهای قانونی که تا کنون درجمهوری اسلامی علیه زنان اعمال می شد، دانشگاه و تحصیل آن محدوده وموقعیت اجتماعی بود که زنان میتوانستند در موقعیتی برابر با مردان قرار گیرند. موقعیتی که اگر جمهوری اسلامی آنرا بپذیرد دیگر جمهوری اسلامی نیست و دقیقا به همین دلیل است که سالها با اعمال فشارها و به بهانه های مختلف تلاش میکند زنان را از این محدوده هم خارج کند. با اجرای طرح سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها ازطرفی زنها از موقعیت برابر، وبعضا بالاتری که در دوره تحصیل و بخصوص پس از آن با مردان بدست میآوردند محروم می شوند و به موقعیت اجتماعی حاشیه ای تری رانده میشوند، واز طرفی تفکیک جنسیتی دانشگاهها، که حکومت و آخوندهای ریزو درشت سالها در صدد اجرایش بودند، را از ورودی دانشگاه یعنی کنکور به اجرا در می آورند. نفس تبعیض آمیز سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها وتعرض آشکار و سیستماتیکی است که حکومت علیه دانشگاه و بخصوص زنان آغاز کرده است.
افکار، ارزشها و اعتقادات جمهوری اسلامی با شیوه زندگی و خواست و آرزوهای اکثریت مردم ایران بخصوص جوانان فاصله نجومی دارد. خود این واقعیت که پس از سه دهه بگیر وببند و اعمال قوانین قرون وسطایی علیه زنان ، جمهوری اسلامی همچنان برای عقب راندن آنان از عرصه های اجتماعی ناچار است از دستگاه سرکوب استفاده کند، نشان میدهد شاّن زن درجامعه درست خلاف آن چیزیست که حکومت میخواهد. تضاد جمهوری اسلامی با خواسته های مدرن و انسانی جوانان یکی از ریشه های بحران آن است. اگر در سالهای قبل سرنگونی، خطری در دوردستها بود که هر از چندگاه جناحهای نظام به یکدیگر هشدارش رامیدادند، از سال ۸۸ به خطری واقعی برای کل حاکمیت تبدیل شده که در پس هر تند پیچ سیاسی و اجتماعی، امکان وقوع آنرا می بیند. جمهوری اسلامی راه مقابله با این خطر وعقب راندن مردمی که در هر موقعیتی به دنبال به زیر کشیدنش هستند، را سر کوب و چنگ و دندان نشان دادن در برابر جنبش آزادیخواهانه مردم میداند. ناچاراست در تمام عرصه ها حضور خود و ارزشهای ضد انسانیش را به رخ جامعه و مردم بکشد تا درکوتاه مدت هم که شده آنان را مرعوب کند. طبیعی است که دانشگاه بعنوان مهمترین مرکز جوانانی که سر سوزنی با جمهوری اسلامی و ارزشهای عقب مانده آن احساس نزدیکی نمی کنند و خود را تماما در برابر آن میبینند، اولین هدف سرکوب باشد. سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها نه اقدامی برای حل مشکل ظرفیت دانشگاهها ونه تبعیض بنفع پسرها برای ایجاد تعادل بین دختران و پسران دانشجو و نه حتی برای مقابله با " اختلاط دختر وپسر" صورت میگیرد. تفکیک جنسیتی را شورای انقلاب فرهنگی در دهه ۶۰ به تصویب رسانده بود اما اجرای آن در تمام این مدت با مقاومت جنبش دانشجویی روبرو شده و نتوانسته اند آنرا تا حالا اجرا کند. حتی عقب مانده ترین مسئولان نظام هم میدانند با چنین طرحهایی نمیتوانند مانع روابط آزاد و انسانی دختر و پسر ، شوند. این طرح اعلام جنگ آشکار حکومت به دانشگاه وخواسته های مدرن ، انسانی و برابری طلبانه تمام جوانان است که در دانشگاه نمایندگی میشود. اجرای این طرح، راه حلی برای مقابله با خطری است که حکومت از طرف دانشگاه احساس میکند و اگرچه تبعیض علیه زنان اعمال میشود اما سرکوب کل دانشگاه را هدف قرار داده است.
سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها اولین حرکت جمهوری اسلامی علیه زنان و دانشگاهها نیست واگرموفق شود، آخرین آنهم نخواهدبود. این تعرض به دانشگاه باید با اعترا ضات متحد و سراسری دانشجویان و جوانان پاسخ بگیرد. باید جمهوری اسلامی را متقاعد کرد که هر تهاجمی به دانشگاه با موجی از اعتراضات دانشجویان پاسخ میگیرد که میتواند کابوس سرنگونی را برایشان به واقعیت تبدیل کند.
۱۶ اگوست ۲۰۱۱
| بعدی > |
|---|


