جوانان کمونیست

داریوش شاهماری: خدا وجود ندارد

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

daryoash-shahmari

بى خدايان بجاى پرستش خدا، انسان همنوعشان را دوست دارند. بى خدايان براى اميد، زندگى و آينده تلاش و تقلا مى کنند و خدا و کشيش و آخوند و خاخام ذلت و عجز بشر و فرار بسوى مرگ را تبليغ مى کنند. بهشت انسانها بايد در همين دنياى فعلى و زندگى جارى ساخته شود و همه مردم بايد از زندگيشان لذت و بهره ببرند. انسان يکبار زندگى مى کند و بايد زندگيش را با تصميم خودش و با سربلندى و لذت و خوشى سپرى کند. بجاى کليسا و مسجد و کنيسه بايد مدرسه، پارک و تفريحگاه و مهد کودک ساخت. در همين جهان و همين زندگى جارى بايد خوش بود و زندگى کرد.

دين ضد علم است و دگم هاى مذهبى را با هيچ ترتيبى و از طريق هيچ متد علمى نمى توان ثابت کرد. دين دشمن علم است. آخوند و خاخام و کشيش با اشاعه جهالت و کوردلى در بين مردم، زندگيشان را مى گذرانند و خود جاهل ترين و بى شعور ترين افراد روى زمين اند. با اينحال از برکت دين از ثمره زندگى بقيه مردم استفاده مى کنند و فربه و پروار مى شوند! طبقات دارا و دولتشان، کليساها و مساجد و کنيسه ها را از پرداخت ماليات معاف کرده و مردم را وادار مى کنند ماليات بيشترى بپردازند. آخوند و کشيش و خاخام بايد مثل همه کار کنند و از آنها براى هر يک شاهى ثمره دسترنج مردم بايد حسابرسى شود، بايد ماليات بدهند و در تلاش عمومى و زندگى اجتماعى شرکت کنند.

اگر ردپاى خدا و تعاليم ضد زن، ضد علم و ضد زندگى و شکوفايى بشر از سيستم آموزش و پرورش و کتابهاى درسى پاک نشود، خرافات و تبعيض در زندگى مردم توليد و بازتوليد مى شود.

اگر دست خدا و نمايندگان آن از دولت و نهادهاى تصميم گيرنده قطع نشود، باز هم جهل و قساوت الهى بر سر مردم حاکم خواهد ماند.

اگر خرافات و احکام عتيقه اسلام، مسيحيت و يهوديت و .. با بحثهاى علمى، افشاگرانه و قانع کننده جواب نگيرد، باز هم خدا اما اين بار در چهارديوارى خانه هاى مردم، آنها را تحميق و خرفت مى کند.

با خدا و دين نه فقط بعنوان "افيون توده ها"، "روح جهان بى روح ما" و "مخلوق انسان در تنگنا افتاده"، بلکه بعنوان يک دستگاه تمام عيار آدمکشى و قساوت و خونريزى بايد درافتاد و مغلوبش کرد. بشر فقط با رهايى از شر قدرت سياسى نمايندگان خدا در روى زمين، با کوتاه کردن نفوذ آنها در زندگى اجتماعى خود و با ساختن جامعه اى باز، مرفه و آزاد مى تواند ريشه خدا و نفوذ کليسا و مسجد و کنيسه را خشک کند.

اگر جهل نسبت به طبيعت و ضعف در برابر قدرت قهار آن، خدايان را خلق کرد، رفاه مادى و برابرى انسانها و آگاهى آنها، قدرت قاهر خدا و خدايان را نابود مى کند. اگر ناتوانى انسان در مقابل فقر و بيکارى و ناامنى اجتماعى خدايان يا خداى واحد را ابقا کرد، برابرى و رفاه انسان و اراده و کنترل او بر زندگى و مقدراتش، خداپرستى و اديان را به زوال مى کشاند.

راه خلاصى از بن بست کور ايمان دينى، روى آوردن به تلاش و مبارزه براى خلق يک زندگى پر لذت انسانى و بهره گرفتن از زندگى، همين امروز و همين جاست. دين و خداپرستى تا همين حالا زندگى ميليونها انسان را تباه کرده است. اينکه دنياى امروز با دين اشباع شده درست مانند اين است که در خيابانها نفت و بنزين ريخته شده که فقط منتظر کشيدن کبريت است، يا خيابانها با اسلحه هاى آماده شليک پر شده است. دين مرگبار و کشنده است و بى خدايى يک ضرورت است.

بى خدايى و تلاش براى بالا بردن شان و حقوق زن و مرد و کودک درست در نقطه مقابل خداپرستى و خرافات و بى شخصيتى انسان است. زنده باد بى خدايى! زنده باد بى خدايان ماترياليست و مارکسيست که مى کوشند با خدا و مذهب در بيفتند و بهشت و زندگى انسانى را در همين دنياى فعلى بسازند!

ما بى خدايان بجاى پرستيدن خدا، همنوعان خود را دوست داريم. بجاى مذهب آسمانى ما به بهبود زندگى زمينى انسانها، زن و مرد و کودک علاقمنديم. ما بى خدايان بى پايگى خداى ماورا انسان و ماورا طبيعت را جسورانه افشا مى کنيم.

بدون خدا و دين جهان جاى بهترى براى زندگى کردن است!

بدون خدا و دين انسانيت آسوده مى شود

 

داریوش شاهماری

آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: